یادداشت
اگر با مردم صادق باشیم …
فتح الله آملی
تیتر اول یا اصلی روزنامه اطلاعات دیروز خبر از فاجعه‌ای می‌داد که تقریباً سال‌های سال است همه ما به نوعی آن را می‌دانیم. بارها و بارها نیز درباره‌اش صحبت کرده‌ایم اما هرگز با وجود فهم و درکی که از ابعاد این فاجعه داریم تقریباً هیچ کاری برایش نمی‌کنیم.

براساس گزارش دیروز اطلاعات و براساس گفته‌های مدیرعامل شرکت بهینه‌‌سازی مصرف سوخت، در هر روز ۴۵۰ میلیارد تومان یارانه به بنزین داده می‌شود. اگر یارانه گازوئیل را هم حساب کنیم این رقم به حدود هزار میلیارد تومان خواهد رسید. همه می‌دانیم که این رقم چه رقم درشتی است. ۳۶۵ هزار میلیارد تومان در سال یعنی معادل۹۰ درصد کل بودجه جاری و هشت برابر بودجه عمرانی.

البته محسن دلاویز، مدیرعامل شرکت بهینه‌سازی وقتی می‌خواست از قیمت هر لیتر بنزین در ایران در مقایسه با کشورهای دیگر صحبت کند کلی تخفیف هم داد. به گفته او قیمت هر لیتر بنزین در ایران ۲۹ سنت است و بعد از ونزوئلا و سودان، ایران ارزان‌ترین بنزین دنیا را ارائه می‌کند. حال معلوم نیست این عدد ۲۹ سنت از کجا آمده است؛ چرا که اگر حتی با دلار۴۲۰۰ تومانی (که البته گیر کسی نمی‌آید) هم بخواهیم محاسبه کنیم کمتر از ۲۹ سنت می‌شود. اگر براساس نرخ آزاد این محاسبه صورت گیرد که از ده سنت هم کمتر می‌شود، ضمن اینکه‌ بد نیست بدانیم که همین کالا در کشور همسایه ما عراق با وجود داشتن آن همه تولید نفت و جمعیتی کمتر از نصف ایران و صادراتی تقریباً ۳ برابر صادرات کشورمان، قیمت بنزین حدود۷۰ سنت و در امارات با وجود داشتن جمعیتی کمتر از پنج درصد جمعیت ایران و آن همه تولید و صادرات نفتی، بهای بنزین ۶۸ سنت است و ایران با این حساب بعد از ونزوئلا ارزان‌ترین نرخ بنزین را در جهان دارد که البته نشانگر توسعه و رشد و رفاه نیست؛ همچنان که در ونزوئلا که با پول یک بسته آدامس می‌شود یک باک یا۳۰ لیتر بنزین زد شاهد هیچ توسعه و رفاهی نیستیم و تورم در این کشور هر روز رکورد‌های بالاتری را درمی‌‌نوردد و پایین نگه داشتن بهای بنزین فقط یک مسکن موقت و عوامفریبانه برای جلوگیری از تنش‌های اجتماعی و اعتراضات عمومی است. در ایران اما به چه دلیلی باید از اقدامات پوپولیستی و عوامفریبانه و غیرمنطقی در حوزه اقتصاد دفاع کرد؟ و اصولاً به چه دلیلی باید اجازه استمرار این روند را داد؟ اگر ذره‌ای دلمان برای منافع ملی و توسعه و پیشرفت کشور بسوزد وجدانمان اجازه استمرار چنین اجحافی را در حق مُلک و ملت و آینده این سرزمین نخواهد داد؛ حتی اگر دولتمردان بخواهند برای آرامش خویش و از سر عافیت‌طلبی به این مسیر ادامه دهند مردم نباید چنین خیانتی را بپذیرند. مسأله بسیار ساده است؛ روزی هزار میلیارد تومان از ثروت و سرمایه ملی آنجا که باید هزینه شود نمی‌شود. شاید عده‌ای بگویند و درست هم بگویند که مگر ما درآمدمان دلاری است که قیمت بنزین را به دلار بپردازیم؟ این همه گرانی و تورم داریم. از سال گذشته تا حال قیمت همه چیز بالا رفته. برخی کالاها و اجناس و خدمات بیش از صددرصد افزایش قیمت داشته. مردم دیگر تحمل گرانی بیشتر را ندارند. اگر بنزین هم گران شود دوباره نرخ تورم در همه چیز چند درصدی بالا خواهد رفت و مردم از این هم فقیرتر خواهند شد. تازه اگر قیمت بنزین را بالا ببرند این را به مردم نمی‌دهند. بخور بخور و دزدی بیشتر می‌شود. این دفعه به جای دو هزار و سه هزار میلیارد، پرونده‌های ده هزار و بیست هزار میلیاردی رو می‌شود و فقط گرانی و بدبختی آن برای مردم می‌ماند و … از این دست سخنان فراوان مطرح است و متاسفانه حتی در جمع اصحاب قدرت و حتی در بین نمایندگان مجلس… اما همه می‌دانیم که طرح این سخنان از جانب مردم از سر بی‌اعتمادی و تکرار آن از سوی دولتمردان و نمایندگان نوعی بهانه‌جویی برای فرار از پاسخگویی و از سر توجیه بی‌عملی است وگرنه تقریباً همه و حتی خود مردم می‌دانند که استمرار و تداوم این وضعیت چیزی جز خیانت نیست. حداقل باید برای جلوگیری از فشار به اقشار آسیب‌پذیر جامعه درآمد حاصله را باز توزیع کرد. حتی اگر بخواهیم بدون تبعیض این یارانه را به کل جمعیت به صورت نقدی بپردازیم باز به مراتب عادلانه‌تر است ضمن این که جلوی رانت و فساد و قاچاق ده‌ها هزار میلیارد تومانی سوخت را می‌گیرد که خسارت محض است برای کشور. چرا گمان می‌کنیم مردم این را نمی‌فهمند و با این اقدام ضروری مخالفت خواهند کرد؟ آن‌ها وقتی ببینند که با آنان صادق نیستیم، وقتی ببینند که حرف و عمل ما با هم نمی‌خواند، وقتی از ما دروغ و بی‌صداقتی ببینند با ما مخالفت می‌کنند اما وقتی دریابند که یک اقدام منفعت آنها و منفعت کشور را تأمین می‌کند و مسئولان هم با آنها صادقانه رفتار می‌کنند اتفاقاً خیلی خوب می‌فهمند و همراهی می‌کنند. فقط کافی است گفته شود که با واقعی کردن قیمت سوخت (که اقدامی کاملاً حیاتی و ضروری برای کشور است) و با حذف یارانه بنزین و گازوئیل می‌شود به جای ۴۵ هزارتومان به هر ایرانی۴۰۰ هزارتومان یارانه داد که گرچه روش خوبی برای رشد و توسعه کشور و تولید ملی به حساب نمی‌آید اما حداقل در شرایط فعلی برای توقف روند کنونی حیف و میل سرمایه ملی به مراتب بهتر از پرداخت این یارانه کلان و مسرفانه است که سود آن برای طبقات مرفه ۱۸ برابر طبقات فقیر و مستضعف و آسیب‌پذیر است. کافی است با مردم صادق باشیم و به آنچه که به آنان وعده می‌دهیم عمل کنیم و رفتارمان هم صادقانه باشد و گمان نبرند که به هیچ شکل قصد فریب آنان را داریم.

Email this page

نسخه مناسب چاپ