یادداشت سردبیر
ترامپ در نقطه شیب
علیرضا خانی
چنانچه بخواهیم امپراتوری ترامپ را طبق تئوری ابن خلدون تفسیر کنیم، می‌‌توان گفت اتفاقات روزهای اخیر نقطه عطف یا نقطه اپتیمم آن است.

ابن خلدون معتقد است حکومت‌‌های قبیله‌‌ای که بر مبنای عصبیت و قدرت برگرفته از آن شکل می‌گیرند، توسط رهبر قبیله شکل می‌گیرند و مشروعیتشان، گونه مشروعیت مبتنی بر قدرت است. این نظام‌ها پس از رسیدن به نقطه اوج، بلافاصله جهت شیب صعودی‌شان تغییر می‌کند و به شیب نزولی تبدیل می‌شود و تا آن‌جا نزول قدرت ادامه می‌یابد که توسط رقیب بعدی از میدان به در می‌روند و مضمحل می‌شوند.

چنانچه ترامپ را تسامحاً رهبر یک قبیله سرمایه‌دار بنامیم که بر مبنای عصبیت به قدرت رسیده و مشروعیت خود را از آن گرفته است(به سخنان تبلیغاتی ترامپ در دوران نامزدی توجه کنید که خواهان بازگشت قدرت و شوکت به آمریکا شد و بعد از پیروزی در انتخابات به فرماندهان پنتاگون دستور داد خود را برای یک جنگ هسته‌ای آماده کنند!) بنابر این دوران شیب صعودی ترامپ برای بازگرداندن قدرت و شوکت به آمریکا طی دو و نیم سال حاکمیت او ادامه یافت و اینک، با تهدیدهایی که برای بسیاری از هژمونی‌های منطقه‌ای کرد، این دوران به نقطه اوج خود رسید و اینک موقع تغییر جهت این منحنی فرا رسیده است.

ترامپ دست‌کم اینک با سه هژمونی در شرق آسیا(کره‌شمالی و چین) خاورمیانه(ایران) و آمریکای لاتین(ونزوئلا) دست به هماوردی زده و در هیچ یک از آنها، حتی سهمی از پیروزی را به دست نیاورده است. شوق زایدالوصف ترامپ از فلاش دوربین خبرنگاران در هنگام دیدار با کیم‌جون‌اون رهبر کره‌شمالی ابراز علاقه برای ملاقات و مذاکره با رهبر ونزوئلا و ابراز علاقه شدیدتر برای مذاکره با ایران، نشان می‌دهد او می‌خواهد قدرت و شوکت آمریکا را، که دیگر با رفتارهای میلیتاریستی و کنش‌های نظامی قابل ظهور نیستند، با قدرت دیپلماسی و توان امتیازگیری از کشورها به دست آورد و به رخ رقبا بکشد.

در این میان او سعی می‌کند از ابزار تجهیزات رزمی آمریکا و تکنولوژی‌های نظامی برتر به عنوان پشتوانه دیپلماسی و نوعی اعمال فشار به کشورهای ناهمسو بهره برد. ابزار دیگر ترامپ برای نشان‌دادن قدرت، اقتصاد بزرگ آمریکاست. اعمال تعرفه‌های تجاری بر شرکت‌های پرقدرت و رقابت‌پذیر چینی، تهدید مکزیک به اعمال تعرفه تجاری در صورت تداوم مهاجرفرستی این کشور، اعمال تحریم‌های گسترده علیه ایران، اعمال تحریم به برخی شرکت‌های روسی، اخذ جریمه‌‌های کلان از برخی بانک‌های اروپایی و شرقی به خاطر دورزدن تحریم‌ها و نهایتاً تلاش برای در اختیار گرفتن بهای نفت، ازجمله کنش‌های اقتصادی دولت ترامپ برای امتیازگیری از حریفان پیشین و جدید در عرصه بین‌المللی است.

از آن سو، مقاومت چینی‌ها و اعمال تعرفه‌ها و تحریم‌های متقابل، مقاومت ایران بدون مذاکره، مقاومت کره‌‌شمالی علیرغم دیدار رهبرش با ترامپ، مقاومت ونزوئلا و حتی مقاومت «دوفاکتو»‌ی برخی قدرت‌های اروپایی در قالب راه‌اندازی سازو‌کار مالی «اینستکس» و نهایتاً ساقط‌شدن پهپاد فوق ‌پیشرفته‌اش در خلیج‌فارس از قدرت عرض اندام اقتصادی ایالات متحده تا حد قابل توجهی کاسته است.

اینک دونالد ترامپ باید مجدداً وارد کمپ انتخاباتی شود و در یک سال و نیم باقیمانده تا انتخابات بعدی، رفتاری انجام ندهد که قدرت‌های بیرون از آمریکا و جریان‌های درون این کشور و رقبای سیاسی او، از این رفتارها در جهت مات‌کردن او بهره برند.

بدون تردید رفتارهای تندروانه دونالد ترامپ، از این به بعد به رفتارهای محافظه‌کارانه تبدیل خواهد شد و او ناچار خواهد بود، برای ماندن یک دوره دیگر در کاخ سفید واشنگتن، حتی در برابر تیم تندروی خود نیز بایستد و آنها را تغییر دهد. بنابراین هر آنچه ترامپ ادعا کرده بود در دوران ریاست‌جمهوری انجام می‌دهد، تا هر آنجا که انجام داده است خواهد ماند و او، حتی اگر یک دوره دیگر رئیس‌جمهوری ایالات متحده شود، شیب نزولی‌اش از هم‌اکنون آغاز شده و دیگر یارای برگشت به دوران اوج را نخواهد داشت. راه‌اندازی یک جنگ، نه تنها شیب صعودی به قدرت او نخواهد داد، بلکه قطعاً شیب نزولی‌اش را تندتر خواهد کرد.

Email this page

نسخه مناسب چاپ