انعکاس سیاست‌های ترامپ در جهان؛ بازگشت جنبش‌های مسلح
ترامپ صلح جهانی را به مسلخ می‌برد؟
بخش دوم و پایانی
 

اشاره:

جنگ طلبی‌های ایالات متحده از یکسو و تحرکات مذبوحانه رژیم اسرائیل در راستای برهم زدن صلح جهانی از سوی دیگر طی چند دهه اخیر موجب خسارات جانی و مالی فروانی در سراسر جهان شده است.در قسمت پیش به نمونه‌هایی از آشوب و کشتارها و همچنین علل پشت پرده آنها اشاره شد.در ادامه تحولات مهم به وقع پیوسته از سال ۲۰۱۵ به بعد را مرور می‌کینم:آن چه در ادامه می‌آید مبتنی بر برخی آمارهای رسمی منتشر شده از عملیات گروه‌های منسوب به جریانات اسلامی است که علیه منافع اسرائیل، آمریکا و برخی کشورهای غربی تحت عنوان مبارزه با اسرائیل و آمریکا صورت گرفته است.

- ۲۰۱۵میلادی و کاهش عملیات علیه اسرائیل، اتهام ترامپ علیه اوباما

در جریان مبارزات انتخاباتی دوره قبل آمریکا، دونالد ترامپ رسما و در حضور هزاران نفر و در برابر میلیون‌ها بیننده تلویزیونی دولت باراک اوباما و شخص وزیر خارجه‌اش خانم هیلاری کلینتون را متهم کرد که آنها با دست خود داعش را به وجود آورده‌اند.آمارهای ارائه شده نیز این حدس و گمان را تقویت می‌کند که ادعای ترامپ علیه دولت اوباما می‌تواند به شکل قطعی درست باشد زیرا داعش و امثال آن نه تنها مواضعی ضد اسرائیل نداشتند بلکه با ایجاد تشتت و تفرقه در جهان اسلام و کشورهای عربی و اسلامی غرب آسیا دقیقا به استراتژی رژیم اشغالگر قدس در خاورمیانه کمک می‌کردند و از همین رو شاهد بودیم که نه تنها اقدامی یا عملیاتی علیه اسرائیل نکردند بلکه آمارهای مشابه تروریستی را در کشورهایی مثل عراق، سوریه، پاکستان، ترکیه و سپس از ترکیه به سوی اتحادیه اروپا افزایش دادند. در سال ۲۰۱۵ما شاهد وقوع ۱۱۶عملیات نظامی هستیم که طی آن ۳۱۰۸نفر کشته می‌شوند و ۳۴۴۵نفر مجروح بر زمین باقی می‌ماند.این عملیات در کشورهایی همچون پاکستان، عراق، سوریه، یمن، لیبی، تونس، دانمارک، روسیه، آمریکا، مصر، لبنان، ترکیه، فرانسه، استرالیا، هند، تونس و عربستان سعودی رخ می‌دهد. از میان ۱۱۶عملیات فقط دو مورد به اسرائیل اختصاص داشته است.

- ۲۰۱۶میلادی و افزایش حوزه امنیت اسرائیل

به دنبال قدرت یافتن داعش در سوریه و عراق و تشکیل داعش تعداد عملیات تروریستی و کشته‌ها افزایش می‌یابد. داعش پیش از این ترکیه را هدف قرار می‌دهد و سپس راه به اروپا باز می‌کند به همین دلیل است که شاهد گسترش عملیات تروریستی در اروپا هستیم.

در این سال ۴۸عملیات صورت می‌گیرد و در آمریکا، آلمان، بلژیک، فرانسه، پاکستان، هند، عراق، سوریه ، لیبی، افغانستان، مصر، لیبی و نیجیریه شاهد کشته شدن ۱۴۱۳تن و زخمی شدن ۲۹۵۹نفر هستیم. از نکات جالب این است که همچون حوادث پس از سال ۲۰۱۰شاهد غیبت اسرائیل در این لیست هستیم چنانچه در سال ۲۰۱۶نیز اثری از اسرائیل نیست تا این گمانه تقویت شود که داعش که پدیده شوم تروریستی آمریکایی است فقط آمده است تا بذر کینه و نفاق و تفرقه را در دل کشورهای حوزه خاورمیانه کاشته و دوران طلایی افزایش ضریب امنیتی اسرائیل را پایه گذاری کند .

- ۲۰۱۷میلادی

این سال جهان نظاره گر رشد جریانات تروریستی است که در نتیجه ۲۲عملیات ۴۲۴فرد کشته و ۷۳۴نفر زخمی می‌شوند که در کشورهایی همچون ترکیه، عراق، مصر، فرانسه، انگلیس، روسیه، پاکستان و افغانستان شکل می‌گیرد.

نتایج وحشتناک اقدامات خشونت طلبانه، مسلحانه و تروریستی

مجموعه آمار ارائه شده نشان می‌دهد که در طول این سال‌ها ۴۸۴عملیات صورت می‌گیرد که طی آن ۲۰۶۹۸نفر کشته و ۵۲۰۳۲نفر زخمی می‌شوند.

تفکیک آمار ارائه شده نشان می‌دهد که بخش مهمی از این عملیات حاکی از اقدامات تروریستی سازمان‌ها و جریانات موسوم به اسلام گرایان افراطی بوده است که هیچ انطباقی با تعالیم اسلام محمدی نداشته و ندارد. موج بروز و شکل گیری سازمان‌های افراطی و خشونت طلب تروریستی هم زمان با اشغال افغانستان و عراق توسط آمریکا شکل می‌گیرد و نشان می‌دهد که روند اشغالگری آمریکا در خاورمیانه نه تنها نتایجی دموکراتیک به بار نیاورده است بلکه باعث شده است تا منطقه خاورمیانه در باتلاق سیاست‌های آمریکا و جنگ‌های فرسایشی و نابودگر هوشمندانه گرفتار آیند .

تونس نمونه بارز خشونت گرایی علیه شهروندان اروپایی

بدون شک کشور تونس یکی از مصادیق بارز کشورهایی است که برخی شهروندانش جذب اندیشه‌های تکفیری و تروریستی سازمان‌های القاعده و داعش شدند. آمار منتشره از سال ۲۰۰۲تا ۲۰۱۶به خوبی گویای آن است که انتقال اندیشه‌های تروریستی چگونه باعث شد تا ۶۹گردشگر اروپایی در این کشور هدف حملات تروریستی قرار گرفته و کشته شوند.براساس این آمارها، در این سال‌ها در نتیجه ۱۲عملیات در تونس از سوی افراطیون و عناصر تروریستی وابسته به القاعده و داعش ۲۹۱نفر کشته و ۱۷۴نفر زخمی می‌شوند که چنانچه پیشتر ذکر شد ۶۹قربانی فقط از میان شهروندان اروپایی در این کشور بوده است.این آمار گویای آن است که موج آمریکاستیزی در میان این کشور منجر به قربانی گرفتن از میان شهروندان اروپایی شده است.

پنتاگون غایب حاضر جنگ‌های خاورمیانه

آمریکا با خروج نیروهایش در سال ۲۰۱۱از عراق پای خود را از منطقه بیرون کشید اما همچنان بازیگر اصلی سیاست هرج و مرج هوشمندانه در منطقه خاورمیانه و در بین کشورهای چون ترکیه، ایران، سوریه، لبنان، عراق، عربستان سعودی، یمن و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بوده است و جالب این است که در آشوب‌ها و جنگ‌های دایر در خاورمیانه از سال ۲۰۱۱به بعد هرگز نشنیده و ندیده‌ایم که قطره خونی از دماغ سربازان آمریکایی بچکد.این فرضیه همان دیدگاه بازهای افراطی سیاست خارجی آمریکا و پنتاگون را تداعی می‌کند که می‌گفتند آن چنان در خاورمیانه عمل می‌کنیم که انتقام قطره قطره خون سربازان آمریکایی کشته شده در عراق را بگیریم. آیا آن چه که اتفاق افتاده چیزی جز همین تراژدی و سیاست وحشتناک آمریکایی را نشان می‌دهد؟

خیال راحت آمریکا و ترس اروپا

آمریکا به خوبی می‌داند حتی اگر سازمان‌های تروریست‌های فعال در خاورمیانه بخواهند به آمریکا برسند کاری سخت در پیش دارند. آنها یا باید با هواپیما و یا کشتی خود را به آمریکا برسانند در حالی که رسیدن تروریست‌ها به اروپا از غرب آسیا به مراتب راحت تر و آسان تر است.حتی اگر فرض بگیریم که این سازمان‌های تروریستی از نیروهای خود در آمریکا استفاده کنند هم باز کاری سخت در پیش دارند زیرا تجربه عملیات تروریستی در اروپا به خصوص در فرانسه، آلمان و بلژیک این مقدمه را برای آمریکا ایجاد کرده که تمامی شهروندان آمریکایی عرب تبار یا مهاجران مسلمان کشورهای غرب آسیا در آمریکا به شدت تحت کنترل و مراقبت قرار گیرند و همین امر این امکان را برای دستگاه‌های امنیتی آمریکا فراهم نموده که در مقابل عملیات سازمان‌های تروریستی پیش دستی کنند.اگر جامعه آمریکا را با جامعه اروپایی مقایسه کنیم اکنون میلیون‌ها نفر از کشورهای عربی و اسلامی به خصوص از کشورهایی مثل لبنان، مغرب، تونس، الجزایر، سوریه و کشورهای دیگر آفریقایی در اروپا زندگی می‌کنند که نمونه بارز آن را می‌توان در فرانسه جستجو کرد که ۲۱درصد آرای انتخاباتی فرانسوی‌ها از سوی فرانسویانی است که دارای ریشه عربی هستند.اگر سازمانی تروریستی از کشوری مثل عراق، سوریه، ترکیه یا لبنان بخواهد خود را به یک کشور اروپایی برساند کاری بسیار آسانتر از رسیدن به آمریکا دارد.

همین اوضاع است که باعث شد تا در سایه رشد عملیاتی داعش در عراق و سوریه (در حملات ضد انسانی هم زمان داعش به فرانسه) فقط در ژانویه و نوامبر سال ۲۰۱۵میلادی، ۱۴۷شهروند فرانسوی و اروپایی کشته و ۳۶۸مجروح بر زمین باقی بمانند. این در حالی است که در عملیات مشابه دیگر در اروپا و فرانسه نیز ده‌ها تن کشته و زخمی شده‌اند که با هیچ آماری پس از جنگ جهانی دوم قابل مقایسه نیست.

اروپا آسیب پذیر است و باید چاره اندیشی کند

شرایط کنونی منطقه خاورمیانه و اروپا و رویدادهای تلخ و خشونت بار روی داده در این دو منطقه نشان می‌دهد که نظام حفظ امنیت داخلی اروپا با نظام حفظ امنیت آمریکا کاملا متفاوت است و اتحادیه اروپا با قرائت‌های آمریکایی و منظومه‌های امنیتی- آمریکایی نمی‌تواند امنیت داخلی خود را در برابر تروریسم حفظ کند زیرا منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا با کشورهای اروپایی از طریق زمین و دریا به هم متصل هستند و اروپا پیش از آن که به حفظ امنیت در داخل مرزهای اتحادیه اروپایی معطوف باشد باید به فکر حفظ امنیت داخلی کشورهای حوزه خاورمیانه در غرب آسیا باشد. این در حالی است که در اروپا میلیون‌ها شهروندی زندگی می‌کنند که تبار آنها عربی یا آفریقایی است که بهترین شاهد مثال بر این امر جامعه چند شاخه‌ای فرانسه است که شهروندان دهها کشور دیگر را در خود جای داده است.

اروپا می‌داند بدون سپاه پاسداران، داعش حاکم بود

آمریکا، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را سازمانی تروریستی خوانده است. اما آیا اروپا نیز همین دیدگاه را دارد؟ و آیا باید از همین نظریه پیروی کند؟هیچ نیازی نیست که به صورت کلیشه‌ای و شعار وار با این امر روبرو شویم. به دلیل حضور کشورهایی مانند فرانسه و آلمان در قلب تحولات سوریه، آنها می‌دانند که آمریکا کوچکترین نقش و ایران بزرگترین نقش عملیاتی، نظامی و امنیتی را برای ریشه کنی داعش و بریدن تنه آن در عراق و سوریه داشته است و اگر ایران حضوری پررنگ در این دو کشور نمی‌داشت اکنون با قدرت بلامنازع داعش در خارومیانه روبرو بودیم.

اروپایی‌ها از جمله آلمان و فرانسه به خوبی می‌دانند که داعش در زمانی که حمله مشترک ارتش، نیروهای مردمی و هم پیمانان عراق و سوریه علیه این تروریست‌ها در محدوده مرزهای مشترک سوریه و عراق در جریان بود چگونه داعشی‌ها در کنف حمایت آمریکا قرار گرفته بودند، اروپایی‌ها نیز به خوبی می‌دانند که چگونه آمریکا در تولد و استمرار زندگی داعش نقش داشته است، آنها بهتر از ما می‌دانند و می‌فهمند وقتی ترامپ می‌گوید: اوباما و کلینتون داعش را ایجاد کردند.

اگر ایران از مبارزه با تروریسم خارج شود

ایران با امضای توافق اتمی نشان داد دولتی عمل گرا، منطقی و آماده همکاری و همراهی برای استقرار امنیت در منطقه غرب آسیا و حوزه بین‌الملل است و حاضر است تا دیپلماتی پرقدرت و برجسته در حفظ استقرار امنیت جهانی باشد. اما چرا امنیت جهانی‌؟همه می‌دانند که اگر ایران منطقه خلیج فارس را به آشوب بکشد جهان به آشوب کشیده می‌شود، همه می‌دانند که اگر ایران تنگه هرمز را برای یک هفته ببندد چگونه امنیت بین‌الملل به خطر می‌افتد اما جهان شاهد بود که جمهوری اسلامی ایران در بدترین شرایط امنیتی و نظامی خود هرگز از مسئولیت خویش در قبال نظام امنیت بین‌الملل شانه خالی نکرد. همه می‌دانند که اگر ایران به اسرائیل حمله کند چه آشوبی در جهان ایجاد می‌شود و منطقه به چه سناریویی تبدیل می‌شود و به شکل طبیعی همه می‌دانند که اگر ایران از مبارزه با تروریسم دست بردارد چه فاجعه‌ای برای امنیت کشورهای اروپایی و منطقه ایجاد می‌شود. اروپایی‌ها همه آمار و ارقام‌های لازم از نقش ایران در سوریه را از طریق آنکارا و مسکو در اختیار دارند و می‌دانند که تقسیم وظایف بین ایران و روسیه در نبرد با داعش چگونه باعث شد تا داعش در سوریه به کنجی رانده شود و حتما اروپایی‌ها از دوستان خود در عراق به این اطلاعات دست پیدا کرده‌اند که اگر مستشاران نظامی ایرانی در عراق نبودند هم اربیل و هم بغداد توسط داعش سقوط کرده بود و داعش هرگز از این کشور رخت بر نبسته بود.بنابراین اروپا باید با این واقعیت کنار بیاید که بدون ایران هیچ امنیتی در برابر تروریسم ایجاد نمی‌شود و شرایط منطقه اقتضاء می‌کند تا اروپا براساس همزیستی مسالمت آمیز با همسایگانش در غرب آسیا مقوله‌های امنیت داخلی خود را تعریف کند و زیر چتر آمریکا در این موضوع قرار نگیرد زیرا هزینه امنیت داخلی آمریکا را در آن وقت اروپا باید پرداخت کند.

آمریکا به تنور عدم استقرار و ایجاد خشونت‌گرایی می‌دمد

آمریکا با سیاست‌های ظالمانه خود در قبال مردم فلسطین و مهمترین پرونده‌های مفتوح بین کشورهای عربی – اسلامی با رژیم اشغالگر قدس، نقش خود را با ظلم آشکار ایفاء می‌کند و به همه معاهدات و مصوبات و مبانی قانونی در نظام بین‌الملل و برخلاف مصوبات شورای امنیت سازمان ملل عمل می‌کند.حالا فرض محال را بر این بگذاریم که در سایه حمایت آمریکا قدس به پایتختی اسرائیل در آمد و سند بلندی‌های جولان را هم به نام رژیم اشغالگر قدس زدند و صدها هزار فلسطینی و عرب دیگر از فلسطین به سوی کشورهای همجوار آواره شدند و اسرائیلی اتمی و تا دندان مسلح به پشتوانه آمریکا ادامه موجودیت داد و به حداقل‌های حقوق ملت فلسطین نیز اعتنایی نکرد و ظلم مطلق را در حق این مردم روا داشت؛ فرض بر این بگیریم که آمریکا در خروج از برجام موفق عمل کرده و محاصره‌ای خفه کننده بر ملت ایران روا داشته و خون ملت ایران را در شیشه کند؛ فرض کنیم که برنامه تروریستی خواندن نیروی مسلح رسمی یک کشور مثل ایران هم با موفقیت پیش رفت؛و فرض بگیریم که آمریکا در نابود کردن سوریه و ملت این کشور موفق عمل کرده و از بازسازی این کشور هم جلوگیری کند؛ و فرض بر این بگیریم که آمریکا هم چنان موفقیت آمیز از عربستان سعودی درنسل کشی یمنی‌ها و ویران کردن یمن موفق عمل می‌کند؛حالا جهان از مردمی که تحت فشارهای ظالمانه آمریکا قرار دارند چه انتظاری دارد؟از ملتی که میراث و ثروتش به تاراج رفته و سرزمینی سوخته توسط آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها برایش به جای مانده چه انتظاری دارد؟آیا هنوز این ملت‌ها را به صلح و مذاکره و گفتگو دعوت می‌کنید؟ آیا انتظار دارید این ملت هنوز زبان دیپلماسی شما را بپذیرد؟

هنگامی که مکانیسم احقاق حق و حقوق ملتی از بین می‌رود و دولت‌ها نیز خاصیت خود را از دست می‌دهند جریاناتی از دل این ملت‌ها متولد می‌شوند که درصدد انتقام و احقاق حق خویش به قدرت سلاح و خشونت روی می‌آورند. این یک سیره روشن در تاریخ گذشته به خصوص در حوزه خاورمیانه بوده است.حال با بروز چنین واکنش‌های خشونت طلب آیا آمریکا، دولت‌های غربی و اتحادیه اروپا می‌توانند سایه انتقام‌های دهه‌های هفتاد، هشتاد و نود قرن گذشته را از آسمان خود پاک کنند؟ آیا آسمان جهان به روی پرواز خطوط هواپیمایی‌های جهان امن خواهد بود؟ آیا حرکت کشتی‌های نفتی، صنعتی و مسافربری در دریای‌های جهان ایمن خواهد بود؟ آیا فضای شهرهای بزرگ جهان از بکار گیری سلاح‌های شیمایی در امان باقی می‌ماند؟ آیا شهرها و مراکز صنعتی و اقتصادی جهان از موشک‌های دوربرد و میان برد شبه نظامیان مسلح در اقصی نقاط جهان در امان خواهند بود؟

قدرت واکنش‌های خشونت طلبانه افزایش یافته است

اگر چنین سازمان‌هایی انتقام جو و خشونت طلب متولد شوند دیگر هرگز با سازمان‌های مشابه در دهه‌های گذشته قابل قیاس نیستند، اگر باور ندارید به دستیابی بسیاری از شبه نظامیان در جهان نگاه کنید که چگونه با استفاده از دسترسی آزاد به اطلاعات و علوم، قدرت‌های خود را برای ساخت سلاح‌های موشکی و شیمیایی افزایش داده‌اند. یک دهه اخیر از تحولات عراق، سوریه، لبنان، افغانستان و یمن گواه صادقی است که بازگشت سازمان‌های انتقامجو و مسلح این بار آن چنان پرقدرت و خشونت طلبانه خواهد بود که بزرگترین ارتش‌های جهان نیز نمی‌توانند آنها را ریشه کن کنند .

اتحادیه اروپا به نقش خود عمل کند

هنگامی که یک ابرقدرت عضو شورای امنیت پیش چشم جهانیان ارتش یک کشور را تروریستی می‌خواند و پیش از آن از توافقی جهانی و تحت نظارت شورای امنیت سازمان ملل به بهانه‌های نامشروع خارج می‌شود و تحریم‌هایی بر خلاف مقررات و قوانین بین‌المللی و سازمان ملل متحد علیه همان کشور وضع می‌کند و همین کشور را با محاصره اقتصادی به براندازی داخلی تهدید می‌کند معنایش آن است که از آن کشور می‌خواهد که دست از همکاری‌های بین‌المللی و منطقه‌ای شسته و همان راه و روشی را در پیش بگیرد که طرف متخاصم در پیش گرفته است.اتحادیه اروپا باید بداند دود چنین معادله‌ای در وهله نخست به چشم او می‌رود و باید به عنوان یکی از طرف‌های جهانی به مسئولیت‌های خویش عمل کند تا نظم و استقرار منطقه‌ای و بین‌المللی بر هم نخورد و نظام بین‌الملل بازیچه دست ایالات متحده آمریکا قرار نگیرد.

آمریکا و دو جهان، به قیمت نابودی دیگری

با آن که اقدام اخیر آمریکا علیه ایران در تروریستی خواندن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اقدامی نامشروع است اما بی شک به معنای ایجاد بی ثباتی و خلع ید از دولت‌ها برای اجرای نقش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی برای حفظ امنیت بین‌المللی است.آمریکا در این اقدام به گونه‌ای رفتار می‌کند که انگار دو جهان در دنیای ما وجود دارد. جهانی که در یک طرف آن اروپا، آسیا و غرب آسیا قرار دارد و جهانی دیگر که با آمریکا زندگی می‌کنند. چنین معادله‌ای این مفهوم را جدی می‌کند که ایالات متحده آمریکا رهبری خود بر دنیا را به قیمت نابودی جهان دیگر می‌داند که در یک سوی آن اتحادیه اروپا زندگی می‌کند.

Email this page

نسخه مناسب چاپ