مکتوب هفته
باد وفاق می‌وزد آیا از این بهار؟
دکتر محمدعلی فیاض‌بخش
بوی بهار می‌آید و باد ملایم می‌وزد؛ رسم است که تفألی به دیوان لسان‌الغیب می‌زنند در صبح بهاری تحویل. من تفأل‌نازده، به اقتباس از سخن آسمانی حافظ، نمی‌گویم: «کشتی شکستگانیم»، که نیستیم، بلکه می‌‌خوانم: «کشتی‌ نشستگانیم»، و مگر نیستیم؟

در این دریای توفانی، که فعلا تلاطم‌زایی‌اش از بی‌خدایی همچون ترامپ است و بادهای مخالفش از باد‌و‌بروت به سرشدگانی همچون اتحاد عبری ـ عربی‌؛ ما پارسیانِ هزاران‌سال بر کشتی صلح و سلام و فرهنگ و ادب و تمدن و هویت نشسته و بار ابریشم و‌حریر انسانیت را در بحر‌در ‌بحر عالم سودا کرده، آیا نباید امروز دوباره بر عرشه این‌کشتی، سکان قرار و سکون را مستحکم بداریم و در میان خود، جدال و شقاق فرو نهیم و یادآریم از آن‌همه سلم و سلام و سلامت، که میراث پدرانمان است؟

آخر از این‌همه درشتی بریکدیگر آوردن و ناخن به چهره هم کشیدن چه چیزی عاید این مرز و بوم می‌شود؟ نگران چه هستند که این‌همه می‌پرخاشند!؟ سند شش‌ دانگ بهشت را در دست دارند، که هرکه را جز هم‌اندیشان خود در جهنم پیشاپیش جای‌داده‌اند؟ اگر نه، پس چرا اینگونه در میان یک ملتِ هم‌تا‌ریخ و هم‌فرهنگ و یک‌زبان(گیرم با قومیت‌های گونه‌گون)، خودی و کم‌خودی و ناخودی و نخودی و بسیارغیرخودی طبقه‌بندی‌کرده‌اند؟ تا جایی که حتی خودی‌هاشان در مجلس شوراشان تحمل کلامی مخالف را ندارند. راستی در چشم و نظر فرزندانمان، که از بد حادثه گاه به اخبار ناخوشایند دسترسی دارند(و این هم یکی‌از برکات فیلتر و فیلترشکن ‌است) چه صحنه‌هایی را به نمایش می‌گذارند!؟ لابد در این جنجال‌های مشمئزکننده، ـ که اخیرترین و نه قطعاً آخرینش را چندروز پیش در مجلس دیدیم ـ زبان حال حضرات جنجالی این‌است: ز هر طرف که شود کشته سود اسلام است!

در آستانه سال نو تفأل به گلستان سعدیِ جان زدم. حکایت دوم از سیرت پادشاهان آمد:

«یکی از ملوک خراسان(!) «محمودسبک» ‌تگین را به خواب چنان دید که جمله‌ی وجود او ریخته‌بود و‌خاک‌شده، مگر چشمان او که در چشمخانه همی‌گردید و نظر می‌کرد. سایر حکما از تأویل آن فرو ماندند مگر درویشی که به‌جای آورد و‌ گفت: هنوز نگران‌ است که مُلکش با دگران ‌است!»

دو‌ هفته کشور آرام می‌گیرد. البته تا چند هفته بعد از تعطیلات، همچنان آرامش(!) در ادارات برقرار است و بعد از آن هم که ماه رمضان و زمان کناره‌گیری از کار دنیا و عبادت در خواب! خداکند در این آرامش نوروزی، که مجلسیان در مجالس خصوصی و خانوادگی‌اند و فرامجلسیان در سیر آفاق و لابدتهذیب انفس؛ مزه‌ای از این آرامش و مهر و دوستی را به صحنه‌ی جامعه بکشانند و به یمن سال نو، با رخت نو، ناخنِ سرپنجه بر چهره رقیب را کوتاه کنند؛ که ناخن‌های امریکایی ـ عربی ـ عبری به یک حکم می‌خواندمان، که: ناخن‌هامان را کوتاه‌کنیم و در عوض دستهامان را به هم گره زنیم.

آرزو‌می‌کنم سال ۹۸ را سال وفاق عمومی و رفع هزار درد درمان‌نشده از ملتی صبور و لایق ببینند.‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ