یادداشت
تنش دولتها و منافع ملتها
سید مسعود رضوی
ماجرای فجیره زنگ خطر مبهمی است که نشان می‌دهد بازیگران سیاسی و نظامی و اقتصادی در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس، در چند لایه مشغول ابراز وجود و تلاش برای رسیدن به اهداف خود هستند. شک نکنید که یک عده از راستگرایان و تندروهای صهیونیست در درون دولت و نظام حاکم اشغالی، در امریکا و دولت ترامپ، در رسانه‌ها و کمپانی‌های بزرگ با ابعاد بین المللی، در میان مرتجعین و خیالپردازان عرب، در لایه‌هایی از فرصت‌طلبان در همسایگان شمالی و شمال‌غربی کشورمان، و حتی در ایران و در لایه‌های مشکوکی از به اصطلاح سوپر رادیکال‌های بی‌منطق و پر مدعا، می‌توان هواداران تنش و تخاصم و افروزندگان نایره جنگ را پیدا کرد.‏

هدف نهایی اینها البته یکسان نیست و می‌توان اجمالاً به چند دسته تقسیمشان کرد؛ دسته‌ای به جنگ تمام عیار نظامی علاقه دارند، عدهای به افزایش و تعمیق تنش‌های کنونی دلخوش کرده‌اند، گروهی در پی راضی کردن متحدان و شریکان منطقه‌ای و بین المللی هستند، جمعی می‌خواهند بازار نفت و تسلیحات را بر مدار منافع خود در اختیار داشته باشند، و کسانی هم دوست می‌دارند استعداد توازن را به شکل سابق کاهش دهند و هزینه‌های ما و رقبا و دشمنان را در سطوح منطقه‌ای و بین المللی افزایش دهند، زیرا وضع نه صلح و نه جنگ را دستکم در این مقطع با آرزوها و منافع کوتاه یا بلند مدتشان در تعارض می‌بینند.‏

ابهامی که در جویش و بیان کلمات داریم حتماً برای خوانندگان عالی‌مقام قابل درک است، زیرا شرایط برای تعبیرهای نادرست و سوءبرداشت آماده است و اگر انگی هم به نویسنده و تحلیلگران مطبوعات زده نشود، ممکن است آثار و جهات ناموجّهی تراشیده شود و بهانه مناسب و مکفی به دست این مأمور و آن مسئول بیفتد و از زیر زبان لکنت‌زده مخبران حرفی را که دوست دارند بشنوند و پرونده‌ای تدارک شود که نه می‌توان وصف کرد و نه لازم است به زبان بیاوریم.

دلیل این نوشته البته فراتر از این حرفها و اشاره به هیزم کشان نادانی است که نادانسته و نادان‌نمایانه، ماجراهای انفجاری در بندر فجیره و حتی جنگ یمن و حوثی‌ها با تعدیات عربستان را، به جریان مرتبط با ایران ـ موسوم به مقاومت ـ و هراساندن دشمن و آغاز فلان و بهمان آرزوهایی که در دل دارند، منتسب کردند. و با این کار دست پاکیزه دیپلماسی ایران را به سوی بی‌اعتمادی در عرصه بین‌الملل سوق می‌دهند.

کاری به نیت‌ها ندارم و نیت‌خوانی هم بلد نیستم اما در عالم واقعیت و سیاست، نتایج مهم است و منافع اولویت دارد. بنابر این، این رفتارها و کنشها و مطالب مشکوک الهویه و غریب الآداب، حداقل ضررشان این است که کوشیدند این تشنجات را با آن منویات به ما مرتبط کنند و از یک طرف دمب کشورهای متخاصم عربی را توی تله بگذارند و از سوی دیگر ادعای اثر انگشت ما را هم همان نزدیکی به جای نهند(!) تا محک و فرصتی برای گلاویز شدن امریکایی‌ها هم فراهم شود.

شاید برخی ازین دوستان که اتفاقاً غوغاگران کهن سابقه در عرصه مطبوعات هستند و با اطوارها و رفتارهای شبه امنیتی هم آشنایی دارند ندانند که معنای سخن رهبری در اینکه جنگ نخواهد شد، ایمان به صلح است. و اگر جز این باشد، مقاومت و تن ندادن به مذاکره در شرایط کنونی هم فلسفه درست و معقولی نخواهد داشت. جنگ نخواهد شد، یعنی ایران طالب جنگ نیست. طالب و حافظ صلح است. یعنی این که ما جنگ نمی‌خواهیم و آغازش نمی‌کنیم و زیر بار تحمیل هم نمی‌رویم.

این نگره و دیدگاه کجا، و کف‌زدن و کل کشیدن در رسانه برای انفجارهای جنوب خلیج فارس کجا! هر جنگِ تازه‌ای در خلیج فارس یا در هر طرف دیگری از سرحدّات ایران، هیزم صهیونیزم است و آرزوی جاهلان برای تضعیف ما و تخدیر قدرت بازدارندگی و اقتداری که به زحمت به دست آورده‌ایم. ایران منادی صلح و آرامش است. حافظ صلح و طالب همزیستی و پیشگام در تنش‌زدایی است. هر تفسیر و تعبیری به غیر از این، باید ما را متوجه دامگذاری و فتنه‌هایی کند که دار و دسته جاه‌طلب و جنگ‌طلب وابسته به منافع صهیونیزم بین‌الملل در سر دارند…

Email this page

نسخه مناسب چاپ