یادداشت
اهداف هجمه به وزارت نفت؟!
هجمه‌های برخی نیروهای سیاسی به وزارت نفت و وزیر نفت در یک هفته اخیر به شدت افزایش یافته است. البته در طول سال‌های اخیر همواره این هجمه‌ها وجود داشت اما کمیت و کیفیت آن در هفته اخیر به گونه‌ای افزایش یافته که با پاسخ‌های تند وزیر نفت همراه شده و به نوعی کار بالا گرفته است.
برای مردم و ناظران سیاسی و اقتصادی افزایش قابل توجه حمله‌ها به وزارتخانه‌ای که در خط مقدم مقابله با تحریم‌ها قرار دارد ـ آن هم در روزهایی که فشار تحریم‌ها افزایش یافته ـ بی‌معنی می‌نماید و آنان از خود می‌پرسند پشت پرده چه خبر است که برخی از منتقدین چنین زمان بدی را برای افزایش فشار به وزارت نفت انتخاب کرده‌اند؟
نیازی به محاسبه زیادی در این خصوص نیست و صحنه کاملاً روشن است. بدیهی است در شرایطی که کشور به هر یک دلارهای نفتی احتیاج مبرم دارد و روی آن حساب می‌کند، منطقی نیست که تمرکز بزرگترین دستگاه تولید درآمد کشور را این گونه به هم زد.
البته بازهم بدیهی است که هم شخص بیژن زنگنه و وزارت نفت وزیر مجموعه‌هایش عیب و ایراد دارند، اما بزرگ کردن این عیب و ایرادها، حاشیه‌ ساختن از آن و تلف کردن وقت و کاهش تمرکز این دستگاه حیاتی در این روزهای حساس مانند چاقو زدن به خود و پاس گل دادن به دشمن است که منتظر گاف گرفتن و تنگ‌تر کردن حلقه محاصره اقتصادی است.
روشن است که نیروها و اشخاص سیاسی که این روزها برای وزارت نفت حاشیه‌ می‌سازند، بدیهیات یاد شده را صدها بار بهتر از هرکسی می‌دانند و سوال هم دقیقاً همین جاست که هدف این افراد از این همه حاشیه‌سازی چیست؟ و حضور زنگنه در مسند وزارت نفت چه مضراتی دارد که از رئیس جمهوری گرفته تا دیگر مقامات عالیرتبه آنرا نمی‌بینند. اما این دوستان، می‌بینند؟ اگر وزارت نفت در شرایط فعلی کارایی ندارد خب چرا رئیس جمهوری، مجلس و دیگر مقامات عالیرتبه، وزیر را برکنار نمی‌کنند؟ آیا تداوم کار وزیر فعلی به معنای رضایتمندی ـ حتی رضایتمندی نسبی ـ از عملکرد او نیست؟
اگر نیست که زحمتش یک برگ کاغذ برای به خانه فرستادن زنگنه است. اینها سؤالاتی است که دوستان منتقد این روزها تلاش دارند با حاشیه‌سازی و سکوت از کنارش عبور کنند. غافل از اینکه افکار عمومی هوشیار‌تر از آن است که تشخیص دهد ممکن است این انتقادات روز افزون ریشه در جای دیگر داشته باشد، منافعی به خطر افتاده باشد، جلوی اعمال نفوذی بسته شده باشد، افرادی دلخواه برخی پست نگرفته باشند، پولی به جایی نرسیده باشد و امثالهم.و صد البته افکار عمومی ناظر، این نکته را هم می‌داند که هر گونه اخلالی در فرآیند فروش نفت کشور و کسب درآمد آن با وجود تمام دشواری‌ها، مستقیماً بر وضعیت سفره‌های آنان تأثیر خواهد گذاشت و لذا کسانی را که با حاشیه‌سازی به هر قصد و منظور در این امر اخلالی ایجاد می‌کنند را نخواهد بخشید.باید به آقایان سیاسی منتقد گفت که شرایط عمومی کشور به گونه‌ای متحول شده که حتی با ۲ سال پیش هم قابل مقایسه نیست. فضای مجازی و افزایش سرانه مطالعه، قدرت تحلیل، کلی نگری ، آگاهی و واکنش را طوری بالابرده که اینگونه مانورها از دید مردم پنهان نمی‌ماند.
مردم زمین بازی، انگیزه و هدف بازیگران و آنچه در باطن خواهان رسیدن به آن هستند را درک کرده و به آن واکنش نشان می‌دهند. در این چارچوب حدس زدن انگیزه کسانی که در حال اخلال در درآمدزایی کشور هستند، برای مردم دشوار نیست و آنان که از برخی تریبون‌ها سخنان تند و تیز می‌گویند و فکر می‌کنند کسی نیت خوانی نمی‌کند، سخت در اشتباهند.
«سید علی دوستی موسوی»

Email this page

نسخه مناسب چاپ