هاشور
جای خالی «وزارت محیط زیست»
رضا بابایی
 

جامعه خردمند، نهادهای خویش را بر مبنای واقعیت‌های موجود سامان می‌دهد یا بازسازی می‌کند. هیچ نهادی نمی‌تواند بدون توجه به واقعیت‌ها و سرمایه‌های نقد و واقعی، ساختارش را بازتولید کند و همچنان خردمندانه باقی بماند.

در سال‌های گذشته بسیاری از کارشناسان و دلسوزان کوشیدند که آگاهی عمومی را پیرامون مسائل زیست‌محیطی، در کشور شکل دهند. متأسفانه صدای آنان شنیده نشد، یا حتی انکار شد. اما اکنون نه کلام و هشدار، بلکه واقعیتی عریان در پیش چشمان ما قرار گرفته است؛ واقعیتی که نه می‌توان آن را انکار کرد و نه نادیده گرفت و نه حل آن را به آینده‌ موکول کرد. اگر تاکنون می‌توانستیم با بحران‌های‌ زیست‌محیطی به مثابه امری در دوردست برخورد کنیم و دغدغه‌های مربوط به آن را تا حدی تجملی و فانتزی بدانیم، اکنون از درگاه گذشته‌ایم و به دوران‌های پرتنش زیست‌محیطی پرتاب شده‌ایم. سرنوشت طبیعت سرنوشت آدمی است. مگر می‌توان طبیعت را تخرب کرد و از آن چشم سلامت و سازگاری و مهربانی داشت؟

اکنون وظیفه ما این است که با پذیرفتن مسئولیت‌ها و کوتاهی‌های خویش، نقش انسانی خویشتن را بار دیگر بر عهده بگیریم. بحران‌های زیست‌محیطی از قبیل گرمایش جهانی، تغییر اقلیم، جنگ آب و… اکنون در سطح جهانی و محلی، زندگی انسان‌ها را تحت تأثیر قرار داده است. این بحران‌ها نشان از این دارند که سیاست‌گذاری‌های ملی و جهانی تاکنون نتوانسته یا حتی نخواسته است مانع گسترش نگاه حریصانه اقتصادی به کره زمین گردد. بحران به‌سرعت در حال فراگیر شدن است. اکثر سفره‌های آب زیرزمینی از دست رفته‌اند. چاه‌های عمیق جای خود را به چاه‌های فوق عمیق داده‌اند. گسترش نظام سدسازی به جنگ منابع ملی و حتی شهری انجامیده است. پروژه گاپ ترکیه حیات آبی خاورمیانه را به خطر انداخته است. در برابر تغییرات فراگیر پیش رو ضرورت دارد نهادهای ما بار دیگر سامان بیابند. اتکا به معاونتی کم‌توان و حاشیه‌ای، برای رسیدگی به امور محیط زیستی کشور خطا است. ناکارآمدی چنین نهادی را می‌توان در مسئله آلودگی هوای پایتخت مشاهده کرد. میهن ما نیازمند عزمی جدی و یکپارچه برای حل مسائل زیست‌محیطی است. از همین رو ضرورت دارد به عنوان گامی جدی از سازمان محیط زیست و منابع طبیعی، به «وزارتخانه محیط زیست» عبور کنیم. دسترسی به امکانات و منابع مالی بیشتر و نیز افزایش نظارت مجلس، نخستین امتیازهای این تحول ساختاری است. محیط زیست در ایران، دیگر مسئله‌ای حاشیه‌ای نیست که مسئولیت آن را به معاونت‌ها و سازمان‌ها بسپاریم. وقت آن رسیده است که بیش از پیش به آن اهمیت دهیم و گام نخست تحول ساختاری است و هیچ تحولی در این عرصه، بر تشکیل وزراتخانه جدید مقدم نیست. میزان خسارات‌ مالی و جانی سیل و تخریب منابع طبیعی به اندازه‌ای است که جبران اندکی از آن نیاز به عزم ملی دارد و عزم ملی برای جبران مافات و جلوگیری از خسارت‌های بیشتر، باید در قوی‌ترین ساختارها مدیریت شود، نه از رهگذر نهادهایی در سطح معاونت. همچنین بر دولتیان است که از همه ظرفیت‌های مردمی و ملی برای مواجهه درست با طبیعت و رویدادهای طبیعی استفاده کنند؛ زیرا حل چنین مسئله‌ای در گرو همکاری و همراهی دولت با مردم است. اگر پیش از این سخن از «همراهی مردم با دولت» بود، اکنون باید از «همراهی دولت با مردم» سخن گفت.

Email this page

نسخه مناسب چاپ