نگاهی به نوبیابان‌ها به انگیزه مناسبت بیابان‎زدایی
جلوِ بیابان زایی را بگیریم
 

سعدی می‌گوید «وین گلستان همیشه خوش باشد» ولی استان گلستان همیشه خوش نبوده است؛ کسی گمان نمی‌داد گلستانِ کمربند سبز، در دایره سرخ نو‌بیابان‌ها قرار گیرد. در خرداد ۹۸ هشدار داده ‌شد-از سوی منابع طبیعی و آبخیزداری- که بیابانی‎شدن در کمین بخش‌های شمالی استان گلستان است. بیش از سیصدهزار هکتار از مساحت استان گلستان در آستانه نوبیابان‌شدن و رسوب نمک قرار دارد. گزند نوبیابان بیشتر متوجه بخش‌های جلگه‌ای پَستِ همجوار با ترکمنستان است.

اگر موتور آبخیزداری دور بگیرد و الگوهای بهره‌وری از سیلاب‌ به کار گرفته شود، پدیده نوبیابان تا اندازه‌ای پس رانده خواهد شد.

پدیده اقلیم، متفاوت از پدیده خشک‌‎سالی ‏

درست است که در دوران خشک‎سالی در بهار امسال سیل آمد ولی تغییرات ویرانگر اقلیم سر جای خودش است؛ حتی خشک‎سالی هم با یک سیل و بیلان بارش فراوان در یک‌سال، رخت بر نمی‎بندد. نشانگان خشک‌سالی نه یک مدل، بلکه چندین الگو و مدل است که جهان را همانند‎سازی می‌کند.‏ در نقشه اِنگاره‎های اقلیمی، هرگاه کشوری به رنگ سرخ نشان داده شود-مانند ایران- بی‌گمان باشندگان آن‌ کشور، گرما و بخار آب بیشتر و نم کم زمین را تجربه خواهند کرد.

تا سال ۲۰۳۰ (۱۵ سال دیگر) دمای هوا در همه استان‌های ایران، تا یک درجه گرم‌تر می‌شود. همه مدل‌های جهانی بیانگر این‌اند که ایران به سوی گرم‌شدن یک‌درجه‌ای تا سال ۲۰۳۰ می‎رود و پیامدش، آینده خشک‌تر برای کشور خواهد بود. اقلیم‏‎شناسان مستقل نیز بر ادامه‌دار بودن خشک‌سالی در ایران پافشاری دارند. گرایش به تقلیل‎‌‎گرایی و نمونه‎آوردن از سیلاب‌ها و بارش‌ها و برف‌ها و سردی هوا برای کم‌جلوه‌دان تغییرات اقلیمی، راهگشا نخواهد بود.

ادامه خشک‎سالی کشور

ایران در سه دهه گذشته با نشانه‎های آشکار، هم خشک‌تر و هم گرم‌‎تر شده است. هوا در برخی قلمروها یک درجه و در برخی جاهای کشور تا دو درجه سانتی‎گراد گرمتر شده و به طور میانگین بیست درصد با کاهش بارش‌ها روبرو بوده است. البته این نمودار ویژه ایران نیست و خشکیدگی دامنه‎اش از کل خاورمیانه است تا کشور ما. اکنون ده‌ها پژوهش بر همین اِنگاره پافشاری دارند که تا ۲۷ سال دیگر، ما همچنان بر خوان خشک‌سالی نشسته‎ایم و نخستین برنامه این است که کاربردهای گوناگون آب کاهش یابد.

گرچه خشک‌سالی به گونه موقت ناپدید می‌شود و بارندگی نرمال رخ می‌دهد و ترسالی دیده می‌شود ولی آن‌چه بر روح خاورمیانه چیره است، گرم‌ترشدن و خشک‎ترشدن است؛ این حقیقت فقط با خوانش فنی تغییرات اقلیمی که آغاز شده، قابل دستیابی است.

چهره اقلیمی هر قلمرو نیز با معدل‌گیری از روندهای اقلیمی سی‌ساله همان قلمرو امکان شناسایی دارد. اگر سی‌سال، قلمرویی با دمای بیشتر و بارش کمتر روبرو بوده، پس دچار تغییر اقلیم است و خشکسالی موقت نیست بلکه به گونه‌ای مدام در سی سال گذشته خشک‌تر و گرم‎تر شده است. ایران در سه‌دهه گذشته کمابیش با خشک‌سالی روبرو بوده و این روند تا سال ۲۰۵۰ ادامه خواهد داشت؛ یعنی هم میزان بارش در ایران کمتر از میانگین خواهد بود و هم گرما بالا و هم میزان بخارشدگی بالاست.

گزاره‌های جهانی درباره ایران

بر پایه گزارش‌‎های رسمی«پانل میان‏دولتی تغییر اقلیم جهان»، اثر گرمایش جهانی بر پهنه‌های جنوبی پایین کره زمین، دوبرابر بیشتر از پهنه‌های شمالی بالا خواهد بود؛ به دیگر سخن، اگر اروپا تا پایان سده هزاره سوم، دو درجه گرم‌تر شود، خاورمیانه، تجربه چهار درجه گرمای بیش‌تر را خواهد داشت؛ و این از نشانه‌ها پیداست چون تغییر اقلیم را در خاورمیانه و شمال آفریقا بیش‌تر می‌بینیم تا اروپا. تا کنون بحران آب و تنش‌های محیط‌زیستی و مهاجران اقلیمی در خاورمیانه بیش‌تر بوده تا اروپا. تا کنون میانگین افزایش دما برآمده از گرمایش جهانی، برای اروپا تا یک درجه بوده است ولی برای خاورمیانه یک‏ونیم تا دو درجه.‏

خشک‌سالی در کالیفرنیای امریکا و ایران گاه گسترده و تند است و به خشکیدن دریاچه‌ها و تالاب‌ها و ترک‌برداشتن بستر رودخانه‌ها می‌انجامد؛ چون هر دو در نقشه خشک‌سالی‎اند؛ اقلیم همانند کالیفرنیا و ایران، سبب شده که این دوقلمرو مدام با خشک‌سالی دست و پنجه نرم کنند.

فشار چندسویه گرمایش زمین به ایران

تغییرات گرم اقلیم مانند یک غده بدخیم همه جهان را در چنگال‌های سوزان خود به بازی گرفته است اما این تنها متغیرهای «اقلیم» نیست که بر میزان بارش و دمای هوای ایران هُنایش و تاثیر دارد بلکه پدیده‎های دیگری هم وجود دارند که بستگی کمی با تغییرات اقلیم دارند.متغیر افزایش گازهای گلخانه‌ای به گونه‌ای جداگانه بازی خود را دارد؛ متغیر درون‌زمینی هم یک ساز دیگر می‏‎زند؛ توفان‌های ال‌نینو و لانینا نیز سازهای خود را کوک می‌کنند. به سخن دیگر ممکن است در یک سال، بارندگی زیاد ‏‎شود یا سیل بیاید ولی هیچ‌یک نه نشانگر پایان خشکسالی باشد و نه نشان تغییر اقلیم به «پساتغییر اقلیم» یا از گرم به سرد.

اقیانوس آرام چندان آرام نیست

ایران بر تپه بلندی ایستاده و به هر سو می‎چرخد، به چهره‌اش بادهای گرم و سرد می‎خورد؛ چون اقیانوس آرام چندان هم آرام نیست و پر از توفان است. رودهای دایره‌وار و چرخانی در دل‌اش جریان دارند که دمای‌شان از اقیانوس کمتر یا بیشتر است، مانند رودِ گُلف استریم(جریان خلیج) که سبب جابه‌جایی هوای گرم می‌شود.

رهاشدن انرژی انباشته در دل اقیانوس آرام، جهانی را دگردیس می‌کند. ایران پیوند آبی با اقیانوس آرام ندارد ولی از توده‌های بادهای گرم و سردش آسیب می‌بیند.

«ال‌نینو» دیگر چرخه‌ این اقیانوس، هر ۲ تا ۷ سال، سبب ناهنجاری‌های بزرگ مانند سیلاب، خشک‌سالی و نایابی‌غذا در جهان می‌شود. ال‌نینو نیز یک رود در دل همین اقیانوس است و نشانگان آن بادهای گرم یا سرد. نشانگان آغاز ال‌نینو، گرم‌شدن آب اقیانوس در پاییز است و پس از آن توفان‏‎های ویرانگرش فرا می‌رسد.

ال‎نینو در سال ۹۴ با خود سیلاب‎های ویرانگر به ایران آورد ولی در سال ۹۵ پدیده «لانینا» جایگزین شد و ارمغانش سردی و خشکی هوا در کنار هم برای ایران بود و همچنین ۲۰ درصد کاهش بارش‌ها. همزمان با ایران، جنوب غربی امریکا نیز از پدیده لانینا دچار کمبود باران شد.‏ در این سال‎ها گا‌هی در یک‌سال در ایران، بارش‌های زیادی در موسم بهار رخ داده و ترسالی ببار آورده و میزان بارندگی در همه استان‌ها بسیار خوب بوده اما در پاییز همان سال، چندین استان به سبب ال‎نینو در خشک‌سالی بسر برده‌اند.

خاستگاه نو بیابان‌ها ‏

نوبیابان‌ها از کجا می‌آیند؟ خشک‌سالی، مدیریت ناآشنا به دانش روز، مکیدن آخرین چکه‌های آبخوان‌ها و زیاده‎روی در سدسازی، سبب پدیده نوبیابان‌ها می‎شود که باید تماشاچی سیل‏بودن را به این‌ها افزود. در حالی که اگر بهره‎وری خوبی از سیلاب انجام گیرد از نوبیابان‌ها پیشگیری خواهد شد؛ ولی آیا امسال چنین شده است؟ آیا سیلاب بهار ۹۸ جدای از آسیب‌هایی که به بار آورد، توانسته از چالش کم‌آبی تا اندازه‌ای بکاهد؟

بهار امسال چندین استان و شهر و روستا تا مدت‌ها درگیر بارندگی‌های تند یا سیل یا آب‌گرفتگی بودند. گستره بارندگی به تناوب از مرز یک هفته گذشت و هم کشتزارها و سازه‎ها را ویران ساخت و هم جان انسان‌ها را گرفت و هم راه‎ها را از سر راه برداشت و هم پل‎ها را جاکن کرد و به درون رودخانه‎ها انداخت و در پایان بسیاری از مردم خانه‎دار را بی‎خانمان کرد؛ اما آیا از امکانات استفاده شد که این حجم گسترده آب هدر نرود؟ یا فقط ویژگی ویران‌کنندگی سیل ماند و استفاده‌ای از سیلاب نشد. حتی اگر هیچ انسانی روی کره زمین نباشد باز سیل رخ می‌دهد. پنداشت مردم کوچه و بازار این است که سیل یا باران در زمان خشک‌سالی، نشانه پایان خشک‌سالی ا‌ست؛ در حالی که این‌گونه نیست و یکی از سبب‌هایی که با کوچکترین باران سیلاب راه می‎افتد، همین زمین خشک است که بارش را به خود نمی‌گیرد و فرو نمی‌دهد.

نمی‎توان پیش‌بینی کرد سال آینده قرار است مانند بهار ۹۸ سیل بیاید‎.‎‏ سیل مانند برخورد دو خودرو، یک رویداد است و تکرار دوره‌ای روشنی ندارد از اینرو ساده‌انگاری است اگر با یک رگبار و سیلاب نتیجه گرفت چالش «تغییر اقلیم» پایان یافته است.

یک رخداد منفرد اقلیمی یا میزان بارندگی در سال نمی‌تواند نشان از پایان یک دوران اقلیمی باشد. نیز نمی‌توان گفت پس از چندسال خشک‌سالی، اینک نوبت چندسال ترسالی شده است. حتی اگر به راستی ترسالی به وجود آید باز هم آینده اقلیم ایران، خشک و گرم و کم‌آب است و از اَبر آمایی ما کاری ساخته نیست.

سد یا آبخیزداری؟

با توجه به این که سدها سبب می‌شوند آب به دشت‌ها و تالاب‌های پایین‎دست و آبخوان‌ها و رودخانه‌ها و جانوران وابسته به آب نرسد ولی باز برخی در اندیشه ساخت سدهای جدیدند. پیش از سیل و بارندگی بهار ۹۸، آب بسنده برای پرکردن این همه سد وجود نداشت و این در کشور خشکی چون ایران به دور نیست.از پیامدهای پساسیلاب، رسوب در مخزن سد‌هاست که به کاهش تراز آب سد می‌انجامد. این گفته بر پایه دانش روز نیست که هرچه سد بیشتر باشد، سیلاب‌ها بیش‌تر کنترل خواهند شد. در سیلاب بهار ۹۸ مشاهده شد که رهانکردن به هنگام مخزن‌ها در سال ۹۷، سبب شد برخی سدها از آب سرریز شود. سدها با دستکاری در سامانه آب‌شناسانه(هیدرولوژیک) سبب پیامدهایی می‎شوند که یکی‌ پدیده نوبیابان است.

بیشتر مدل‌ها می‌گویند خاورمیانه و شمال آفریقا رو به سوی گرم‌تر و خشک‌تر شدن اند. برای برون‌رفت از این چالش، توافق اقلیمی پاریس پافشاری دارد که رفتار علمی با تغییرات اقلیمی باید فراتر از رویکردهای مدیریتی و تکنولوژیکی باشد. چالش تلخ ایران خشکیدگی است و رویکرد چیره ما نخست باید پذیرش باشد و سپس برنامه‌ریزی‌ها در راستای همین اِنگاره انجام گیرند؛ و دیگر این که در فراوانی آب نباید زیاد آب مصرف کرد بلکه باید مدیریت آب داشت برای زمان خشک‌سالی که گاه خود را در یک سال در تابستان نشان می‎دهد و گاه در پاییز همان سال.

ع٫درویشی

Email this page

نسخه مناسب چاپ