جایگاه پنجمی ایران در لیگ ملت های والیبال
 

ابوالقاسم کیانی ـ لیگ ملتهای والیبال برای ملی‌پوشان شایسته ایران با عنوان پنجمی به پایان رسید در حالیکه پس از اتمام مرحله مقدماتی این رقابتها و قرار گرفتن تیم ملی در رتبه دوم، انتظارات به سمت و سوی سکونشینی در مرحله نهایی لیگ ملت‌ها، سوق پیدا کرده بود. انتظاری کاملاً احساسی که در ورزش احساسی و صدالبته نتیجه‌گرای ایران،‌ در مقاطع و رشته‌های مختلف ورزشی، کم‌سابقه نبوده است!

نتیجه‌گرایی ، آفت پشتوانه‌سازی!

نتیجه‌گرایی در ورزش ایران به بزرگترین آفت در راستای پشتوانه‌سازی بدل شده است تا جائیکه علی‌رغم وجود جوانان مستعد و با قابلیت فرصت لازم برای به فعلیت رسیدن استعدادهای بالقوه ذاتی آنان داده نمی‌شود چراکه ساختار مدیریت ورزش ایران در نتیجه‌گرایی خلاصه شده و پیش از این هر رئیس سازمان تربیت‌بدنی و پس از آن هر وزیر ورزش که پا به عرصه گذاشته برای درست کردن یک کارنامه موفقیت‌آمیز برای خود، زیرمجموعه‌ها را مجاب کرده تا نتیجه‌گرایی را اولویت قرار دهند نه پشتوانه‌سازی را. ماجرایی که در دوران وزارت دکتر سلطانی‌فر و همچنین ریاست دکتر صالحی امیر در کمیته ملی المپیک به اوج خود رسیده و آنچنان برایشان مهم است که علاوه بر کوبیدن بر طبل موفقیت‌ها، حتی برخی نتایج متوسط را نیز، موفقیت‌هایی برجسته معرفی می‌کنند.

فرار از ریسک

در این رهگذر از آنجا که والیبال هم از این قاعده مستثنی نیست در بازیهای آسیایی جاکارتای اندونزی که حتی می‌توانستیم با تیم «ب» قهرمان شویم با اصرار وزارت ورزش و جوانان، تیم الف اعزام شد تا هیچ‌ ریسکی صورت نپذیرد و پس از آن هم در لیگ ملت‌های والیبال که تقریباً اکثریت قریب به‌اتفاق کشورها با تیمهای جوانشان راهی می‌شوند، باز تیم ملی با مهره‌های اصلی راهی شد تا به نتیجه‌ای خوب مثلاً سکونشینی منجر شود. نتیجه‌ای که بدست نیامد اما الحق والانصاف، جایگاه پنجمی هم برای والیبال ایران، کم نیست!

عدم فرصت دادن به جوان‌ها

با این وجود تنها ایرادی که می‌توان به والیبال گرفت عدم بهره بردن از جوانهای با پتانسیل در جریان همین لیگ ملت‌ها بود، جوانانی که در ترکیب ۱۲ نفره جای گرفته بودند اما فرصت چندانی برای بازی پیدا نمی‌کردند. ایرادی که اگرچه در اولین نگاه به کادر فنی و در رأس آن به کولاکوویچ باز می‌گردد اما با بازگشت به مطالب مطروحه سطور بالا، می‌توان دریافت که این ماجرا می‌تواند نشأت گرفته از همان نگاه نتیجه‌گرای متولیان ورزش کشور باشد و طبیعتاً‌ از آنجاکه افشین داوری که مستأجری در رأس فدراسیون فوتبال از جنس مدیران وزارت ورزش است و باید خواسته‌های مدیران ارشد را برآورده کند، پس چنین اتفاقی رخ داده است.

عدم استقلال مربیان خارجی

در این رهگذر نه تنها از کولاکوویچ بلکه از کلیه مربیان خارجی که به استخدام ورزش ایران در می‌آیند نباید انتظار داشت که آنچنان مستقل و مقتدر باشند که در مقابل خواسته‌های مدیریت فدراسیون بایستند. چون اولاً‌ حقوق‌بگیر فدراسیونها هستند و باید نظرات مدیران را تأمین کنند و ثانیاً مربیانی که در رشته‌های مختلف به استخدام ورزش ایران در می‌آیند در جمع تراز اول‌های دنیا قرار نمی‌گیرند و قاعدتاً‌ چون پیشنهادهای بهتری ندارند جذب ورزش ایران می‌شوند. در این بین کمتر می‌توان مربی مستقل و مقتدری مثل «کی‌روش» را پیدا کرد که بر خواسته‌هایش پافشاری کند و زیر بار برخی از خواسته‌های فدراسیون نرود هرچند که او هم نهایتاً تاوان کارش را با بد بدرقه شدن و مشکلات دیگری که برایش پیش آمد، داد !

اعمال نفوذ در فدراسیونها

در همین راستا هم هست که وزارت ورزش در دوره اخیر و بخصوص پس از روی کار آمدن داورزنی به عنوان معاون ورزش قهرمانی، سعی کرده تا نفوذ خود را در فدراسیونها، زیاد کند و حتی اعمال نفوذهایی را در انتخابات فدراسیونهای تعیین‌کننده انجام دهد ـ هر چند که همیشه این ماجرا را تکذیب کرده اما یک بام و چند هوایی‌های موجود در نحوه و پروسه انتخابات فدراسیونهای مختلف، جوابی بر این تکذیب است ـ چون پیش از این وزارت ورزش نتیجه مستقل واقعی بودن فدراسیونها را در ماجرای کنار گذاشتن مهدی هاشمی از ریاست فدراسیون تیراندازی و حاشیه‌هایی که با آن روبرو شد و تا مرز تعلیق پیش رفت را دیده است و در همین ماجرای کنار گذاشتن ضیایی از فدراسیون والیبال هم داشت با شرایطی مشابه روبرو می‌شد چون ضیایی کوتاه نمی‌آمد، هر چند که ماجرا ختم به خیر شد یا شاید هم فعلاً مسکوت مانده باشد چون ضیایی رئیس سابق فدراسیون تا همان اواخر هم حاضر نشد استعفای خود را اعلام کند.

استقلال تحمیلی فدراسیون فوتبال

در این میان نباید انکار کرد که فقط زور وزارت ورزش به فدراسیون فوتبال و شخص مهدی تاج نرسید. وزارتی که علی رغم نظرات وزیر و معاون وزیر در زمان قانون منع بکارگیری بازنشستگان مبنی بر اینکه ماجرا شامل حال مهدی تاج می‌شود، نهایتاً مجبور شد از موضع خود کوتاه بیاید و در مقابل فشارهای

ای اف سی و فیفا، چاره‌ای نداشته باشد جز اینکه حرف‌های گذشته خود را پس بگیرد و اعلام کند مهدی تاج از این ماجرا استثناء است و البته استناد شود به قوانینی برای ابقاء تاج! به این ترتیب وزارت ورزش قصد داشت تغییر موضع خود را مرتبط به این قوانین کند در حالیکه نهایتاً این قوانین می‌توانست برای ضیایی در فدراسیون والیبال یا فریبا محمدیان در معاونت وزارت ورزش صدق کند اما فقط تاج مستثنی شد. بخصوص که در زمان مطرح‌شدن مشمول قانون منع بکارگیری بازنشستگان برای تاج در ریاست فدراسیون فوتبال،‌ بارها از سوی مدیران ارشد فدراسیون فوتبال تلویحاً اعلام شد که این فدراسیون کاملاً مستقل است و تابع قوانین فدراسیون جهانی است. علی‌رغم تمام انتقادات و ایرادات ریز و درشتی که به مدیریت تاج در فدراسیون فوتبال وارد است یکی از نقاط مثبت مدیریت او، تحمیل استقلال واقعی فدراسیون به وزارت ورزش بود که باعث شد همه متولیان ورزش از موضع جدی خود، عقب‌نشینی کنند.

قدرتی که سایر فدراسیونها ندارند

درسی که ظاهراً سایر فدراسیونها قدرت انجام آنرا ندارند بخصوص با پروسه انتخاب رؤسا و سرپرستانی که برای فدراسیونها، طی می‌شود و استقلال آنان را به حداقل می‌رساند. روندی که امروز فدراسیون والیبال درگیر آن است و در کشتی هم کاندیداهایی مقتدر صلاحیت‌شان احراز نمی‌شود که پیش از در معاونت پارلمانی وزارت ورزش یا شورای شهر تهران صاحب کرسی مدیریتی بوده‌اند. سمت‌هایی که اگر اهمیتشان از ریاست یک فدراسیون بیشتر نبوده باشد، قطع به یقین کمتر هم نیست اما برای نشستن بر آن کرسی‌ها خوان صلاحیت را به راحتی پشت سر گذاشته‌اند اما برای حضور در انتخابات ریاست فدراسیون کشتی اندرخم کوچه اخذ صلاحیت قرار گرفته‌اند شاید چون پیش‌بینی می‌شود که اگر هر کدام از آنان به ریاست برسند در جمع مدیران مطیع و تابع بعضی از نظرات متولیان ورزش نخواهند بود!‌

منشأ ایرادات در ساختار ورزش است

پس حالا که ماجرا تا اینجا باز شد باید نتیجه گرفت که اولاً در ساختار چنین ورزشی و البته با امکانات موجود در قیاس با برترین‌های دنیا همینکه تیم ملی والیبال ایران حتی در مسابقاتی که درجه یک هم به حساب نمی‌آید نهایتاً به جایگاه پنجم می‌رسد آن هم در حالیکه مقابل برزیل پرافتخار و قهرمان المپیک با تمام مهره‌هایش در یک بازی پا‌به‌پا، شکست می‌خورد باید این رتبه را قابل قبول ارزیابی کرد و دوماً منشأ عدم فرصت‌دادن به جوانان را نباید فقط در تصمیمات و برنامه‌های سرمربی تیم، جستجو کرد بلکه با چیدن پازل‌ها کنار یکدیگر باید به واقعیت ماجرا اشراف پیدا کرد و آنجایی که متولیان ورزش از نام فدراسیونها، نتیجه می‌خواهند تا کارنامه موفقیت‌آمیزی برای خود ترسیم کنند با علم به اینکه حتی اگر وزیر ورزش یا رئیس کمیته ملی المپیک از جنس ورزش هم نباشد مشاورانی ورزشی دور و اطراف خود دارند که آگاهی‌های لازم را به آنان داده باشند اما در اولویت‌بندی آنان تغییری ایجاد نکرده باشد.

انتظار صعود به بازیهای

ا لمپیک

حال می‌‌ماند این موضوع که ملی‌پوشان ایران فارغ از رؤیایی که برای سکونشینی در مرحله نهایی لیگ ملت‌های والیبال ساخته بودند و محقق نشد حدود یک ماه دیگر باید در مسابقاتی به مراتب مهم و تعیین‌کننده یعنی انتخابی المپیک، شرکت کنند. مسابقاتی که باید در اولویت قرار می‌گرفت و صعود از آن به المپیک بدون‌شک از سکونشینی در لیگ ملت‌ها با ارزش‌تر است هر چند که متولیان ورزش ایران برخلاف متولیان ورزش سایر کشورها، اولویت را به لیگ ملت‌ها دادند. ملی‌پوشان والیبال باید در روسیه با تیم این کشور و همچنین مکزیک و کوبا رقابت کنند تا نهایتاً‌ تیم قهرمان به المپیک ۲۰۲۰ توکیو راه پیدا کند. کاری که اصلاً آسان نیست بخصوص که قطعاً در این مسابقات همه تیمها با نفرات اصلی می‌آیند در حالیکه نفرات اصلی ایران می‌توانند تحت‌الشعاع خستگی یا مصدومیت لیگ ملت‌ها باشند و کارگرفتن از جوان‌ترها هم به دلیل میدان ندیدن لازم در لیگ ملت‌ها بعید است که بتواند تعیین‌کنندگی و تأثیرگذاری داشته باشد. اگر ملی‌پوشان ایران در این خوان انتخابی المپیک مجوز صعود به توکیو را پیدا نکنند باید منتظر مسابقات بین‌قاره‌ای که دی‌ماه برگزار می‌شوند، باشند. مسابقاتی که بدون‌شک صعود از آن به مراتب سخت‌تر خواهد بود.

Email this page

نسخه مناسب چاپ