«برجام» افشاگر رفتارهای دوگانه غرب در آوردگاه مونیخ
 

اعضای تروئیکای اروپا که چند روز پیش اجلاس ورشو را در مخالفت با سیاست‌های آمریکا بایکوت کرده بودند در پنجاه و پنجمین اجلاس امنیتی مونیخ فرصتی به دست آوردند تا ضمن تاکید بر حفظ برجام، سیاست‌های یکجانبه گرایانه و زیاده خواهی‌های کاخ سفید را به چالش بکشند.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش‌های خبری ایرنا، اخیرا دو نشست متوالی در قلب قاره سبز توجه جهانیان را به خود جلب کرد. اجلاس نخست در ورشو پایتخت لهستان به مدت دو روز برگزار شده بود. در اجلاس مذکور که با ابتکار و مدیریت آمریکایی‌ها بود، وزیران امور خارجه بازیگران موثر و گردانندگان اتحادیه اروپا مانند فرانسه و آلمان از جمله غایبان بودند.مقامات ارشد اتحادیه به دلیل اختلاف نظر با ایالات متحده در پاره ای مسائل در اجلاس ورشو حضور نیافتند و «جرمی‌هانت» وزیر خارجه بریتانیا نیز تنها با هدف حضور در جلسه‌ای مربوط به یمن در این کنفرانس شرکت کرد. مهمتر از همه «فدریکا موگرینی» مسئول سیاست خارجی اتحادیه بود که از شرکت در این اجلاس خودداری نمود. اما با برگزاری اجلاسی دیگر تحت عنوان «اجلاس امنیتی مونیخ» فرصتی سه روزه رقم خورد تا افزون بر حضوریابی مقامات بلندپایه اتحادیه، برخی مقامات جمهوری اسلامی از جمله «محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه نیز در آن اجلاس حضور یابند؛ اجلاسی با حضور ۳۰ رئیس دولت و نزدیک به ۵۰ وزیر امور خارجه که از تاثیرگذاری و اهمیت فزاینده آن حکایت می‌کند. اختلاف نظرها بین آمریکا و اروپا زمانی آشکارتر شد که مقامات دو طرف در ارتباط با آینده و پیامدهای توافق هسته‌ای اعلام موضع کردند.

برخلاف اجلاس ورشو که در آن «مایک‌پمپئو» وزیر امور خارجه ترامپ صحنه گردان بود، در جریان اجلاس سیاسی و امنیتی مونیخ این ماموریت بر دوش «مایک پنس» معاون رئیس‌ جمهوری آمریکا قرار گرفت تا با دامن زدن به سیاست‌های ایران هراسانه، اروپایی‌ها را از تداوم همکاری با ایران در زمینه اجرای برجام منع کند. از این رو معاون رئیس‌ جمهوری آمریکا در جریان سخنرانی خود به صراحت از قدرت‌های اروپایی درخواست کرد تا از توافق هسته‌ای با ایران خارج شده و به صف تحریم کنندگان اقتصادی ایران بپیوندند. کانال ویژه مالی آلمان، فرانسه و بریتانیا با عنوان «اینستکس» که ۱۱ بهمن ماه برای تسهیل تبادلات مالی میان شرکت‌های اروپایی با ایران رونمایی شد نیز از نگاه پنس دور نماند و به انتقاد از آن پرداخت. پنس و دیگر مقامات کابینه ترامپ در حالی اینستکس را بسترساز تعمیق شکاف میان اروپا و آمریکا می دانند که سران بروکسل در شعار و عمل نشان داده‌اند دست کم در این زمینه حاضر به کنار آمدن با کاخ سفید نیستند. عدم حضور آنان در نشست ورشو که به دعوت آمریکایی‌ها برای ائتلاف‌سازی علیه برجام برگزار شده بود هم در این راستا قابل ارزیابی است. کشورهای اتحادیه اروپا اما دغدغه‌ها و همچنین اولویت‌هایی متفاوت از ایالات متحده دارند و آنها قبل از هر موضوعی به اهمیت جوانب سیاسی – امنیتی توافق هسته‌ای نظر می افکنند. همان طور که «فدریکا موگرینی» مسئول سیاست خارجی اتحادیه در جریان برگزاری اجلاس مونیخ تاکید کرد که «برجام یک مساله‌ امنیتی برای اروپا» است و با این جمله بر سینه نماینده ترامپ و خواسته وی مبنی بر خروج اروپا از برجام دست رد زد. مقامات اتحادیه اروپا به مشکلات داخلی خود و تبعات برجام شکنی بی اعتنا نیستند. افزایش تحرکات تروریستی که پس از بحران‌های خاورمیانه در غرب و به ویژه در اروپا شدت یافته، دست ملی‌گراهای تندرو را در ماجراجویی باز گذاشته است. اروپایی‌ها همچنین مهاجران را عامل بی ثباتی و ناامنی اروپا معرفی و مقامات خود را در ارتباط با تصمیمات مهاجرتی زیر سوال می برند. بی‌تردید در صورت تعمیق و گسترش بحران‌ها در مناطق مختلف جهان بخصوص خاورمیانه که از لحاظ جغرافیایی به اروپا نزدیک است، قاره سبز ناگزیر هزینه‌های مالی، اجتماعی و روانی آن را باید بپردازد. تفاوت نگاه اروپا و آمریکا به برجام یک روی سکه است و سیاست‌های تهاجمی و یکجانبه‌گرایی آمریکا روی دیگر آن. کارشناسان بر این باورند که آمریکای ترامپ تا کنون در عمل نشان داده که برای منافع و خواست متحدان اروپایی ارزشی قائل نیست و بی‌اعتنا به نظرات همپمانان اروپایی از پیمان‌های بین‌المللی همچون پاریس، برجام و غیره کنار کشیده و در حال خارج ساختن نیروهای خود از افغانستان و سوریه است؛ سیاست‌هایی که در تقابل با نظرات مقامات اروپایی قرار دارد.آمریکا اجلاس ورشو را نیز در قلب اروپا آن هم بدون حضور سران اتحادیه برگزار کرد و معاون رئیس جمهوری آمریکا در اجلاس مونیخ نیز ادعای «رهبری جهان غرب» را کرد. پنس تاکید کرد که ایالات متحده همچنان قصد دارد نقش رهبری جهان غرب را برعهده داشته باشد؛ اظهار نظری که به باور کارشناسان، نشان از تداوم سیاست‌های یکجانبه گرایانه آمریکا دارد. پس بی دلیل نبود که اروپایی‌ها ترجیح دادند از همان ماه‌های ابتدایی ورود ترامپ به کاخ سفید به تدریج راه خود را از آمریکا جدا سازند که نمود آن را می‌توان در در موضوع برجام مشاهده کرد.

خستگی اروپا از اتحاد با آمریکا

مطابق نظرسنجی‌ها بسیاری از مردم کشورهای اروپایی متحد سنتی آمریکا معتقد هستند که باید گزینه دیگری را جایگزین اتحاد با امریکا کرد. به گزارش خبرگزاری مهر، «بلومبرگ» در مقاله ای به قلم «لئونید برشیدسکی» (Leonid Bershidsky) به بررسی نظرات در حال شکل گیری اروپا درباره متحدان امنیتی در خارج از منطقه آتلانتیک می‌پردازد. «لئونید برشیدسکی» ستون نویس بخش نظرات درباره اروپا در «بلومبرگ»، بنیانگذار و سردبیر روزنامه اقتصادی «وداماستی» (Vedomosti) و بنیانگذار وبسایتSlon.ru است. در ادامه این مطلب آمده است: به موازات اینکه جهان به رهبری آمریکا در حال از هم پاشیدن است، دومین گروه از قدرت‌هایی که خسته شده‌اند نیز در حال تلاش هستند تا آنچه را می توانند نجات دهند. ولی دست کم در آلمان و فرانسه رای دهندگان واقعا نمی خواهند آمریکا بخشی از پروسه باشد حتی اگر رهبران آنها هم شرکت داشته باشند. گزارش سالانه نشست امنیتی مونیخ که نقطه شروع بحث در مجمع سالانه امنیتی مهم در آلمان است معمولا نشانه خوبی از چگونگی جامعه امنیتی در حال حاضر است. تیتر گزارش ۲۰۱۹آن «معمای بزرگ: چه کسی تکه‌ها را جمع خواهد کرد؟» نسبت به گزارش ۲۰۱۸آن تا حدی بیانگر نگرانی کمتری است که القا کننده درگیری بزرگی است. این خطر به نظر می رسد از زمانی که آمریکا از سوی چین دعوت به رقابتی بلند مدت و از روسیه دعوت به رقابت مهم تر و فورتری را دریافت کرد به یک رقابت کاهش یافت. راهی که آمریکا برای اداره کردن این آزمون‌ها در پیش گرفته است برای طولانی مدت اطمینان متحدانش را تامین نمی کند. ضمن اینکه طبق گزارش‌ها این نمایش نشان دهنده «کوچک شمردن نهادها و توافقات بین المللی» است. به عقیده نویسندگان، سیاستگذاران اروپایی خواستار آنند که «افراد بالغ در کابینه» در کاخ سفید، ترامپ را به راه درست هدایت کنند. ولی متحدان از خواب غفلت بیدار شده اند و تلاش می کنند از نظام جهانی لیبرال با داشتن نقش جهانی بیشتر و آنچه وزیر امور خارجه آلمان «هایکو ماس»، «اتحاد چندوجهی» می نامد – که برای آن هنوز آمادگی خوبی ندارند – دفاع کنند. نبود امنیت و زیرساخت‌های اقتصادی که آمریکا را شامل نمی شود راه را برای دومین گروه از قدرت‌هایی که خسته شده‌اند – آلمان، فرانسه، بریتانیا و ژاپن – برای به دست آوردن سیاست مستقل دشوار کرده است. نتیجه، واکنش در برابر عمل آمریکا است که مانند رقیبی با گرایش‌های سلطه گرانه عمل می کند و سیاستی را طراحی می کند که لازمه آن متحد بودن با آمریکاست.

یک گزارش هشدار می دهد: «هرچند بیشتر اندیشمندان در اروپا موافق این هستند که شریک قوی که خارج از منطقه آتلانتیک باشد بهترین تضمین امنیتی برای اروپا است ولی این گزینه ممکن است در آینده در دسترس نباشد. در عین حال گزینه عملی دیگری نیز (گزینه ب) هنوز وجود ندارد. در نتیجه بسیاری از کشورهای اروپایی ضمن حفظ گزینه اول (گزینه الف) و آسیب زدن به آن مشغول حرکت بر راه باریکی شده اند. برای مردم در کشورهایی که رهبرانشان وارد این راه باریک شده‌اند حفظ شریکی در خارج از منطقه آتلانتیک به نظر خیلی مهم نمی آید. اطلاعات آماری گزارش شده درباره قدرت و نفوذ کشورهایی که «تهدید اصلی» به شمار می روند به ویژه در مورد کشورهای آلمان و فرانسه رقم بسیار شگفت آوری بود؛ به طوری که ۴۹درصد شهروندان فرانسه و آلمان، آمریکا را تهدید اصلی می دانستند (منبع: مرکز تحقیقات «پیو»، سال ۲۰۱۸) در دومین گروه از قدرت‌هایی که خسته شده اند به جز ژاپن، اکثریت، آمریکا را بزرگترین تهدید می‌دانند و حتی در ژاپن نیز تهدید آمریکا پانزده درصد بیش از تهدید روسیه اکثریت مردم را نگران می کند. به نظر می رسد این ذهنیت به سیاست‌های ترامپ مربوط باشد: طبق داده‌های مرکز تحقیقات «پیو» که در گزارش نشست امنیتی مونیخ به آن استناد شده است در بریتانیا، کانادا، آلمان و فرانسه مردم اعتقاد دارند رئیس جمهور چین «شی جین پینگ» در امور جهانی درست تر از ترامپ عمل می کند و کانادایی‌ها به هر دو رهبر به یک اندازه اعتماد دارند. دیگر اطلاعات آماری در گزارش مونیخ از بنیاد «فردریش ایبرت» حاوی یافته‌های مهمی است: در حالی که اکثریت در فرانسه و آلمان می خواهند کشورهایشان سیاست خارجی فعال تری را دنبال کند و نقش پر رنگ تری در بحران‌ها داشته باشد، ۵۹درصد آلمانی‌ها و ۴۲درصد فرانسوی‌ها از رهبرانشان می خواهند به عنوان کشورهای بی طرف این کار را انجام دهند. در هر دو کشور فرانسه و آلمان، تنها اقلیتی دخالت‌های نظامی در خارج از مرزها را تایید می کنند.دیدن اینکه چگونه تغییر قدرت در واشنگتن می تواند این صلح طلبی و حمایت قوی از بی طرفی را تحلیل برد دشوار است. تعداد زیادی از مردم در کشورهای مهم در پیمان بروکسل نمی خواهند در تکرار رقابت قدرت برتر شرکت کنند.

البته همه احتیاط‌ها در مورد آرا از جمله چگونه بیان شدن مطالب و نفوذ جریان خبرهای روزانه درباره عقایدی خاص باید در نظر گرفته شود. ولی رهبران غربی که در تلاشند تا اتحاد فرا آتلانتیکی(transatlantic alliance) را بدون آنکه گروگان ترامپ باشند نجات دهند باید اطلاعات را جدی بگیرند. حتی اگر عقیده ظاهری بسیاری از رای دهندگان آنها این باشد که بی طرفی خواست صرف آنها نیست ولی این ممکن است یک فکر واهی باشد، آنها ممکن است از سیاستمدارانی که بی طرفند به خوبی حمایت کنند. در بسیاری موارد این عوام گراها و ملی گراها هستند که اصرار دارند آلمان و فرانسه می توانند بدون پیروی از یک رهبر نجات یابد و پیروز شود. تغییر حالت به وجود آمده نیازمند «گزینه دوم» (گزینه ب) منسجمی است؛ اندیشمندانی که عادت به مدل قدیمی تسلط آمریکا دارند لازم است عمیقا درباره سناریوهایی برای دومین گروه از قدرت‌ها به عنوان تضمین کننده‌های عقلانیت در زمانی که بازیگران بزرگتر در حال جدل هستند فکر کنند.

بررسی لوایحFATF

لوایح مرتبط «اف ای تی اف» (FATF) از جمله پالرمو و دیگر معاهدات بین المللی را باید در چارچوب منافع ملی و نیز اقتصاد و سیاست جهانی و بدور از هرگونه تنگ نظری حزبی و جناحی مورد قضاوت قرار داد.به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش‌های خبری ایرنا، طبق نظر تحلیلگران، جهان هر روز با سرعت سرسام آوری درهم تنیده می شود.منظومه ای در حال تکامل است که خارج از آن هیچ چیز امکان پذیر نیست. هیچ کشوری نمی تواند دور خود را حصار بکشد.چون نه تنها در دنیای کنونی، فناوریهای جدید دیوار با عظمتی همانند دیوار چین را به یک میراث فرهنگی برای بازدید گردشگران تبدیل کرد، بلکه نقش و جایگاه مرزهای سیاسی نیز بیش از هر زمان دیگر در حال کم رنگ شدن است. به گفته تحلیلگران، جهان به سمتی می‌رود که در آینده مرزها جز روی نقشه قابل رؤیت نخواهند بود. این در هم تنیدگی نه به واسطه روابط سست و شکننده دولت‌ها که به خاطر نزدیک شدن ملت‌ها به یکدیگر در حال رخ دادن است. به باور صاحب نظران، جهانی شدن به شدت و با سرعت در دو حوزه فرهنگ و اقتصاد و شاید با سرعت بیشتری در حوزه محیط زیست در حال وقوع است. امروزه بیش از هر زمان دیگری سرنوشت تولید کنندگان و کارگران مزارع و کارخانه‌ها در هر نقطه ای از دنیا به رفتار مصرف کنندکان سایر نقاط جهان گره خورده است. همچنین، شیوه زندگی اکثر قریب به اتفاق آدم‌ها در این کره خاکی دارد رنگ و شکل یکسانی پیدا می‌کند. شرایط اقلیمی کنونی جهان و تغییراتی که به واسطه فعالیت‌های بشر در آب و هوا و محیط زیست در حال رخ دادن است، جهانی شدن را حتی بیشتر و سریع تر از اقتصاد و فرهنگ به نمایش گذاشته است.در این میان دولت‌ها چاره ای ندارند جز اینکه به پیروی از این تغییرات در قالب یک امر جهانی به یکدیگر بپیوندند. آنها برای جلوگیری از نابودی محیط زیست، گسترش قاچاق مواد مخدر، قاچاق انسان، فساد، پولشویی و ده‌ها مشکل و مساله جهانی دیگر چاره ای جز همکاری و هماهنگی ندارند. انواع مختلف معاهدات و کنوانسیون‌های بین المللی شاهدی بر این مدعا است. جریان تغییرات جهان به این سمت می‌رود. هرگونه خروج از معادهدات بین المللی و یا مقاومت در برابر آنها، جز شنا کردن بیهوده و بر خلاف جریان آب چیز دیگری نمی تواند باشد. خروج آمریکا از معاهداتی همچون پیمان آب و هوایی پاریس و نیز برجام به همان اندازه امری خلاف جریان جهانی به شمار می رود که مقاومت در برابر الحاق به کنوانسیون پالرمو و غیره.

FATF و ایران

‘اف ای تی اف’ در مورد مبارزه با پولشویی ۴۰ توصیه و در مورد تأمین مالی تروریسم ۹ توصیه دارد که بر اساس آنها کشورهای مختلف را بررسی و رده‌بندی می‌کند. به گزارش ایرنا،توصیه‌های این نهاد می‌تواند از طریق وضع قوانین داخلی توسط کشورها، به اجرا در بیاید و زمینه‌های پولشویی و تأمین مالی تروریسم را کاهش دهد.گروه ویژه اقدام مالی، در گزارش‌های سالانه‌اش، یک لیست سیاه از کشورهایی که با معیار این نهاد، پرخطرترین کشورها برای سرمایه‌گذاری هستند قرار داده است. در سال ۲۰۰۹ برای اولین بار، نام ایران در لیست سیاه این سازمان وارد شد. در سال‌های بعدی نیز گزارش‌ها ادامه پیدا کرد و نام ایران در رأس لیست سیاه به چشم می‌خورد .این سازمان در گزارش سال ۲۰۱۶ خود درباره ایران ضمن ابراز نگرانی‌هایی ویژه و فوق‌العاده‌ درباره شکست ایران در رسیدگی به کاهش ریسک تأمین مالی تروریسم به اعضا و نهادهای تصمیم‌گیری تاکید می‌کند که به همه مؤسسه‌های مالی‌شان توصیه کنند که توجه ویژه‌ای به روابط تجاری و معامله با ایران و شرکت‌های تجاری و مؤسسه‌های مالی ایرانی داشته باشند. این سازمان همچنین، از ایران درخواست کرده است تا نقص‌های قوانین خود در زمینه مقابله با پولشویی و تأمین مالی تروریسم را به شکل فوری و معنی‌دار برطرف کند و به طور خاص، تأمین مالی تروریسم و انجام معامله‌های مشکوک را در قوانین خود به عنوان جرم تلقی کند.

پالرمو چیست

پالرمو عبارت است از کنوانسیونی بین‌‌المللی برای مبارزه با جرائم سازمان‌یافته فراملی. این کنوانسیون در ۲۱ دسامبر سال ۲۰۰۱ در شهر پالرمو در ایتالیا تصویب و در تاریخ ۲۹ سپتامبر سال ۲۰۰۳، برای کشورهای عضو سازمان ملل متحد لازم‌الاجرا شد. اکنون این کنوانسیون با نام شهر پالرمو شناخته می‌شود. بر اساس گزارش‌های منتشر شده تاکنون ۱۸۰ کشور آن را پذیرفته‌ و بدان ملحق شده اند. همانطور که از نام این کنوانسیون پیداست تلاشی است بین المللی برای مبارزه با جرائم سازمان‌یافته. همانطور که گفته شد امروزه بیش از هر زمان دیگری اقتصاد و فرهنگ جهان در هم تنیده است. متناسب با آن جرم و جنایت نیز بیش از پیش ماهیتی بین المللی پیدا کرده است. کشورها چاره ای ندارند جز اینکه در کنار امضای معاهدات تجاری و اقتصادی به همکاری‌های مشترک در مبارزه با جرم و جنایت نیز تن دهند. چنین کنوانسیون‌هایی نشان‌ می‌دهد که نیاز به تقویت همکاری‌های بین‌المللی به منظور مقابله با مشکلات و چالش‌های مشترک در بین کشورهای عضو جدی است. مهمترین مشکلات و چالش‌هایی که کشورهای عضو متعهد به همکاری برای حل آنها هستند عبارتند از: ۱)جلوگیری از قاچاق انسان به‌ خصوص زنان و کودکان؛ ۲) جلوگیری از قاچاق زمینی، دریایی و هوایی مهاجران؛ ۳)۳- جلوگیری از ساخت و قاچاق سلاح گرم و اجزای آن.همچنین در متن این کنوانسیون بر موارد متعددی از مفاسد مالی مانند پولشویی که جنبه فراملی نیز دارند تأکید شده است.

تعویق تصویب پالرمو و استدلال مخالفان

به گفته کارشناسان در اینکه هر معاهده بین المللی باید با شرایط کشور انطباق پیدا کند، طوری که در عین برآورده سازی حداکثری منافع ملی کمترین لطمه‌ای به آن وارد نکند، شکی نیست. باید مفاد معاهده ای مانند پالرمو که از حساسیت‌های زیادی نیز برخوردار است به خوبی با منافع ملی تطبیق داده شود. اما نباید بدون داشتن دلیلی روشن به مخالفت با آن بپردازیم و کشور را برخلاف جریان حرکت جامعه بین الملل به پیش ببریم. به نظر می‌رسد مخالفان از تضعیف استقلال کشور و کنترل و سلطه بیشتر کشورهای خارجی نگران هستند. آنها معتقدند که پالرمو ابزاری است برای کشورهای سلطه‌گر جهت فشار و سلطه بیشتر بر امور داخلی ایران. برای مثال «مصطفی میرسلیم»، عضو مجمع تشخیص مصلحت به رسانه‌ها گفته است: «آمریکا ما را تحریم کرده و دیگران را وادار به تحریم ما می‌کند، اگر به معاهده «پالرمو» بپیوندیم، آمریکا از آن برای محاصره بیشتر ما استفاده می‌کند.» در این مورد کارشناسان به چند نکته اشاره می کنند. اولاً دیر زمانی از طرح موضوع FATF می گذرد و سابقه آن به قبل از دولت‌های یازدهم و دوازدهم باز می گردد. بنابر این، در این سال‌ها فرصت کافی برای مطالعه زوایای مختلف آن و انطباقش با شرایط و قوانین کشور وجود داشته است. بعلاوه به گزارش رسانه‌ها بسیاری از مخالفان امروزی قبلاً موافقت خود را باFATF اعلام کرده بودند. البته تصویب لوایح آن را مشروط به در نظر گرفتن حق شرط‌هایی می دانستند که خیلی هم منطقی است. اما دلیل مخالفت کنونی آنها مشخص نیست. دیگر اینکه، همانطور که گفته شد بیش از ۱۸۰ کشور جهان به این کنوانسیون‌ها پیوسته‌اند، پس موضوع کنترل و سلطه برخی از کشورها مانند آمریکا خیلی منطقی به نظر نمی‌رسد. زیرا اگر چنین چیزی بود حتماً سایر کشورها نیز با آن موافقت نمی‌کردند. اگر به صورت شفاف و طبق مفاد این کنوانسیون‌ها عمل شود بدون شک کشوری مثل آمریکا نمی تواند دم به دم بهانه جویی کند و از آن بر علیه ایران استفاده نماید. در نهایت اینکه، مهمتر از همه موارد یاد شده این است که گروه‌ها و فعالان سیاسی کشور در چنین مواردی تنها به منافع و مصالح ملی بیاندیشند.

Email this page

نسخه مناسب چاپ