یادداشت
از کم آبی بنالیم یا از پر آبی!
امیر طوسی‌نژاد
بارش باران به عنوان یکی از مواهب خداوند، همیشه مورد توجه بشر بوده است و انسان‌ها از ابتدای تاریخ تاکنون و بنا به ظرفیت‌های خود در مقاطع زمانی مختلف، از این نعمت بهره گرفته‌اند و شکرگزار هم بوده‌اند و با جمع‌آوری آب به روش‌های مختلف، نیاز خود را برآورده کرده‌اند.
این که نعمت باران و آب تا چه میزان بر زندگی بشر تأثیر دارد و نبود آن، مرگ انسان‌ها و موجودات کره زمین را موجب می‌شود، بر همگان روشن و مبرهن است اما این که چرا همین نعمت الهی به دلیل دخالت انسان در طبیعت و اجرای پروژه‌های غیر مهندسی و غیرکارشناسی طی سال‌های متمادی، به عاملی برای ویرانی خانه‌ها، شهرها و حتی مرگ انسان‌ها تبدیل می‌شود، مسأله‌ای است که ورود به آن توسط افراد خبره و کارشناس و البته نه مسئول، واجب و ضروری است.
معضل کم آبی و کم بارشی از حدود ۱۵ تا ۲۰ سال قبل در کشورمان نمود پیدا کرد و مسئولان به این فکر افتادند تا با اتخاذ تصمیمات لازم، از خشک شدن تالاب‌ها و رودخانه‌ها جلوگیری کنند اما به دلایل مختلف، نه تدابیر لازم تأثیر‌گذار در این باره اتخاذ کردند و نه روند خشک شدن منابع طبیعی آب متوقف شد به نحوی که متأسفانه به مرور اکثر تالاب‌های و منابع زیر‌زمینی آب در کشورمان، دچار خشکسالی شدند که از جمله آنها می‌توان به خشک شدن تالاب‌های گاوخونی، هامون و کم آبی دریاچه ارومیه اشاره کرد.
کم طاقتی در برابر این معضل به آنجا رسید که حتی موضوع انتقال آب دریاچه خزر به مناطق مرکزی کشورمان هم مطرح شد؛ موضوعی که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان عواقب بسیار خطرناکی از جمله تغییرات اقلیمی را به دنبال خواهد داشت و پیامدهای آن وحشتناک‌تر از خشکسالی خواهد بود.
اما در بحبوحه شرایط یاد شده، به یکباره شرایط بارشی در کشورمان تغییر کرد و اکثر نقاط کشورمان درگیر بارش‌های سیل‌آسا شدند. سامانه بارشی از اواخر روزهای پارسال از مازندران و شهر ساری فعال شد و رفته‌رفته به طرف استان گلستان حرکت کرد و پس از آن در استان‌های فارس، لرستان و خوزستان فعال شد و به این ترتیب بارش رحمت الهی سراسر کشورمان را دربرگرفت.
بارش پربرکت باران در کشورمان طی روزهای گذشته موجبات خوشحالی مردم به ویژه کشاورزان را موجب می‌شد به شرط این که همان مسئولانی که روزی فقط غصه کم آبی را پشت تریبون‌ها می‌خوردند و طرح‌های غیرکارشناسی را در سر می‌پروراندند، کمی هم در اندیشه اتخاذ تدابیر لازم هنگام بارش باران و حفظ جنگل‌ها بودند تا در شرایطی که لطف پروردگار نصیب مردم کشورمان می‌شود، خانه‌ها تخریب نشوند و انسان‌های بیگناهی قربانی قصور و کوتاهی‌ها نشوند و سرانجام این که این لطف خدا، عذاب الهی تعبیر نشود!
قصور مسئولان در این حوزه طی سال‌های متمادی، مسأله قابل کتمانی نیست و به راحتی هم نمی‌توان از کنار آن عبور کرد، قصوری که روزهای خوش آغازین سال نو را به کام مردم مناطق سیل‌زده و دیگر هموطنانمان تلخ و عده زیادی را هم بی‌خانمان و حتی عزادار کرده است.
بررسی اخبار این رویداد در اکثر مناطق ایران، نشانگر واقعیت‌های تلخی از گناه نابخشودنی برخی مسئولان فعلی و گذشته است. این که در فاصله کمی از رودخانه‌ها اجازه ساخت و ساز داده می‌شود یا بدون کارشناسی لازم، مسیل‌های خشک شده را به بوستان یا جاده تبدیل کرده‌اند و از همه مهم‌تر این که لایروبی رودخانه‌ها را به عنوان محلی برای هدایت آب با هدف جلوگیری از سرریز شدن آب به اطراف به راحتی به فراموشی سپرده شده است و کسی هم دغدغه نابودی جنگل‌ها را نداشته‌ است، مصادیقی از گناه نابخشودنی عده‌ای به ظاهر مسئول است که همواره در شیپور «اجرای کار بدون منت به مردم» دمیده‌اند ولی به دلیل نداشتن تخصص لازم و مرتبط با جایگاه کاری و مسئولیت حرفه‌ای‌شان، موجبات وارد شدن خسارات جبران‌ناپذیر را فراهم کرده‌اند.
اما به راستی و در این شرایط می‌توان مسئولان فعلی دستگاه اجرایی را مقصر قصور چند دهه کوتاهی‌ها دانست یا این که باید با ریشه‌یابی دقیق و علمی علت وقوع اینگونه حوادث، از تکرار آن جلوگیری کرد؟
نگاه گذرا به سیل اخیر در مناطق مختلف کشورمان که کماکان ادامه دارد و هر لحظه بر دامنه خسارات و شمار قربانیان آن هم اضافه می‌شود، بیانگر این موضوع است که تازمانی که مسئولان به فکر اصلاح روند غلط گذشته با هدف از بین بردن عوامل وقوع سیلاب نباشند و اقدامات لازم و پیشگیرانه را در دستور کار قرار ندهند، یا باید از کم آبی بنالیم یا از پر آبی!

Email this page

نسخه مناسب چاپ