هیچ برنامه مدونی برای کاهش خشونت علیه طبیعت نداریم
تکه کلام‌هایمان پر شده از خشونت علیه حیوانات
محمد درویش
در کشور ما تعداد زیادی از افراد به گونه‌ای با محیط زیست روبه‌رو می‌شوند که انگار با آن قهر هستند. رفتار ما با طبیعتی که از آن ریشه گرفته‌ایم، خوب نیست و آنقدر خشن به جان این محیط می‌افتیم که انگار یادمان رفته است که این کره خانه ماست. این رفتار خشن ایرانی‌ها با محیط زیست از عوامل مختلفی نشأت می‌گیرد که یکی از آنها نبود آموزش صحیح است.
طبیعت‌مان دل پری از ما دارد و گاهی حتی از ما می‌ترسد؛ چون هر جایش که پا می گذاریم چنان بلایی بر سرش می‌آوریم، که کابوس هزارساله‌اش می‌شویم.
در مورد علل رفتار نامناسب ایرانی‌ها با طبیعت و جانداران آن می‌توان گفت: به‌رغم اینکه در دین و فرهنگ کشور ما به مهربانی با طبیعت، حیوانات و گیاهان توصیه شده است اما به دلیل کاستی‌هایی که در نظام آموزشی کشور ما وجود دارد از این حوزه غفلت شده است. در برخی از ضرب‌المثل‌ها، تکه‌کلام‌ها و اصطلاح‌هایی که در کشور ما رواج دارند یا نو به نو به حوزه زبان ورود پیدا می‌کنند، خشونت علیه حیوانات دیده می‌شود. برای نمونه اصطلاحات و تکه کلام‌هایی مانند «جغد شوم»، «کفتار پیر»، «خفاش شب» و «الاغ نفهم» مصداق خشونت علیه حیوانات هستند. ما بدترین نوع از همنوعان خود را با صفت «حیوان» صدا می‌زنیم و از این نکته غافل می‌شویم که این باعث افزایش خشونت علیه حیوانات می‌شود.
اگر می‌خواهیم خشونت علیه حیوانات را در جامعه متوقف بکنیم باید از همین تکه کلام‌هایی که در زبان روزمره‌مان رواج پیدا کرده‌اند، شروع بکنیم و آنها را تغییر دهیم. در برخی از نقاط کشور که با زیست و ارزش حیوانات آشنا هستند، آنها را با اصطلاحاتی مناسب و درخور صدا می‌زنند. برای نمونه هموطنان ما در جنوب کشور برای شمارش شتر از واحد انسان استفاده می‌کنند و آن را با نفر صدا می‌زنند. دلیل این مسأله این است که آنها به ارزش زیست شتر آگاه هستند.
چنین مفاهیمی باید به صورت غیرمستقیم در آموزش و پرورش و مهدکودک‌ها ارائه شوند.
سازمان محیط زیست در دروه خانم ابتکار تلاش کرد که با کمک فعالان محیط زیستی، مدارس طبیعت را راه اندازی کند. این مدارس بسیار مورد استقبال قرار گرفتند و بخش خصوصی هم وارد کار شد. حدود ۸۰ مدرسه طبیعت در ۲۹ استان کشور راه‌اندازی شدند. این مدارس نقش زیادی در کاهش خشونت علیه محیط زیست و حیوانات داشتند. این مدارس می‌توانستند چشم‌انداز امیدبخشی برای آینده باشند، ولی با تغییراتی که در سازمان محیط زیست روی داد این مدارس مورد غفلت قرار گرفتند و تعطیل شدند. با تعطیلی این مدارس و بی‌توجهی به آموزش محیط زیستی، خشونت نسبت به محیط زیست در جامعه افزایش پیدا کرد، حتی تلفات انسانی هم زیاد شده و در چند ساله اخیر تعداد زیادی محیط‌بان و جنگل‌بان را از دست داده‌ایم.
تأکید می‌کنم در کشور ما عملا هیچ برنامه مدونی برای کاهش خشونت علیه طبیعت وجود ندارد. در نتیجه در جامعه ای که سرگرمی کودکانش آزار و اذیت سگ‌ها و گربه ها و سنگسار کردن خرس‌ها باشد، آینده روشنی برای آن انتظار نمی‌رود. افرادی که نمی‌توانند با طبیعت ارتباطی دوستانه داشته باشند، در آینده تبدیل به افرادی خشن می‌شوند که به همنوع خود هم رحم نمی‌کنند. اگر می‌خواهیم خشونت و نزاع‌های خیابانی را در جامعه کاهش بدهیم، باید از بچگی به کودکان خود آموزش دهیم. در حال حاضر آمار نزاع‌های خیابانی در تهران به حدی بالاست که «تهران» به عنوان «سومین شهر نزاع‌خیز» دنیا معرفی شده است.
تغییر را باید از مهدکودک‌ها و مقاطع ابتدایی شروع کرد. باید مفاهیم و آموزه‌های اخلاقی را از کودکی و به صورت غیرمستقیم به بچه‌ها انتقال بدهیم. نهادهای مختلفی در این زمینه تأثیرگذار هستند که باید نقش خود را به خوبی ایفا کنند. یکی از نهادهای مهم در زمینه آموزش محیط زیستی رسانه است که باید در فیلم‌ها و سریال‌هایی که تهیه می‌کند، احترام به محیط زیست به صورت غیرمستقیم آموزش داده شود. همانگونه که در حال حاضر بخشنامه شده که نقش‌های مثبت فیلم‌ها و سریال‌ها حق ندارند سیگار بکشند و باید کمربند خود را ببندند، در زمینه محیط‌زیست
‌هم باید مفاهیم را به این صورت انتقال داد. اگر این اقدامات صورت بگیرند می‌توانیم به سمت جامعه‌ای حرکت کنیم که حرمت حیات‌وحش در آن حفظ می‌شود.
منبع: برنا

code

Email this page

نسخه مناسب چاپ