یادداشت
اقتصاد و سلامت
سید مسعود رضوی
از میان عناصر اصلی و درجه اولی که کشور و مردم ایران با آن رو به رو هستند، بی‌تردید مشکلات اقتصادی اهمیت بیشتری دارد. درحال حاضر چند موضوع در فهرست گرفتاری‌ها و مشکلات جاری برای مردم حساسیت زیادی دارند؛ موضوع سوخت و بهای بنزین، یارانه‌ها و تورم افسارگسیخته‌ای که هنوز نتوانسته‌ایم راه‌حلی برای مهارش پیدا کنیم یا حداقل شیب ملایمی در مسیر کنترل تورم داشته باشیم که با درآمد و دارایی عامه مردم تلاقی و تزاحم نداشته باشد.

بخش مهمی از این مشکلات را باید علاوه بر آثار سوء‌تدبیر و سوء‌مدیریت به عنوان واقعیت جاری و موجود، نتیجه تنش‌های سیاسی و تحریم‌های اقتصادی قلمداد کرد. حتماً اینگونه است و نباید با انکار و تکذیب واقعیات، به سرگردانی و ابهام در افکار عمومی دامن زد. اما چاره چیست و مثلاً تا چه زمانی قادر هستیم قیمت سوخت و یارانه‌های سنگین حامل‌های انرژی را به صورت کنونی نگاه داریم و مانند یک شمشیر دولبه مخاطراتش را نیز بپذیریم.

این روش در برخورد با یارانه‌ها و مدیریت سرمایه و بودجه‌های کشور، فقط تسکین موقت بوده و اصل تصمیمات نیز در شرایط خاص و حادّی اتخاذ شده که موقعیت متفاوتی بر همه شئون زندگی و دارایی و بودجه و مدیریت کشور حاکم بوده است، اما اینک گویی دیگر شجاعت تغییر در مدیریت دولت از میان رفته و در نمایندگی مجلس نیز٫

اگر چنین شجاعت و درایتی وجود داشت، وضع کنونی به تدریج و طی چند مرحله دگرگون می‌شد و مردم به واسطه درک شرایط و موقعیت خاص کنونی می‌پذیرفتند. اما واضح بگویم که اقلیتی از افراد ذینفع و صاحب نفوذ، دولت و ملت را به گروگان خویش درآورده و شمشیر داموکلس را بالای سر همه برافراشته‌اند تا تغییرات اساسی و بنیادین اتفاق نیفتد و این دمل‌های بیمار و کشنده از اقتصاد و جامعه و مناسبات دولت و ملت ریشه‌کن نشوند؛ زیرا سود کلانی از آشفتگی و یارانه و تفاوت قیمت‌ها و سوخت و نفت در شرایط تحریم به جیب زده و می‌زنند.‏

سال‌ها پیش باید برنامه‌ای برای ایجاد شیب ملایم در تغییر قیمت سوخت و مصارف مختلف انرژی اندیشیده می‌شد. در زمان دولت اصلاحات به خاطر دارم که جماعتی از ظاهرگرایان و پوپولیست‌های نادان و مخرّب به نام دفاع از مستضعفان، مانع تغییرات شدند و فوب سوخت و شرایط توزیع کالاهای یارانه‌ای و بیمار کنونی را تثبیت کردند، تا زمانی که به ناچار و در اثر یک شوک امنیتی در دولت بعدی قیمت بنزین و بعد هم گازوئیل چندبرابر شد و کارت سوخت به ضعیف‌ترین شکل مدیریت فلّه‌ای در اختیار مردم قرار گرفت. غافل از این که، زمینه‌های تازه‌ای برای شکل‌های تازه‌تری از فساد و رانت و قاچاق سوخت ایجاد شده و مشکلات برجای مانده بود.

همین وضع به شکلی دیگر در یارانه نقدی ملاحظه شد و هنوز هیچ کس نتوانسته دریابد که این حجم از پول و این شکل توزیع یارانه، چگونه تمامی ارکان تولید و سرمایه‌گذاری‌های توسعه را در دولت فلج کرده و به جای رونق اقتصادی، فقط رکودی بی‌وقفه و بیمارگونه را در شریان زیست و زندگی مردم تداوم بخشیده است.

در حال حاضر یک نگرانی بزرگ دیگر هم به مشکلات مذکور افزوده شده و آن عدم شفافیت در درآمدهای اصلی دولت به دلیل واسطه‌های تحریم و سوابق سوء و خطرناک در این عرصه است. اگر قرار است مشکلی حل شود باید به دست مردم و در شرایط شفاف و با استفاده از حداکثر توان و قدرت ملت این کار انجام شود. سود و زیانش نیز باید عادلانه به چنگ مردم بیفتد، نه اینکه اقلیتی که امتحان ضعیفی را قبلاً پس داده‌اند و هیچ اعتماد و اعتباری ندارند دوباره بر ذخایر نفت و گاز و ارزهای حاصله و سودهای آن چنگ بیندازند.

این بازی را باید پایان داد تا مردم به عدالت ایمان آورند و فساد پنهان ریشه‌کن شود و مشکلات را بتوان پشت سر نهاد. نباید به مردم گفت در اقتصاد و هزارها مشکل کوچک و بزرگ مقاومت کنند اما اخبار سوءاستفاده و سرقتهای میلیاردی از این گوشه و آن زاویه، از این بانک و آن شرکت، از این نهاد و آن صندوق و از این وزارتخانه و آن اداره، به تناوب و تداوم درز کند و بعد هم عده‌ای به دادگاه بروند و جماعتی در اتاوا و کامبرا و کالیفرنیا صاحب کاخ و حساب بانکی و آلاف و الوف شوند. ‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ