یادداشت سردبیر
جایی برای زندگی
علیرضا خانی
سیاست لازمه انکارناپذیر اداره جوامع پیچیده امروزی است. از دورانی که جوامع، از حاکمیت مشخصی برخوردار نبوده‌اند، هزاران سال گذشته است و دیدگاه‌ها و نظریه‌های ذهنی مبتنی بر آرمان بودن کشور بدون دولت، در عمل ناروایی و امکان‌ناپذیری خود را اثبات کرده‌اند. پس در اینکه حاکمیت و سیاست، ضرورت عینی اداره جوامع امروزی است فعلاً تردیدی نداریم اما اینکه مرز حضور و دخالت «امر سیاسی» در زیست اجتماعی تک‌تک شهروندان کجاست، ظاهراً محل تردید است.

فرض بر این است که شهروندان در فرایندی مردم‌سالارانه سیاستمداران و مدیران و گردانندگان جامعه خود را انتخاب می‌کنند و زمام امور را به آنها می‌سپارند. در عین حال نهادهای نظارتی قوی و کارآمدی نیز با مکانیزم هوشمندانه بوجود آمده است که یا مستقیماً توسط رأی مردم یا به طور غیرمستقیم توسط نمایندگان مردم انتخاب شده‌اند.

آن سیاستمداران و مدیران به سیاست‌ورزی و مدیریت مشغولند و این ناظران و حسابرسان به سلامت عملکرد و کارآمدی و قانونمندی آنها نظارت می‌کنند. هرجا تصمیم‌گیری و اقدام لازم بود،‌ سیاستمداران و مدیران در میدان هستند و هر جا، خدشه و خطایی رخ داد،‌نهادهای نظارتی وارد میدان می‌شوند و به تخلف و قصور و خطا رسیدگی می‌کنند و حکم صادر می‌کنند و آنجا که لازم است، سیاستمداران یا مدیران را، حتی خلع می‌کنند تا مردم دوباره در فرایندی آگاهانه و آزادانه،‌ برای کاروان خویش ساربانی دگر برگزینند.

در این اوضاع، دیگر مردم هر لحظه و هر روز درگیر امر سیاسی نیستند. چون به هر حال زمان روزانه آدم‌ها محدود است و هر کس باید به کار و مسئولیت و زندگی خویش برسد و به قول عبدالمطلب، هر کس باید «رب ابل» خویش باشد.

مهندس، مهندسی می‌کند و دکتر، طبابت. معلم درس می‌دهد و دانش آموز درس می‌خواند، مادر مادری می‌کند و روستایی، زراعت. چنین جامعه‌ای، نسبت به امور اداره کشور مسئولیت‌پذیر است و در انتخابات مختلف، از انتخاب شخص اول اجرایی تا قوه قانونگذاری و شوراهای شهر و روستا، بهترین‌ها را برمی‌گزیند و از دیگر سو، فرزندان هوشمند خود را در محیطی سالم و شکوفنده، به تحصیل می‌گذارد تا علم سیاست و مدیریت بیاموزند و مدیران آینده جامعه شوند. در عین حال، امر سیاسی را به سیاستمداران و امر نظامی را به نظامیان آزموده و کاربلد واگذار کرده است تا با رعایت همه دانش‌ها، دقت‌ها و الزامات تصمیم بگیرند و اجرا کنند.

بنابراین، جامعه از سیاست‌زدگی مصون می‌ماند. راننده تاکسی، خودرویی ایمن و تمیز مهیا می‌کند تا شهروندان را به مقصد برساند، نانوا نان مرغوب می‌پزد، کارمند شهرداری و ثبت احوال و آموزش و پرورش، مسئولیتش را به تمامی به انجام می‌رساند. روستایی به فکر افزایش کمی و کیفی محصولاتش است و مهندس در کار فناوری و تولید و معلم، بی‌دغدغه سیاست، درس انسانیت و مردمداری و سلامت نفس و وظیفه‌شناسی می‌دهد.

ما جامعه را بی دلیل سیاست‌زده کرده‌‌ایم. بدون منطق درست، گمان کرده‌ایم که اگر نانوا و بقال و مهندس و زن خانه‌دار، از بام تا شام، دغدغه آخرین اخبار سیاسی و ایضا تحلیل‌ها و تفسیرها و حتی شایعات داشته باشند، به معنای رشد سیاسی جامعه است.

به جای این‌که امر سیاسی و امر نظامی را، به دست اقلیت سیاسی و نظامی کشور بسپاریم و به بقیه مردم بیاموزیم که زندگی‌شان را بکنند، از مواهب زندگی بهره‌ببرند، فرزندانشان را در فضای روانی آرام بزرگ کنند و از بوی نان و عطر سیب و شمیم محبت لذت ببرند، آنها را گوش به رادیو و چشم به تلویزیون و ایستاده‌پای کیوسک‌ مطبوعات نگه داشته‌ایم تا ببینند پهپاد چه شده است و پمپئو چه گفته است؟ آرکیو ۴ این سوی مرز آبی سقوط کرد یا آن سو؟ بولتون بدتر است یا بن‌سلمان؟ مردم به قدری سیاست‌زده شده‌اند که برخی امور طبیعی زندگی‌شان را به سیاست گره زده‌اند. کسی می‌گفت می‌خواهم ازدواج کنم، اما منتظرم ببینم تکلیف منازعه با آمریکا چه می‌شود!

همه ما در این امر مقصریم، از مسئولان که انگار حرف دیگری در این عالم نیست که بزنند تا ما رسانه‌ها که انگار تیتر بهتری نیست که بزنیم!

آقایان! اینقدر مردم را به سیاست معتاد نکنید. سیاست، کالای بازار عمومی نیست. آن را برای خود نگه دارید و برای مردم، جایی برای زندگی بگذارید.

Email this page

نسخه مناسب چاپ