تحریفات واقعۀ تاریخی کربلا
استاد شهید مرتضی مطهری
 

اشاره:
امام حسین (ع) و نهضت پرشور عاشورا در اندیشۀ استاد شهید مرتضی مطهری، از جایگاه ویژه ای برخوردار بود. دغدغه استاد در معرفی این نهضت به حدی بود که بارها موضوعات سخنرانی مهم و با ارزش ایشان را به خود اختصاص داد. نهضت عاشورایی امام حسین (ع)، با انگیزه امر به معروف و نهی از منکر و با هدف برقرای عدل و عدالت و در نهایت برای نجات اسلام و مبارزه با طغیان بود.
آن همه گریه برای سیدالشهدا و عزاداری برای سید مظلومان نیز، برای زنده نگهداشتن این مکتب جهاد و شهادت و حفظ ارزش‌هاست. اما متاسفانه در طول تاریخ، تحریف‌هایی، چه در انگیزه‌ها و اهداف و چه در چهره‌های حماسه ساز و برنامه‌های مربوط به عاشورا انجام شد. کتاب‌هایی که به عنوان مقتل نوشته شد و روضه‌هایی که برای عاشورا گفته و خوانده شد، گاه چون با انگیزه گریاندن مستمعان بود، آمیخته به مطالب ضعیف، غیر مستند و احیاناً دروغ شد.
علاقه ای که به چهره‌های عاشورایی وجود داشت، سبب شد در حوادث آن حماسه، غلوها و مبالغه‌هایی نقل شود که غیر عقلی و باور نکردنی است. گاه آمار و ارقام کشته‌ها و برخی حوادثی که به ظاهر
غم‌انگیز و سوزناک بود، بر اصل واقعه افزوده شد. انگیزه آن حماسه، گاهی تا حد کشته شدن برای شفاعت(!) تنزل یافت. نوع برخوردهای امام حسین‌(ع)، حضرت زینب(ع) و امام سجاد(ع) و کودکان و اهل بیت، گاهی به صورت عجز و لابه و ذلت و حقارت در برابر فاسقانی چون یزید و عمر سعد و ابن زیاد و شمر درآمد و خواسته بزرگ امام در این میدان حماسه که رد بیعت با حکومت جور بود، به درخواست جرعه ای آب برای لب عطشان خویش یا گلوی خشک علی اصغر نشان داده شد.
استاد شهید مرتضی مطهری از جمله اندیشمندانی است که این تحریفات را ریشه یابی کرده و به علل و عوامل آن از زوایای مختلف پرداخته است. استاد مطهری در خصوص این تحریفات معتقد است: «برای مصیبت امام حسین و اهل بیتش (ع)، به خاطر آن همه زجرهای روحی و جسمی‌و ضربات شمشیرها نباید گریست، بلکه باید به خاطر مظلومیت و دروغ پردازی‌هایی گریست که مقام حضرت اباعبدالله الحسین (ع) را متنزل می‌کند.»
در این مجال و مقال، گزیده‌هایی از این تحریفات صورت گرفته را به نقل از کتاب«حماسۀ حسینی» و «تحریفات عاشورا» نقل می کنیم.
چند نمونه از تحریفات
در برخی از این تحریفات اشاره شده که لیلا مادر علی اکبر(ع) نذر کرده که اگر فرزندم سالم بماند، از کربلا تا مدینه ریحان خواهم کاشت، بعدها علما با سند این مطلب را رد کردند. اولا حضرت در کربلا حضور نداشته، ثانیاً منطقۀ فی مابین کربلا و مدینه برای کشت ریحان بلاامکان است، ثالثاً مسافت بین آن دو شهر سیصد فرسنگ است.
در جای دیگر نیز گفته اند: امام حسین (ع) در کربلا سیصد هزار نفر را کشته است. اگر فرض شود هر ثانیه یک نفر را بکشد، برای این تعداد هشتاد و سه ساعت و بیست دقیقه وقت لازم است. بعد دیدند این تعداد کشته با طول روز جور درنمی‌آید، لذا گفتند روز عاشورا هم هفتاد ساعت بوده است! همین طور دربارۀ حضرت ابوالفضل (ع) گفته اند که بیست و پنج هزار نفر را کشت! که حساب کردم اگر در هر ثانیه یک نفر کشته شود، شش ساعت و پنجاه و چند دقیقه و چند ثانیه وقت می‌خواهد.
عوامل تحریف
به طور کلی عواملی وجود دارد که همواره تاریخ را دچار تحریف کرده است و این تحریفات تنها اختصاص به حادثه عاشورا ندارد. مثلا همیشه اغراض دشمنان، خود، عاملی است برای اینکه حادثه ای را دچار تحریف کنند. دشمن برای اینکه به هدف و غرض خود برسد، تغییر و تبدیل‌هایی در متن تاریخ ایجاد یا توجیه و تفسیرهای ناروایی از تاریخ می‌کند و این نمونه‌های زیادی دارد که در تحریف واقعه کربلا هم این عامل دخالت داشته است.
عامل دوم تمایل بشر به اسطوره سازی و افسانه سازی است و این در تمام تواریخ دنیا وجود دارد، افرادی که شخصیت آنها، شخصیت پیشوایی است، قول آنها، عمل آنها، قیام آنها، نهضت آنهاست و حجت است، نباید در سخنانشان، در شخصیتشان، در تاریخچه شان تحریفی واقع شود.
عامل سوم یک عامل خصوصی است. دو عامل پیشین در تمام تواریخ دنیا هست، ولی در خصوص حادثۀ کربلا یک جریان و عامل بخصوصی هست که سبب شده است در این داستان، جعل واقع شود. پیشوایان دین از زمان پیغمبر اکرم و ائمه اطهار دستور اکید داده اند که باید نام حسین بن علی (ع) زنده بماند، باید مصیبت حسین بن علی هر سال تجدید شود، چرا؟ این چه دستوری است در اسلام، چرا ائمه دین این همه به این موضوع اهتمام داشتند، و چرا برای زیارت حسین بن علی این همه ترغیب و تشویق است؟»
زنده نگهداشتن مکتب حسین
حسین (ع) مکتب عملی اسلام را تأسیس کرد. حسین،نمونۀ عملی قیام‌های اسلامی‌است. خواستند مکتبش زنده بماند، خواستند سالی یکبار امام (ع) با آن انگیزه اش ظهور کند و برای همیشه زنده بماند.هر چه ما در این راه کوشش کنیم به شرط آن که هدف آن را تشخیص دهیم، بجاست. اما متأسفانه عده ای این را نشناختند، خیال کردند بدون این که مردم را با فلسفۀ قیام حسینی و مکتبش آشنا کنند و مردم را عارف به مقامات حسینی کنند، همین قدر که آمدند و نشستند و نفهمیده و ندانسته گریه ای کردند، کفاره گناهان است. بعضی می‌گویند: هدف وسیله را مباح می‌کند. هدف که خوب باشد، وسیله هر چه باشد، شد! اینها هم گفتند: ما یک هدف مقدس داریم وآن گریستن بر امام حسین (ع)
‌است که کار خوبی است و باید گریست، به چه وسیله بگریانیم؟ گفتند، اشک جاری می‌شود یا نه؟همین قدر که اشک جاری شود اشکال ندارد، شیپوربزنیم، طبل بزنیم، به بدن مرد لباس زن بپوشانیم، عروسی قاسم بگیریم، جعل کنیم، تحریف کنیم؛ در دستگاه امام حسین (ع) این حرف‌ها مانعی ندارد. در نتیجه افرادی دست به جعل و تحریف این واقعه بزرگ زدند.
تاریخچۀ با عظمت کربلا که به دست ما افتاده، هم دچار تحریف لفظی و هم دچارتحریف معنوی شده است؛ یعنی ما از خودمان ساز و برگ‌هایی بر پیکره این تاریخ ساخته ایم که چهرۀ با عظمت و نورانی آن را تاریک و ظلمانی و قیافه زیبای آن را زشت کرده است. هرگز نمونه ای از یک مکتب عملی در دنیا پیدا نمی‌شود که نظیر مکتب حسین بن علی (ع)
‌باشد. اگر شما نمونۀ حسین بن علی را پیدا کردید، آن وقت بگویید چرا ما هر سال باید یاد حسین بن علی را تجدید کنیم.
نظیر آنچه که حسین بن علی در حادثه عاشورا، از ایمان کامل به جهان دیگر، از رضا و تسلیم، از صبر، از مردانگی، از طمانینه نفس، از ثبات و استقامت، از عزت و کرامت نفس، از آزادی خواهی و آزادی طلبی، از اینکه در فکر انسان باشد، از اینکه در خدمت انسان باشد، اگر در دنیا نمونه‌ای
‌پیدا کردید، آن وقت بگویید چرا ما نام حسین بن علی را زنده کنیم.
شرایط یک نهضت مقدس
اولین شرط یک نهضت مقدس این است که منظور و هدف آن شخصی و فردی نباشد، بلکه کلی، نوعی و انسانی باشد. به همین جهت کسانی که در دنیا حرکاتشان، اعمالشان و نهضت‌هایشان به خاطر شخص خودشان نبوده و برای بشریت و انسانیت، برای ایجاد حق و عدالت و مساوات و برای توحید و خداشناسی و ایمان بوده است؛ همه افراد بشر آنها را دوست دارند. همه می‌گویند:« حسین منی و انا من حسین.»
شرط دوم برای این که قیامی‌مقدس باشد، این است که آن قیام با بینش و درک و بصیرت قوی توأم باشد. گاهی مردم یک اجتماع در غفلت اند، بی خبرند، نمی‌فهمند و جاهل اند؛ اما فردی بصیر و فهیم پیدا می‌شود که درد این مردم و دوای آن را بسیار بهتراز خودشان می‌فهمد. زمانی که دیگران جاهل اند و هیچ چیز نمی‌فهمند و درک نمی کنند، فردی با بصیرت که به اصطلاح، آنچه را مردم دیگر در آیینه نمی‌بینند، او در خشت خام می‌بیند، پیدا می‌شود و قیام و نهضت می‌کند.
نهضت حسینی چنین نهضتی است. امروز ما به درستی
می‌فهمیم یزید یعنی چه، حکومت یزید یعنی چه، معاویه چه کرد و نقشه اموی‌ها چه بود؛ ولی اکثریت ملت مسلمان در آن روز درک نمی‌کردند. روزگاری مردم مدینه این مسائل را درک نمی‌کردند، اما بالاخره فهمیدند یزید چه کسی بود و خلافت او یعنی چه و چه کسی حسین بن علی را کشت. لذا بعد آن تکان خوردند که چرا حسین بن علی کشته شد.
شرط سوم برای این که نهضتی مقدس باشد، این است که تک باشد؛ یعنی نوری باشد که در ظلمت کامل بدرخشد. ندایی باشد در میان سکوت‌ها. حرکتی باشد در میان سکون‌های مطلق. در شرایطی که خفقان به طور کامل حکمفرماست، مردم قدرت حرف زدن ندارند، تاریکی مطلق، یاس مطلق، ناامیدی مطلق، سکوت مطلق و سکون مطلق است؛ ناگهان مردی پیدا می‌شود و سکوت را می‌شکند، سکون‌ها را از بین می‌برد، حرکتی می‌کند، نور می‌شود و در میان ظلمت می‌درخشد.
علت قیام امام حسین (ع)
امام حسین (ع) خود دلیل نهضت را این گونه بیان کرده است: «در کمال صراحت می‌گویم دنیای ما را فساد گرفته است، امت جدم فاسد شده اند، قیام کردم برای اصلاح. من یک مرد اصلاح طلبم، هدفی جز امر به معروف و نهی از منکر ندارم.»
عده ای گفتند امام حسین در کربلا به دست یک عده مردم تجاوز کار، بی تقصیر کشته شد، پس این تأثرآور است. من هم قبول دارم امام حسین بی تقصیر کشته شد، اما همین! یک آدم بی تقصیر به دست یک عده مردم متجاوز کشته شد. روزی هزار نفر آدم بی تقصیر به دست آدم‌های با تقصیر کشته می‌شوند. روزی هزار نفر آدم در دنیا نفله
می‌شوند و تاثرآور است؛ اما آیا این نفله شدن‌ها ارزش دارد که سال‌ها و قرن‌های متمادی، ۱۰ قرن، ۲۰ قرن، ۳۰ قرن ادامه پیدا کند و ما بنشینیم و اظهار تأثر کنیم که حیف، حسین بن علی نفله شد، حسین بن علی خونش هدر رفت، حسین بن علی بی تقصیر کشته شد، به دست افرادی متجاوز کشته شد.
اما چه کسی گفته حسین بن علی نفله شده است، خون
حسین بن علی هدر رفت؟ اگر در دنیا کسی را پیدا کنید که نگذاشت یک قطره از خونش هدر برود، حسین بن علی است. اگر در دنیا کسی را پیدا کنید که نگذاشت یک ذره از شخصیتش هدر برود، حسین بن علی است. مردی که برای قطره قطره خونش آن چنان ارزش قائل شد که نمی‌توان آن را توصیف کرد.
روز عاشورا
حضرت اباعبدالله در روز عاشورا، قبل از شروع جنگ دو سه خطابه بسیار عجیب و اثر گذارخواندند. امام برای ایراد یکی از آن خطبه‌ها از اسب پیاده شد و برای این که صدایش بهتر برسد، به مکان مرتفع تری رفت و فریاد زد: «تبالک ایتها الجماعه و ترحاحین فصو حتمونا واجفین» و لشکریان عمر سعد را نصیحت کرد. عمر سعد ترسید که نطق حسین لشکریانش را تحت تأثیر قرار دهد؛ لذا در نوبت بعد که اباعبدالله الحسین شروع به صحبت کرد، عمر سعد دستور داد فریاد کنید و به دهانتان بزنید تا صدای حسین را کسی نشنود. آیا این علامت شکست نیست؟ آیا این علامت پیروزی حسین نیست؟
حقیقت اربعین
اربعین که می‌رسد، همه این روضه را می‌خوانند و مردم هم خیال می‌کنند این گونه است که اسرا و امام زین العابدین(ع) از شام به کربلا آمدند و در آنجا با جابر ملاقات کردند.
در صورتی که به جز در کتاب« لهوف»، که نویسنده اش،
سید‌ بن‌طاووس، در کتاب‌های دیگرش آن را تکذیب و لااقل تایید نکرده است، در هیچ کتاب دیگری چنین چیزی ذکر نشده است و هیچ دلیل عقلی هم آن را قبول نمی‌کند. اما مگر می‌شود این قضایایی را که هر سال گفته می‌شود، از مردم گرفت، جابر اولین زائر امام حسین (ع) بوده است و اربعین هم جز زیارت امام حسین (ع) چیز دیگری ندارد. موضوع آن تجدید عزای اهل بیت نیست، آمدن اهل بیت به کربلا نیست، اصلا راه شام از کربلا نیست، راه شام به مدینه، از همان شام جدا می‌شود.
آن چیزی که بیشتر دل انسان را به درد می‌آورد، این است که در میان وقایع تاریخی کمتر واقعه ای است که از نظر نقل‌های معتبر به اندازه حادثه کربلا غنی باشد. من در سابق تصور می‌کردم که اساسا علت این که این همه دروغ در این واقعه ایجاد شده، این است که وقایع راستین را کسی نمی‌داند، اما بعد که مطالعه کردم، دیدم هیچ حادثه ای در تاریخ‌های دور دست، سیزده، چهارده قرن پیش، به اندازه حادثه کربلا تاریخ معتبر ندارد.
مورخان معتبر اسلامی‌از همان قرون اول و دوم قضایا را با سندهای معتبر نقل کردند و این نقل‌ها بر یکدیگر انطباق داشته و به هم نزدیکند و قضایایی در کار بوده که سبب شده جزئیات این تاریخ و حادثه محفوظ بماند و هدفش شناخته شود که یکی از آنها این است که در این حادثه خطبه زیاد خوانده شده است.
خطبه در آن زمان حکم اعلامیه امروز را داشت. همان طور که در این زمان، خصوصاً در جنگ‌ها اعلامیه‌های رسمی، بهترین چیزی است که متن تاریخ را نشان می دهد، در آن زمان هم خطبه‌ها این گونه بود؛ لذا خطبه، چه قبل از حادثه کربلا و چه در خلال آن و چه خطبه‌هایی که بعداً اهل بیت در کوفه، شام و در جاهای دیگر ایراد کردند، زیاد بود و هدف آنها از ایراد این خطبه‌ها این بود که می‌خواستند به مردم اعلام کنند چه گذشت و قضایا چه بود و هدف چه بود و این خودش انگیزه ای بود تا جریانات آن واقعه نقل شود؛ ولی ما آن قدر چهرۀ این حادثۀ تابناک تاریخی را مشوش نموده ایم( که بزرگ ترین خیانت به امام حسین است) که به کلی تغییر کرده است.
قطعاً اگر امام حسین (ع) به عالم ظاهر بیایند، خواهند گفت: آن امام حسینی که شما در خیالتان ترسیم کرده اید من نیستم. آن قاسم
بن‌الحسنی که تصور کرده اید، برادر زادۀ من نیست. آن علی اکبری که درست کرده اید، جوان با معرفت من نیست. آن یارانی که ترسیم
کرده اید، آنها نیستند. ما قاسمی‌درست کردیم که آرزویش فقط دامادی بوده، آرزوی عمویش هم دامادی او بوده. حال بیاییم قاسم ذهن خود را با قاسمی‌که در تاریخ بوده است، مقایسه کنیم.

code

نسخه مناسب چاپ