اروپا و برجام؛ آژیر عملیات اضطراری بعد از عکس یادگاری
بخش اول
 

اتحادیه اروپا همچنان خود را متعهد به توافق هسته ای می داند و از جمهوری اسلامی ایران نیز می خواهد که به تعهداتش پایبند باشد. این در حالی است که دلیل اصلی لرزان شدن برجام پس از خروج آمریکا، انفعال و فرصت سوزی اروپایی‌ها بوده است.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش‌های خبری ایرنا، اعلام کاهش تعهدات برجامی جمهوری اسلامی ایران که (هجدهم اردیبهشت ماه) و در سالروز خروج «دونالد ترامپ» از توافق هسته ای ایران و ۱+۵ رخ داد، تلنگری محکم به اروپایی‌ها بود تا به سرعت به این اقدام واکنش نشان دهند.

«حسن روحانی» با اعلام اینکه ایران با توجه به مفاد توافق هسته‌ای در زمینه نقض تعهدات، از حقوق خود استفاده کرده و فروش آب سنگین و اورانیوم غنی شده را متوقف می سازد، ضرب العجلی شصت روزه را برای اروپایی‌ها تعیین کرد تا نسبت به ادای مسئولیت‌های خود در برجام اقدامات لازم را به عمل آورند.در همین راستا سخنگوی شورای عالی امنیت ملی هشدار داد جمهوری اسلامی ایران در صورت تداوم نقض عهد از سوی طرف‌های توافق هسته ای به صورت گام به گام به سوی خروج از برجام و مراحل پس از آن پیش خواهد رفت.در واکنش به ضرب العجل شصت روزه، مقامات اروپایی بیانیه ای را صادر کردند و از تهران خواستند تا به تعهدات برجامی خود عمل کند و دیگر گامی به سوی برونرفت از توافق برندارد. اروپایی‌ها همچنین تصریح کردند که تعیین ضرب العجل از سوی ایران را نمی پذیرند.امروز سخنگوی اتحادیه اروپا در گفت وگو با یکی از خبرگزاری‌های ایرانی به تشریج دلایل رد مهلت تهران برای اقدام موثر اروپایی‌ها پرداخت و اظهار داشت: ما این اولتیماتوم را رد کردیم زیرا در مسیر انجام تعهدات قرار داریم. ما به برجام متعهدیم و در هماهنگی کامل با توافق هسته‌ای ایران عمل می‌کنیم. وی توافق هسته ای ایران و ۱+۵ را منفعتی جمعی برای حفظ امنیت اروپا و جهان دانست که باید از آن به عنوان دستاوردی کلیدی محافظت کرد. وی با تاکید دوباره بر پایبندی اروپا به تعهدات برجامی خواست تا ایران هم به تعهدات خود پایبند بماند.این در حالی است که وزیر امور خارجه کشورمان در جریان سفر به مسکو در صفحه مجازی خود نوشت ایران همچنان تعامل سازنده با بازیگران برجامی و قابل اعتماد را دنبال می کند. به نوشته «محمدجواد ظریف» برجام به خاطر آمریکا و عدم پایبندی اروپا به تعهداتش در شرایط اضطراری قرار دارد. اتحادیه اروپا و سه کشور اروپایی باید برای حفظ برجام قدم پیش بگذارند.تا پیش از اعلام خروج آمریکا از برجام، سه کشور اروپایی حاضر در توافق هسته ای تلاش‌های دیپلماتیک گسترده ای را به کار بستند تا مانع از تصمیم پیمان شکنانه ترامپ شوند. به موازات بروز اختلافات میان اروپا و آمریکا در زمینه مسائل تجاری، تعهدات آمریکا در پیمان‌های بین المللی و نیز هزینه‌های مالی دفاع جمعی آتلانتیک، مساعی دیپلماتیک اروپا برای اقناع ترامپ در جهت تداوم پایبندی به برجام به شکست انجامید.

با نگاهی به رخدادهای پس از خروج آمریکا از برجام می توان مجموعه مسوولیت‌پذیری اروپایی‌ها در قبال تعهدات برجامی را محدود به مساعی مذکور در عرصه دیپلماسی و صدور بیانیه‌های سیاسی دانست. در عمل تنها اقدام اروپایی‌ها تا اینجای کار ثبت سازوکاری با عنوان «اینستکس» بوده که از بهمن ماه پارسال تاکنون باری را از دوش ایران برنداشته است. این در حالی است که خواسته جمهوری اسلامی ایران از اروپایی‌ها مشخص و معطوف به ایجاد امکان فروش نفت، تامین خدمات و کالاهای مورد نیاز و تعبیه کانال‌های ارتباط مالی بود. افزایش تهدیدات ترامپ علیه تهران و تهدید جدی شرکت‌های خارجی در صورت برقراری ارتباط با ایران سبب شد تا با این استدلال که بنگاه‌های اقتصادی اروپایی به صورت خصوصی و غیردستوری فعالیت دارند، دولت‌های اروپایی عملا وارد فاز انفعال شده و به جای اجرایی سازی مسئولیت‌های برجامی به موضع گیری‌های اعلانی بسنده کنند. اعتراض ایران به انفعال اروپایی‌ها و مواضع تهران در این زمینه، زمانی بیشتر محق به چشم می رسد که رویکردها و رفتار اروپایی‌ها در مراحل پیش از انعقاد برجام و سپس اجرایی سازی آن تا زمان خروج آمریکا را به یاد بیاوریم.

در مسیر دستیابی به توافق در مذاکرات بود که مقامات اروپایی با تغیر تابلوی ۱+۵ به ۳+۳ کوشیدند تا این موفقیت دیپلماتیک محتمل را به نام خود ثبت کرده و در فرایند رایزنی‌هایی که در شهرهای اروپایی صورت می گرفت نقش تروئیکای اروپایی را برجسته سازند .نحوه حضور مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در رایزنی‌های سیاسی بین ایران و ۱+۵ نیز به نحوی بود که گویا اتحادیه با نزدیک شدن مواضع ایران با دولت دموکرات آمریکا جهت دستیابی به توافق برد- برد، نقش تسهیلگر گفت وگو و ضمانتگر نتایج آن را برعهده دارد.

با گذشت نزدیک به چهار سال از انعقاد توافق هسته‌ای، اروپا به دلیل هراس از تحمل هزینه‌های بالای تشدید تنش با آمریکا مشخصا در خارج ساختن برجام از وضعیت قرمز و اضطراری تقریبا هیچ عملکرد خاصی از خود بر جای نگذاشته است حال آن که زمانی عکس یادگاری با برجام نمایشی از قدرت دیپلماتیک اروپا و پرستیژ اتحادیه برای برقراری امنیت و ثبات جهانی و نیز حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات سخت تلقی می‌شد. پس از برجام بود که شرکت‌های اروپایی برای استفاده از فرصت‌های بازارپرکشش ایران به تکاپو افتادند و به خصوص شرکت‌های فرانسوی چون «پژو-ستروئن» و «توتال» منافع خود را در گسترش همکاری‌ها با شرکت‌های ایرانی می‌دیدند. با یادآوری این سیر تحولات، اظهارات اخیر مقامات اروپایی به ویژه «امانوئل مکرون» رئیس جمهوری فرانسه بسیار قابل تامل است.

مکرون در واکنش به کاهش تعهدات برجامی ایران، در سخنانی دوپهلو ضرورت تداوم و حفظ برجام را یادآور می شود اما با اشاره به برنامه مشروع موشکی ایران تصریح می دارد که توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ ناقص است و با گنجاندن موارد موشکی باید تکمیل شود. برخی تحلیلگران می گویند برخلاف اظهارنظرهای سیاسی اتحادیه مبنی بر ضرورت حفظ برجام، حرکت جمهوری اسلامی ایران به سوی خروج از توافق هسته‌ای، تکلیف را برای اروپایی‌ها روشن می سازد و با قرار دادن آن‌ها در کنار ترامپ، به تبعات تقابل سیاسی با کاخ سفید و مسوولیت مقابله با تحریم‌های ضدایرانی پایان می دهد و نوعی همدستی را برای بازگرداندن تحریم‌ها علیه تهران به وجود می آورد. در مقابل، این تحلیل وجود دارد که پس از فروپاشی کامل برجام دیگر چیزی از اعتبار سیاسی مبتنی بر اروپای مستقل باقی نمانده و حتی ژست اقتدار و وحدت اروپایی نیز خنده‌آور به نظر خواهد رسید. خاورمیانه لرزان و سیل میلیون‌ها مهاجری که از انبار مهماتی در حال انفجار به سوی مرزهای اروپایی هجوم می آوردند در کنار سرازیری تروریسم به سوی کشورهای اتحادیه چشم اندازی هولناک را به تصویر درمی‌آورد که در آن حسرت انفعال در حفظ برجام خودنمایی می کند.

ترامپ و خطای محاسباتی درباره ایران

برخی رسانه‌ها و تحلیلگران آمریکایی می گویند نبود راهبرد مشخص در حوزه سیاست خارجی کاخ سفید موجب شده تا «دونالد ترامپ» در قبال ایران دچار اشتباهات محاسباتی شود. به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش‌های خبری ایرنا، شیب تقابل تهران و واشنگتن به بالاترین میزان آن از زمان امضای توافق هسته‌ای رسیده است. از دید طیفی از تحلیلگران، نبود یک استراتژی مشخص و دقیق در حوزه سیاست خارجی ایالات متحده موجب شده است اقدامات پراکنده، متناقض و حتی مخرب سطح یک تنش معمولی را به اندازه‌ای بالا ببرد که همچون شرایط کنونی حتی تهدید نظامی و خطر جنگ هم مطرح شود. در یک سال اخیر خروج بی دلیل ایالات متحده از توافق هسته‌ای ایران و ۱+۵ آغازی بر این بحران بود. این اقدام آمریکا به اندازه‌ای غیرمنطقی بود که از آن زمان تاکنون مورد انتقاد دیگر کشورها و حتی متحدان اروپایی کاخ سفید هم قرار گرفته است. افزایش تدریجی فشار تحریم‌های یکجانبه کاخ سفید بر ایران و بی تحرکی دیگر امضاکنندگان برجام به ویژه اتحادیه اروپا، به تدریج تحولات را به مرحله‌ای رساند که ایران ضمن کاستن از میزان تعهدات هسته‌ای خود در قابل برجام، برای دیگر بازیگران توافق هسته‌ای به ویژه کشورهای اروپایی ضرب الاجل ۶۰ روزه‌ای را تعیین کرده است. جمهوری اسلامی ایران به کشورها اروپایی دو ماه فرصت داد تا تعهداتی را که براساس برجام برای عادی سازی روابط اقتصادی به تهران داده بودند اجرایی کنند، در غیر اینصورت تهران اقداماتی فراتر و غیرقابل تصور برای آن‌ها را در زمینه فعالیت‌های هسته‌ای اعلام و اجرا می کند.

دولتی بدون راهبرد مشخص در سیاست خارجی

در آمریکا یکی از اصلی ترین انتقادها به دونالد ترامپ به رویکردهای وی در زمینه مسائل بین المللی و سیاست خارجی کابینه وی مربوط می شود. نکته قابل توجه آن است که همه موفقیت‌هایی که ترامپ در حدود دو سال و نیم ریاست جمهوری به آن افتخار می کند به حوزه‌های داخلی این کشور و تنها اقتصاد و اشتغال محدود می‌شود و تقریبا در بیشتر مسائل بین المللی هیچ یک از اهداف کاخ سفید محقق نشده است. شاید برخی گفت وگو با رهبر کره شمالی و کشاندن وی به میز مذاکره مستقیم با آمریکا را موفقیت دیپلماتیک رئیس جمهوری آمریکا تفسیر کنند اما چند دلیل برای اثبات نادرستی این گمانه وجود دارد. نخست اینکه هنوز با گذشت نزدیک به یک سال این تلاش‌ها هیچ دستاوردی را بر دو طرف نداشته است و با وجود توقف موقت فعالیت‌های موشکی و هسته‌ای کره شمالی، حال بی ثمر بودن تعامل باعث تغییر نگاه پیونگ یانگ شده است. این کشور اکنون در حال از سرگیری فعالیت‌های پیشین خود است و چند آزمایش موشکی تازه پیونگ یانگ نشانه آن است. نکته دوم آن که دیدار مستقیم مقام‌های آمریکایی و کره شمالی اتفاق تازه‌ای نیست و در دو دهه گذشته نیز این امر چندین بار رخ داد و تقریبا در همه آن‌ها این واشنگتن بود که تعهدات خود را به سرانجام نرساند و باعث عقیم ماندن تلاش‌ها شد. همانگونه که بسیاری از تحلیلگران اعتقاد دارند به نظر می‌رسد برخلاف دوره ریاست جمهوری «باراک اوباما»، ترامپ تقریبا در هیچ یک از حوزه‌های سیاسی راهبرد مشخصی را دنبال نمی کند. در واقع وی تنها انتظار دارد کشورها در مقابل فشارهای سیاسی و اقتصادی یا تهدید نظامی، تسلیم خواسته واشنگتن شوند. این ارزیابی اشتباه، سردرگمی سیاسی و دیپلماتیکی را باعث شده است که نشانه‌های آن در رابطه ضعیف واشنگتن با متحدان دیرینه این کشور نمایان است. شاهدیم که در دیدار دوجانبه یا نشست‌های رسمی بین‌المللی رفتار و سیاستی مطلوب و مطابق با هنجارهای جهانی از سوی ترامپ دنبال نمی‌شود. در همین پیوند، تارنمای نشریه «نشنال اینترست» نوشته است که خط مشی‌های ترامپ در حوزه سیاست خارجی به ویژه در مورد ایران یک دیدگاه جامع و حتی راهبرد منطقه‌ای را دنبال نمی کند.

تناقض ترامپ؛ از تعامل تا تقابل با ایران

از نگاه کارشناسان یکی از مهمترین انتقادها به دستگاه دیپلماسی آمریکا در دوره ترامپ به ویژه در مورد ایران، نبود سیاستی کلان و بلندمدت بوده است. هنوز کاخ سفید تکلیف خود را در مورد نوع تعامل با ایران نمی داند و در میان بازه ای از رایزنی تا رودررویی نظامی سر درگم است. به نظر می رسد حتی در دوره اخیر که ترامپ بیشترین فشارها را بر ایران اعمال می کند، وی از قدم‌های بعدی خود آگاهی ندارد. آمریکا مشتریان نفت ایران را هدف تحریم‌های شدید قرار می دهد و در دیگر حوزه‌های مالی، صنعتی و تجاری بسیاری از هنجارهای بین المللی را برای فشار حداکثری بر ایران نادیده می گیرد؛ کاخ سفید اما همزمان از تهدید نظامی و تبلیغ بیش از حد بر موضوع حرکت ناو هواپیمابر خود به منطقه ابایی ندارد. در همین حین دولت آمریکا چنان نشان می دهد که همه این هزینه‌زایی‌ها برای آمریکا و کشورهای جهان تنها برای تهدید ایران هستند. وزارت امور خارجه این کشور آشکارا می گوید جنگ با ایران را دنبال نمی‌کند و از سوی دیگر می گوید منتظر تماس تلفنی ایران است. بنابر تحلیل

«ان.بی.سی نیوز» به نظر می رسد واشنگتن توان مقاومتی تهران را دست کم گرفته و دچار تناقض شده است. تهدیدهای جنگی ابتدایی «مایک پومپئو» وزیر امور خارجه آمریکا اکنون بیش از پیش تو خالی به نظر می رسد. از سوی دیگر رئیس جمهوری ایالات متحده با نگاه به انتخابات پیش رو در آمریکا، اطمینان دارد همانگونه که هنر معامله‌گری وی در مورد کره شمالی عمل کرد، می تواند با فشار حداکثری در تعامل با تهران هم موفقیتی را کسب کند. طبق تحلیل این شبکه خبری، مشاوران نزدیک ترامپ هم در مورد میزان انعطاف و عزم و اراده ایران دچار اشتباه محاسباتی شده‌اند زیرا ایران کره شمالی نیست و ساختار قدرت در آن هم متفاوت است. از طرف دیگر در آمریکا نیز صداهای مختلفی در مخالفت با ترامپ به گوش می رسد. علاوه بر مخالفت جدی کنگره با راه اندازی جنگ، اکنون کمیته‌های روابط خارجی و تسلیحات سنا هم این نگرانی را مطرح می کنند که سیاست‌های ترامپ ممکن است بدون اینکه رئیس جمهوری متوجه باشد یا بخواهد، مسیر تحولات با ایران را تغییر دهد.

ایران در برابر تحریم‌ها باید از ظرفیت‌های دیپلماتیک و رسانه بهره گیرد

ایران برای مقابله با سیاست‌های تحریمی ایالات متحده که بنیان‌های قدرت اقتصادی و سیاسی کشور را هدف قرار داده است، باید از ظرفیت‌های بین المللی، دیپلماتیک و رسانه‌ای بهره گیرد. باید تهران با مخاطب قرار دادن جامعه بین الملل بویژه افکار عمومی و جامعه مدنی جهانی اعلام نماید که تحریم‌ها غیرقانونی و نامشروع اند، برای صلح و امنیت جهانی خطرناکند و بیش از هر چیز موجب افزایش درد و رنج مردم ایران شده و اقدامی ضد انسانی است. به گزارش گروه تحلیل و بررسی، از زمانی که ترامپ در ماه مه ۲۰۱۸ به طور یکجانبه از توافق هسته ای خارج شده، مناسبات ایران و آمریکا به شکل بی سابقه ای خصمانه شده است. آمریکا در اوایل آوریل ۲۰۱۹ در اقدامی غیرمتعارف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در فهرست گروه‌های تروریستی قرار داد، اندک زمانی بعد معافیت‌های نفتی ایران را لغو کرد و اکنون نیز محدودیت‌هایی برای همکاری هسته‌ای ایران با سایر کشورها ایجاد کرده است، به عقیده برخی تحلیل گران مجموعه اقدامات مزبور، در صورتی که مدیریت نشود، می‌تواند ابعاد جدیدی پیدا کند. پرسش این است که جمهوری اسلامی ایران برای خنثی کردن نقشه خطرناک آمریکا از چه ظرفیت‌های دیپلماتیک و رسانه‌ای برخورد دار است و چگونه می تواند جامعه جهانی بویژه افکار عمومی جهان و گروه‌ها و جریان اثرگذار ضد جنگ را مخاطب قرار دهد تا از وضعیت تنش‌زا و خطرناک کنونی گذار کند. به نظر می‌رسد تهران می تواند رویکرد و سیاست‌های ذیل را در دستور کار دیپلماتیک خود قرار دهد و به شکل فعالی در مجامع عمومی و رسانه‌ای جهان، مشروعیت سیاست‌های آمریکا را به چالش بگیرد .

۱- تحریم‌های آمریکا علیه ایران نامشروع و غیرقانونی هستند.

آن چه آمریکا تحت عنوان سیاست تحریم و فشار حداکثری برای مقابله با ایران اتخاذ کرده، غیرقانونی و خلاف موازین و مقررات بین المللی است؛ مطابق گزارش‌های متعدد و پی در پی آژانس بین المللی انرژی اتمی فعالیت‌های هسته ای ایران صلح آمیز و تهران به مفاد برجام پایبند است.

۲-یکجانبه گرایی آمریکا تهدیدی جدی برای صلح و امنیت جهان به هم پیوسته است .

ترامپ برخلاف باراک اوباما نگاهی یکجانبه گرایانه به مناسبات و تحولات بین‌المللی دارد، به توافقات، همکاری‌ها، تعهدات و روندهای چند جانبه گرایانه بویژه نهادها و رژیم‌های بین المللی بدبین است و کسانی چون پمپئو و بولتون، راه حل مسائل و معظلات جهانی منطقه ای را نظامی می‌دانند. چنین وضعیتی نه تنها برای روسیه و چین چالش زا خواهد بود که برای اروپای متحد آمریکا نیز به لحاظ امنیتی و سیاسی خطر آفرین است.

۳-تسری دادن قوانین داخلی به عرصه بین المللی با اصل تجارت آزاد و احترام به حفظ استقلال و حاکمیت ملی کشورها در تعارض است. سیاست تحریم و مجازات اقتصادی ایران و کشورها و شرکت‌هایی که با ایران مبادلات تجاری – اقتصادی دارند، چیزی جز نادیده گرفتن موازین و قوانین تجارت آزاد، منافع ملی کشورها و تسری دادن حوزه اعمال قوانین داخلی به عرصه بین المللی نیست.

۴-تحریم‌ها به لحاظ اخلاقی قابل دفاع نیستند و عموما غیرانسانی و ضد بشری هستند .

واقعیت این است که تحریم‌ها بیش از آن که نظام سیاسی را هدف قرار دهد، به زندگی، معیشت و سلامت آحاد جامعه بویژه زنان، فقرا، کودکان، جوانان و سالمندان ضربه می‌زند و این اقدامی خلاف ارزش‌های انسانی است که دنیایی کنونی دغدغه آن را دارد.

۵-جنگ طلبان در آمریکا همانند نمونه عراق، درباره ایران متوسل به نیرنگ و دروغ شده‌اند

در جریان حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۲، آمریکایی‌ها براساس گزارش‌های دروغ و در پوشش شعارهای چون گسترش دموکراسی در خاورمیانه و آزاد سازی عراق، به این کشور حمله کردند. متهم کردن بغداد به داشتن سلاح‌های هسته ای، ارتباط با گروه‌های تروریستی و تهدید خواندن رژیم بعثی به عنوان خطری جدی برای صلح و ثبات جهانی بخشی از سناریو دولت بوش برای مشروع جلوه دادن حمله به عراق بود. امروزه جنگ طلبانی چون بولتون و پمپئو در دولت ترامپ، همین سناریو را علیه جمهوری اسلامی طراحی کرده و در حال پیشبرد آن هستند.

۶- باید گروه‌ها و جریان ضد جنگ و مدافع صلح دست به کار شوند

در آمریکا، اروپا و آسیا جریان فکری، سیاسی، فرهنگی و رسانه ای قدرتمندی وجود دارند که مخالف جنگ می باشند. می توان با مخاطب قرار دادن این جریان‌ها و فعال کردن آنها، مدافعان نظریه توسل به زور و مداخله نظامی در کاخ سفید را مجبور به عقب نشینی کرد. در آمریکا بخش عمده ای از افکار عمومی مخالف جنگ است و همچنان از مداخله نظامی این کشور در خاورمیانه ناراضی و رنج دیده است. کار زار انتخاباتی در آمریکا، فرصت مناسبی برای بسط دادن گفتگوهای عمومی پیرامون جنگ و صلح است بویژه آن که نامزدهای دموکرات در شعارهای خود بر سیاست خارجی ترامپ و یکجانبه گرایی آن متمرکز شده و به آن نقد جدی دارند.

ادامه دارد

Email this page

نسخه مناسب چاپ