تکروی آمریکایی و صلحی که قربانی می شود
 

آمریکای ترامپ زیر تابلو ارتقای امنیت و ثبات جهانی، رفتارهای یکجانبه و عهدشکنانه خود را توجیه می کند. این در حالی است که تجربیات بین المللی، عقلانیت و نیز قوانین و هنجارهای موجود، دستیابی به صلح را تنها از رهگذر چندجانبه گرایی و دیپلماسی ممکن می‌داند.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش‌های خبری ایرنا، تمدید نشدن معافیت از تحریم نفت ایران برای مشتریان نفتی کشورمان، یک بار دیگر سماجت «دونالد ترامپ» برای پیشبرد راهبرد یکجانبه اش در جهان را به تصویر کشید. درست چند روز مانده به زمان برگزاری نشست «روز بین المللی چندجانبه گرایی و دیپلماسی برای صلح» در سازمان ملل، «مایک پومپئو» وزیر امور خارجه آمریکا، پایان معافیت از تحریم‌های نفتی ایران را اعلام کرد و گفت دیگر هیچ معافیتی در این زمینه به کشورهای دیگر نخواهد داد.سازمان ملل در حالی هفته گذشته میزبان نشست بین المللی چندجانبه گرایی و دیپلماسی شد که اصل چندجانبه گرایی به واسطه اقدامات آمریکا و همپیمانان خاورمیانه ای واشنگتن در حال قربانی شدن است. تقابل فزاینده با ایران به رغم مخالفت بسیاری از کشورها از جمله روسیه، چین، اروپا و … نمونه ای از یکه تازی‌های غیرقانونی واشنگتن برای به کرسی نشاندن حرف خود برای به اصطلاح «تغییر رفتار ایران» است.هدف حفظ ثبات و امنیت بین المللی، مسوولیت کشورها و واحدهای بین المللی را در برابر یکه تازی‌های آمریکا -که دامنه وسیعتری از رفتارهای این کشور در قبال ایران دارد- برجسته می کند. به عبارتی هزینه‌های جهانی ناشی از گسترش یکجانبه گرایی و رفتار خارج از قواعد بین المللی، ضرورت همکاری همه کشورها برای مقابله با این منش و کنش را به تصویر در می آورد.

دست و پا زدن برای احیای گذشته از دست رفته دوران یکجانبه گرایی در عرصه نظام بین‌المللی سال‌ها است به سر آمده، ولی آمریکا هنوز در رویای احیای نظم جهانیِ سال‌های پس از فروپاشی شوروی است. سقوط نظام دوقطبی، در سال‌های دهه ۱۹۹۰ و سال‌های نخست هزاره سوم، آمریکا را به قدرت بلامنازع عرصه بین‌المللی تبدیل کرده بود. در سال‌هایی که چین، در حال تبدیل شدن به یکی از قدرتمندترین اقتصادهای جهان بود و رشد اقتصادی غیر قابل باوری را هدفگذاری کرده بود و اروپای یکپارچه به بلوکی تاثیرگذار در عرصه بین المللی بدل می‌شد، آمریکا مشغول یکه تازی در دنیا بود. زمانی که روسیه قدرت خود را بازسازی می کرد و کشورهای اسلامی و جنبش عدم تعهد طرحی نو برای کنشگری جمعی خود درمی‌انداختند، واشنگتن رویای هژمونی جهانی را در سر خود می پروراند. دوران یکجانبه گرایی زودتر از آنچه آمریکا انتظار داشت به سر آمد. ظهور بلوک‌های قدرتمند اقتصادی، سیاسی و نظامی در مناطق مختلف جهان، در کنار پیچیدگی و همپیوندی معادلات در عرصه بین الملل، آمریکای یکه تاز را به چالش کشید. اگرچه یکه تازی و خودبرتر‌بینی را می توان در ماهیت سیاست خارجی آمریکا (فارغ از رویکرد سیاسی دولت‌ها) مشاهده کرد، اما درک شرایط تازه توازن قدرت در عرصه بین‌المللی، از سال‌های پایانی دولت بوش پسر، بر سیاست خارجی آمریکا تاثیر گذاشت. این روند در دوران مدیریت اوبامای دموکرات، شدت گرفت و به تعدیل نسبی سیاست خارجی آمریکا در گشودن باب دیپلماسی و گفت و گو و همکاری با دیگر بازیگران عرصه بین المللی منجر شد. با روی کار آمدن ترامپ، آمریکا یک بار دیگر بازگشت به سیاست خارجی سال‌های دهه ۹۰ را تجربه می کند. شرایط بین المللی اما، همانند سال‌های دهه ۹۰ نیست و دیگر بازیگران بین المللی این یکجانبه‌گرایی را بر نمی‌تابند. چنان که رفتار قیم مآبانه و پدرسالارانه امروز آمریکا از دید بسیاری از تحلیلگران، به کنشی جنون آمیز و وهم آلود می ماند که نه تنها با شرایط تازه بین المللی تناسب ندارد و امنیت جهانی را به خطر می اندازد، بلکه در راستای منافع مسلم خود آمریکا هم قرار نمی گیرد. رفتارهایی چون خروج از توافق بین المللی هسته‌ای با ایران و فشار بر دیگر کشورها برای ممانعت از عمل به تعهداتشان بر اساس قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت، نمونه بارز یکجانبه‌گرایی آمریکا در سال‌های اخیر است؛ اقدامی که به رغم هشدار جدی بسیاری از کنشگران مهم جهانی و سازمان‌های بین المللی، با عنادورزی واشنگتن نه تنها متوقف نشده، بلکه روز به روز تشدید می شود. این، تنها توافق چندجانبه‌ای نیست که ترامپ یکه تازانه از آن خارج شده است. خروج یک طرفه از پیمان توافق آب و هوایی پاریس، پیمان همکاری ترانس-پاسیفیک، نفتا و … اگرچه به شدت مورد انتقادات بین المللی قرار گرفته، اما تاثیری بر عملکرد رییس جمهوری جمهوریخواه آمریکا نگذاشته است.

همچنین به رسمیت شناختن بیت المقدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی، انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به این شهر، موافقت با تسری حاکمیت تل آویو بر گستره وسیع تری از سرزمین‌های اشغالی، چراغ سبز نشان دادن به ریاض برای پیشبرد سیاست‌ها تجاوزکارانه در یمن و … اگرچه از دید ناظران صلح و امنیت منطقه و جهان را به چالش می کشد، ولی مانع از سیاست‌های نابخردانه آمریکا نشده است.به گفته وزیر امور خارجه کشورمان در نشست چندجانبه گرایی در سازمان ملل، اقداماتی چون اعمال فراسرزمینی قوانین داخلی، نادیده گرفتن تعهدات بین المللی و احکام دیوان بین المللی دادگستری، اعلام خودکامانه نیروهای مسلح یک دولت به عنوان «تروریست» و پرورش افراط گرایی از طریق جنگ‌های دائمی بی هدف و بدون ملاحظه هم بخشی از این یکجانبه گرایی آمریکا است که باید با واکنش درخور از سوی دیگر بازیگران عرصه بین الملل مواجه شود.

تعهد ایران به چندجانبه گرایی

برخلاف آمریکا، چندجانبه گرایی به عنوان یکی از اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی، همواره در دستور کار سکانداران دستگاه دیپلماسی کشورمان قرار دارد. اعتقاد عملی به اصل تعامل و گفت و گو با نظام بین الملل بود که سرانجام توانست گره از کار فروبسته برنامه صلح آمیز هسته ای کشورمان بگشاید و اجماع جهانی علیه کشورمان را بشکند، هرچند اقدامات غیرقانونی ترامپ، تحریم‌ها علیه کشورمان را احیا کرد. با این حال همچنان دیپلماسی به عنوان یکی از ارکان سیاست خارجی، در دستور کار وزارت امور خارجه قرار دارد، چرا که به باور وزیر امور خارجه کشورمان، چند جانبه گرایی تنها راه حل برای حمایت از صلح است. حتی پس از ترکتازی‌های آمریکا در یکجانبه‌گرایی و احیای تحریم‌های هسته ای آمریکایی علیه ایران، جمهوری اسلامی همچنان به دنبال تعامل و همکاری با همسایگان خود در چهار سوی مرزهای خود است. به گفته ظریف در نشست یاد شده در سازمان ملل، نگاهی گذرا به مراودات دیپلماتیک ما در چند هفته گذشته، این امر را کاملا روشن می‌ سازد. در آن سوی مرزهای غربی کشور، به تازگی روسای مجالس همسایگان عراق گرد هم آمدند تا رهیافت فراگیر جدیدی را برای مراودات منطقه ای بیابند. ۳۱ فروردین ماه بود که وزیر امور خارجه در راس هیاتی به دمشق و آنکارا رفت تا همکاری با سوریه، ترکیه و روسیه را در چارچوب روند آستانه گسترش دهد. به گفته ظریف، در آن سوی مرزهای شرقی، نماینده ویژه جدید ما برای افغانستان در حال تعامل طبق یک رویکرد منطقه‌ای واقع‌گرایانه برای صلح و ثبات است. در عین حال، ایران میزبان نخست وزیر پاکستان برای گفت وگو در مورد یک رهیافت چندجانبه برای ثبات منطقه ای و مبارزه با تروریسم بود.در آنسوی مرزهای شمالی، چندی پیش مقام‌های ارشد دولت‌های ساحلی دریای خزر گرد هم آمدند تا اجرای کنوانسیون تاریخی خزر را آغاز کنند که در سال ۲۰۱۸ بعد از ۲۲ سال مذاکره نهایی شده است. همزمان، ایران در حال نیل به یکپارچگی اقتصادی از جمله از طریق اتحادیه اقتصادی اوراسیا است.ظریف همچنین از تلاش ایران برای تسهیل روند استکهلم در مورد یمن و پیشنهاد «سازوکار گفت وگوی منطقه ای» در خلیج فارس به عنوان رهیافت چندجانبه فراگیر برای همکاری و حل اختلافات با همسایگان جنوبی خبر داد.پایبندی ایران به تعهدات هسته‌ای به رغم خروج غیرقانونی آمریکا از برجام و تعلل اروپا در عمل به تعهدات، از باورمندی تهران به تعامل سازنده در مسیر ایجاد ثبات حکایت دارد.

در چنین شرایطی که رفتارهای خارج از قواعد بین المللی آمریکا و همپیمانان آن، صلح و ثبات جهانی را در معرض خطر قرار می‌دهد، دیگر واحدهای بین المللی در برابر این ساختارشکنی‌ها مسوولیت سنگینی دارند. شکل گیری سازمان ملل، در پاسخ به همین تجربه گرانبها پس از وقوع دو جنگ جهانی ویرانگر بود که نباید نسبت به کنش‌های متجاوزانه هیچ بازیگری، بی تفاوت بود. همین اندوخته گرانبها است که از زبان وزیر امور خارجه کشورمان در سازمان ملل بیان شد که «برای دفاع از چندجانبه‌گرایی، لازم است مانع دستیابی آمریکا به منافع مورد تصورش از اقدامات غیرقانونی آن کشور شد و با قوت تمام هرگونه فشاری را که به دیگران وارد می آورد تا حقوق بین‌الملل و قطعنامه‌های شورای امنیت را نقض کنند، رد کرد». اگرچه طبیعتا عقلانیت جمعی و تجربه جهانی موجب می شود آمریکا به خاطر یکه‌تازی‌های ترامپ به انزوا کشیده شود، ولی به گفته ظریف، همه کشورها در رد یکجانبه‌گرایی مسئولیت دارند تا به صورت دسته‌جمعی هر دولتی را برای عواقب هر گونه بی‌قانونی آن مسئول بدانند. با این تفاسیر چنانکه بارها مقام‌های کشورمان اعلام کرده اند، طرف اروپایی باید هر چه سریعتر زمینه‌های عمل به تعهدات برجامی خود به ویژه در حوزه اقتصادی را فراهم کند. تسریع در اجرایی سازی کانال مالی برای تسهیل تجارت بین دو طرف موسوم به اینستکس و استقرار نهادهای مرتبط با آن از ضرورت‌های مقابله با تک روی‌های آمریکا است. همچنین همکاری دیگر کشورها چون روسیه، عراق،‌ چین و ترکیه به عنوان شرکای تجاری کشورمان با ایران برای راه‌اندازی ابزار مالی مشابه اینستکس، گامی عملی در مقابله با یکجانبه گرایی بازیگری است که با چشم بستن بر واقعیات، هنوز هم خود را هژمون بین الملل تصور می کند.

«انزوای آمریکا» بهای تحریم نفتی ایران

آمریکا در حالی از تمدید معافیت برای خریداران عمده نفت ایران سر باز زد که این اقدام کاخ سفید با انتقادات شدیدی از جانب شرکای ایران مواجه شد؛ اقدامی که آنان را در یک جبهه، مقابل آمریکا قرار داده است.هر روز خبری جدید از اقدامات ضدایرانی کاخ سفیدنشینان به گوش می رسد که خروج آمریکا از برجام، از سرگیری تحریم‌های هسته‌ای، گنجاندن نام سپاه در لیست سازمان‌های تروریستی مد نظر خود از آن جمله به شمار می رود. چند روز پیش «مایک پمپئو» وزیر امور خارجه این کشور از لغو معافیت خریداران نفتی ایران خبر داد؛ معافیتی که آبان ماه پارسال پس از اجرای دو دوم تحریم‌ها که تحریم‌های نفتی و بانکی را شامل می شد به خریداران عمده نفت ایران اعطا شد که ژاپن، هند، کره‌ جنوبی، چین، ترکیه، تایوان، ایتالیا و یونان از آن جمله بودند. دور از ذهن نبود که «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری به شدت ضدایرانی آمریکا به تدریج معافیت‌های نفتی را بردارد اما این که کشورهای خریدار نفت ایران که برخی خود نیز زیر تحریم‌های دولت ترامپ قرار دارند با کاخ سفید همراهی کنند یا خیر جای بحث و بررسی دارد. واکنش‌های اولیه و اعتراضی کشورهای هشتگانه به اقدام اخیر ترامپ نشانگر آن است که کاخ سفید برای اجرایی سازی سیاست به صفر رساندن صادرات نفتی ایران مسیر دشواری در پیش رو دارد.

رویکرد «فشار حداکثری» بر تهران و «صفرسازی صادرات نفت» این کشور همزمان با دور دوم تحریم‌ها نیز مطرح بود اما واشنگتن زیر فشار خریداران در نهایت از مواضع خود عقب نشست. امروز هم پیشبرد این راهبرد ضد ایرانی به دلیل شکاف افکنی‌ها و یکجانبه گرایی‌های ترامپ در عرصه جهانی امر آسانی نخواهد بود به طوری که آن را می توان در واکنش‌هایی که پس از لغو معافیت‌های نفتی صورت گرفت، مشاهده کرد. به جز چند بازیگر معلوم الحال منطقه ای همچون رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی که همانند قرار گرفتن نام سپاه در فهرست گروه‌های تروریستی از این تصمیم آمریکا نیز استقبال کردند، شاهد اجماعی نانوشته بین کشورهای مختلف جهان هستیم. آنها تا کنون هر کدام به نوعی از زیاده خواهی‌های ترامپ آسیب دیده و به عبارتی دیگر دردی مشترک را تجربه کرده اند. یکی از مخالفان فسخ معافیت‌های نفتی، اتحادیه اروپا است که با این اقدام کاخ سفید به صورت جد، برجام را در خطر می بیند؛ توافقی که تاکنون همواره از حمایت‌های سیاسی سران بروکسل برخوردار بوده اما آنها در عرصه میدانی، گامی برای نجات آن برنداشته‌اند. از این رو مقامات اروپا واکنشی اعتراضی به اقدام ضدایرانی کاخ سفید داشته و آن را تاسف بار دانسته اند. اروپایی‌ها نه فقط در برجام بلکه در مسائل مختلفی با ایالات متحده اختلاف دارند؛ اختلاف‌هایی که از حق السهم اعضای ناتو گرفته تا توافق گریزی‌های متعدد ترامپ را شامل می شود.چین، ترکیه، روسیه، هند، کره جنوبی و غیره از دیگر کشورهایی هستند که به شدت با عدم تمدید معافیت‌های نفتی مخالفت کرده اند. در ترکیه «مولود چاووش‌اوغلو» وزیر خارجه این کشور ضمن انتقاد به اقدام ترامپ معتقد است که این تصمیم به صلح و ثبات منطقه‌‌ای آسیب خواهد زد. وی همچنین تاکید کرده که «ترکیه تحریم‌‌های یک‌ جانبه را رد می ‌کند و مخالف این است که کشورهای دیگر دیکته کنند تا ما با همسایگان خود چه مناسباتی داشته باشیم»؛ مواضعی که نشانگر استقلال آنکارا در حوزه سیاست خارجی است هر چند که این کشور در برخی پیمان‌ها همچون ناتو، متحد ایالات متحده باشد.

آن طور که از سخنان «گنگ شائونگ» سخنگوی وزیر خارجه چین استنتاج می شود، پکن عدم تمدید معافیت‌های خرید نفت از ایران را بسترساز نوسان در بازارهای انرژی جهانی و خاورمیانه می داند؛ موضوعی که نه تنها این کشور بلکه دیگر بازیگران منطقه و فرامنطقه را متاثر از خود خواهد ساخت.اما یکی از منتقدان جدی اقدام اخیر آمریکا، روسیه است که در زمینه‌های مختلف با واشنگتن اختلاف نظر دارد؛ اختلاف نظر و حتی تنش‌هایی که باعث شده آنها بارها را یکدیگر را تحریم کنند.

بحران اوکراین، مسمومیت جاسوس دوجانبه، پیمان منع آزمایش موشک‌‌های میان ‌برد هسته‌ای(INF)، پرونده مداخله احتمالی روسیه در انتخابات آمریکا، بحران‌های مختلف از منطقه ای همچون سوریه، عراق و یمن گرفته تا بحران‌های فرامنطقه‌ای همچون ونزوئلا، مسکو و واشنگتن را در مقابل یکدیگر قرار داده است. از این رو، تحریم و تهدید متحدان روسیه در منطقه مانند ایران، مساله ای نیست که کاخ کرملین با آن کنار بیاید. در نتیجه یکی از تندترین واکنش‌ها در ارتباط با لغو معافیت‌های خرید نفت ایران از سوی روسیه انجام گرفت و وزارت امور خارجه با انتشار بیانیه ای تاکید کرد که سیاست‌های آمریکا هر روز تهاجمی‌تر و در عین حال بی رحمانه تر می شود و این سیاست‌ها تا جایی پیش رفته که کاخ سفید حتی آرزوی سیادت بر جهان را نیز پنهان نمی‌کند. به دنبال یکه تازی‌ها و مداخله جویی‌های مداوم و آشکار آمریکا در امور کشورهای منطقه است که کشورهایی چون ایران، روسیه، عراق، چین و ترکیه تصمیم به اتخاذ سازوکاری مشابه اینستکس گرفته اند؛ سازوکاری که علاوه بر تقویت و تحیکم همکاری‌های منطقه ای، شمشیر آمریکا را در تحریم این کشورها کند خواهد ساخت. کارشناسان حوزه بین الملل بر این باورند که تلاش آمریکا برای اعمال فشار حداکثری بر ایران در نهایت نتیجه ای عکس برای کاخ سفید خواهد داشت و دیگر بازیگران بین المللی را در یک جبهه و در مقابل آمریکا قرار خواهد داد. همان طور که پیشتر در جریان اجلاس ورشو نیز نمونه‌ای از آن را شاهد بودیم؛ اجلاسی ضد ایرانی که بهمن ماه پارسال به ابتکار پمپئو در قلب اروپا برگزار شد و قدرت‌های بزرگ و اثرگذار جهانی همچون اتحادیه اروپا، چین، روسیه، ترکیه و غیره آن را بایکوت کردند.

پوست خربزه بولتون زیر پای ترامپ

«فشار حداکثری» به عنوان خط مشی این روزهای آمریکا مقابل ایران، نزد هیات حاکمه واشنگتن از مفهوم و هدف واحدی برخوردار نیست. در حالی که ترامپ در نهایت خواستار تغییر رفتار ایران است مشاور امنیت ملی او سودایی دیگر را در سر می پروراند .اظهارات اخیر «محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه کشورمان در گفت و گو با «فاکس نیوز» شبکه خبری دست راستی آمریکایی، یک بار دیگر مخاطرات کنشگری فعالانه افراد تندرویی چون «جان بولتون» مشاور امنیت ملی آمریکا در تقابل با تهران را گوشزد کرد. ظریف در بخش کوتاهی از این گفت و گو که فاکس نیوز پیش از انتشار نسخه کامل آن در دسترس رسانه‌های دیگر قرار داد، در مورد خطر بروز درگیری نظامی آمریکا با ایران به رغم خواست «دونالد ترامپ» هشدار داد. او در پاسخ به این پرسش که «آیا اعتقاد دارید که بولتون، اسراییل، عربستان سعودی و امارات می‌خواهند نظام ایران را تغییر بدهند» گفت: حداقل این طور است. همه آنها این تمایل را بروز دادند که می‌خواهند ایالات متحده را به یک درگیری بکشانند. من فکر نمی‌کنم که ترامپ بخواهد این کار را انجام دهد. او با این شعار روی کار آمد که آمریکا را درگیر جنگی دیگر نکند.

ظریف در ادامه، هدف ترامپ از فشار بر ایران را هم غیر قابل دستیابی دانست و افزود: اما من بر این عقیده‌ام که قصد ترامپ برای اعمال فشار، سیاست فشار حداکثری بر ایران برای به زانو درآوردن آن محکوم به شکست است. شدت عمل ترامپ در برابر تهران اگرچه از دید او با هدف نهایی «تغییر رفتار تهران» صورت می‌گیرد، ولی افرادی چون «جان بولتون» با اهدافی متفاوت، می توانند این تقابل را تا سرحد برخورد نظامی پیش ببرند. بولتون را می توان در حال حاضر تندروترین عضو کابینه ترامپ دانست. بولتون در اتخاذ مواضع براندازانه علیه کشورمان سبقه‌ای دیرینه دارد. او که در دوران جرج بوش به عنوان نماینده آمریکا در سازمان ملل و پس از آن در نهادهای امنیتی و نظامی و اندیشکده‌های آمریکایی مشغول پروراندن ایده‌های جنگ طلبانه و حذفی خود بود، پس از استعفای «مایکل فلین» و برکناری «هربرت مک مستر» فرصت یافت تا از جایگاه مشاور امنیت ملی رئیس جمهوری و در راس اصلی‌‌ترین نهاد تصمیم‌ سازی و تعیین راهبرد دولت آمریکا، در راستای عملیاتی سازی مواضع تند خود علیه کشورمان گام بردارد. او که با روی کار آمدن ترامپ، فرصتی مناسب برای بیان بی پرده تر مواضع تندش پیدا کرده بود، پیش از انتصابش به صراحت تلاش می کرد به کاخ سفید خط بدهد. او در دی ماه ۹۶، در روزنامه «وال استریت ژورنال» نوشت: نتیجه بررسی سیاست ایران از سوی دولت پرزیدنت ترامپ باید این باشد که عمر انقلاب اسلامی ایران نباید به ۴۰ سال برسد.

او در ادامه مدعی شده بود که رفتار و اهداف تهران تغییرپذیر نیست وسیاست آمریکا باید براندازی حکومت مذهبی ایران باشد. او در بهمن ماه پارسال هم در پیامی ویدئویی ادعایی مشابه را مطرح کرد. درست پس از آن بود که ترامپ در توییتر خود مدعی شد جمهوری اسلامی موجب شکست چهل ساله کشور شده و مردم را شایسته به اصطلاح «آینده روشن تری» دانست. همزمانی تقریبی انتصاب بولتون با تغییر وزیر امور خارجه آمریکا و برکناری «رکس تیلرسون» از سوی ترامپ در فوریه ۲۰۱۷ ، از همان ابتدا گمانه‌هایی جدی در مورد شدت عمل آمریکا در برابر تهران مطرح شد؛ مساله ای که زودتر از آنچه انتظار می رفت، رخ نمود و با خروج یکجانبه آمریکا از برجام کلید خورد . نتیجه این تغییرات در تیم سیاست خارجی ترامپ، تشدید فشارها بر ایران تا سرحد شناسایی سپاه به عنوان گروهی تروریستی و عدم تمدید معافیت مشتریان از خرید نفت ایران است؛ مساله‌ای که از دید طیفی از ناظران احتمال درگیری و تقابل نظامی نیروهای ایرانی و آمریکایی در آب‌های خلیج فارس را مطرح می سازد. ولی گویا بولتون به این فشارها هم رضایت نمی دهد و خواهان شدت عمل بیشتر در برابر کشورمان است. او ایده ه‌های براندازانه و به اصطلاح «تغییر رژیم» را در سر می پروراند و می خواهد به رغم تمایل ترامپ آمریکا را وارد بازی‌هایی کند که پیش از این، شکست در موارد مشابه آن را در کشورهای دیگر تجربه کرده است.

تمایل نداشتن ترامپ به درگیری نظامی با ایران، به معنی منتفی بودن این احتمال نیست. ظریف آخرین بار هفته پیش بود که در گفت و گو با «رویترز» در مورد تاثیر تمایلات جنگ طلبانه افرادی چون بولتون بر تقابل نظامی میان آمریکا و ایران به صراحت هشدار داده بود. ظریف در این گفت و گو هم از «تیم ب» متشکل از بولتون و «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر رژیم صهیونیستی نام برد که قصد دارند یک درگیری نظامی با ایران را به ترامپ تحمیل کنند؛ تیمی که دیگر اعضای چهارگانه آن را در گفت و گوی با فاکس نیوز معرفی کرد و آن کسی نبود جز «محمد بن سلمان» ولیعهد سعودی و «خلیفه بن زاید آل نهیان» رئیس امارات متحده عربی. تفاوت دیدگاه هیات حاکمه آمریکا در مورد ماهیت و اهداف فشار حداکثری، در کنار منفعت طلبی ترامپ در ارتباط با عربستان، امارات و رژیم صهیونیستی ممکن است به رغم خواست و تصور ترامپ، گزینه جنگ را به او تحمیل کند. امروز تندروهای داخلی چون بولتون، «مایک پمپئو» وزیر خارجه و حتی «جراد کوشنر» داماد ترامپ از یک سو و بازیگران دوآتشه ضد ایرانی خاورمیانه چون عربستان و رژیم صهیونیستی از سوی دیگر رئیس جمهوری را در معرض تحمیل تصمیمات خطرناکی چون تقابل نظامی با ایران قرار داده اند. ظریف با علم به این شرایط، با شبکه ای مصاحبه کرد که اغلب مخاطبانش با توجه به شعار انتخاباتی ترامپ مبنی بر «پرهیز از جنگی دیگر» در سال ۲۰۱۶ به او رای دادند. مخاطب قرار دادن پایگاه اجتماعی ترامپ، یادآوری شعارهای انتخاباتی او به حامیانش و هشدار در مورد مخاطرات کنشگری اعضای تندروی کابینه، در چارچوب کنشگری هوشمندانه رئیس دستگاه دیپلماسی کشورمان در ارتباط با آمریکا تعریف می‌شود. چنانکه «حسام الدین آشنا» مشاور رئیس جمهوری در صفحه شخصی خود در توییتر سخنان ظریف در فاکس‌نیوز را «اتمام حجت ایرانیان با هیات حاکمه آمریکا و سران برخی کشورها و رژیم‌های منطقه» دانسته است.

Email this page

نسخه مناسب چاپ