یادداشت
اقتدار به مثابه هدف
سید مسعود رضوی
به عنوان روزنامه‌نگار وظایفی بر دوش ماست که مردم را با حقایق و اخبار و واقعیت‌هایی که در جهان پیرامون می‌گذرد آشنا کنیم. البته آسان نیست اما هر کار و رفتاری پس از زمانی طولانی، در عمل به عادت شغلی بدل می‌شود و آن شور و خلاقیت و آرمان‌هایی که برای رشد استعدادهای نهان باید به کار گرفته می‌شد، به تدریج از میان می‌رود و جایش را کارهای روزمرّه و عادات جاری می‌گیرد.
تنها گروه و تعدادی ‌اندک از انسان‌های صاحب ذوق و بااستعداد و توانمند هستند که از این قاعده خارج می‌شوند و خود را در راه و مسیری تازه و متفاوت و متناسب با موقعیت و هدفی تازه تعریف می‌کنند. این افراد مهیا می‌شوند تا تحول و دگرگونی را به مثابه اصل اساسی بپذیرند و اجازه ندهند هیچ عادت و رفتار تکراری او را از تکامل و تعالی باز دارد. ‏
در سیاست هم همین وضع حاکم است و اهل سیاست و دیپلمات‌ها از این نظر با خبرنگاران و ژورنالیست‌ها کاملاً مشابه و همانند هستند. آنان نیز بر اساس موازین آموخته، و معاییری تعریف شده در سیاست داخلی یا حقوق و قواعد بین المللی، می‌کوشند منافع ملی، معادلات جاری و معاملات آتی را در جهت سود کشورشان سامان دهند و دستاوردهایی بر اساس منافعمان به چنگ آورند.
نکته اینجاست که در یک لحظه و زمان خاص در تاریخ یا در موقعیت‌های جاری در افق افکار عمومی یا سیاست بین المللی، دیگر شیوه و رفتار مألوف ممکن است ناکارآمد باشد. به عبارتی شاید عادات معهود جواب ندهد و نتوان بر اساس آن به مردم و مخاطبان قبولاند که ما کارمان را انجام می‌دهیم و اتفاقاً همین امر با دقت در رویکرد مخاطبان و قبول و ردّ آنان به وضوح قابل فهم است.
مثلاً در عرصه مطبوعات و رسانه، با نزول مخاطب و افتِ تیراژ روبه رو می‌شویم اما در عالم سیاست و دیپلماسی با مانع و ناکارآمدی و فقدان موفقیت در مهار اوضاع و احوال به نفع منافع و منزلت ملی! این امور را نخبگان و اهل فن به موقع می‌فهمند و تشخیص می‌دهند؛ کار دشواری هم نیست.
این نکات، دیباچه‌ای سهل و ممتنع است خطاب به سیاستمداران کشورمان که از تغییر لحن و رویکرد و شیوه و حتی امتحان کردن راه‌های نامألوف و ظاهراً نامرتبط و دوردست، هراسی به خود راه ندهند.
پایه‌های سیاست بر نفع و منافع تجاری بنا شده و امروزه اگر دیپلماسی به افزایش سه عنصر نینجامد، ناکارآمد تلقی می‌شود:
«امنیت» یعنی اقتدار و توانایی‌هایی که ما را از گزند رقبا و خصم در امان بدارد، «ثروت» یعنی منافع اقتصادی و سودهای بالفعل و بالقوه در هر زمین‌های، و بالاخره «فرصت» یعنی کسب موقعیت‌های منطقه‌ای و بین المللی که در جهان محدود است و به چنگ آوردن آنها هر روز دشوار و دشوارتر می‌شود.
اما چرا این مسایل و توجه بدان ضرورت دارد، زیرا موقعیت و حتی موجودیت وطن ما در منطقه و در جهان معاصر، از چند جهت بسیار خاص و حساس، و از جهاتی هم منحصربفرد و یگانه است؛ از جهت ایدئولوژیک و باورهای اسلامی و آزمونهای عملی که طی چهل سال در رخدادهای ایران دنبال شده، از حیث زبان و فرهنگ ویژه و ادبیات منحصر به‌فرد و والایی که ایران و زبان پارسی حامل آن محسوب می‌شود. از جهت ژئواکونومی و وضعیت ویژه اقتصاد و ترانزیت شرق و غرب، از حیث انرژی و تجمع پترولیوم و منابع و مشتقات نفت و گاز٫ از جانب همزیستی فقیرترین و پولدارترین کشورها، و ازجهت ژئوپولیتیک تاریخی و مناسبات خاص فرهنگی و اقتصادی با همسایگان شرقی و غربی از هرات تا فرات، و از آمودریا تا دریای عمان و…
آنچه در تمام این عناصر باید لحاظ شود، در یک کلام حفظ منافع ملی ایران و هژمونی منطقه‌ای کشور است. فرقی نمی‌کند از چه راهی به دست آید و چه عنوانی برایش قائل شویم، باید حاصل شود و مردم، حکومت و قدرت ملی و دولتی را برای همین در اختیار دیپلماتها و رهبران قرار داده‌اند. در یادداشت‌های بعد، به تناوب به هر یک ازین حوزه‌ها و منافع و مدارج اقتدار در دیپلماسی و جغرافیای سیاسی کنونی خواهیم پرداخت. ‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ