جنایات جنگی صدام در بمباران غیرنظامیان ایرانی
 

در طول ۸ سال دفاع مقدس، صدام بارها در بمباران‌های خود مردم را نشانه گرفت و به مراکز غیرنظامی ایران حمله کرد؛ از شهرها و مناطق مسکونی گرفته تا مدرسه و پناهگاه. اقدامی که برای بالا بردن فشار روانی جنگ بر مردم و دولت ایران انجام شد و هر قدر ناکامی نظامی و سیاسی رژیم عراق در جنگ بیشتر می‌شد، این حملات غیرانسانی هم افزایش پیدا می‌کرد.

طبق ماده ۵۲پروتکل اول الحاقی، شرایطی برای حمله نظامی در زمان جنگ بیان شده است؛ از جمله این که حمله باید «منحصر به اهداف نظامی» باشد و «مزیت قطعی نظامی» را به همراه داشته باشد. همچنین مقررات لاهه، «نابودی یا ضبط اموال دشمن، مگر آنکه چنین تخریب و یا مصادره ‌ای بر اساس ضروریات جنگ حیاتی باشد» را ممنوع کرده است. ماده ۸ اساسنامه دیوان بین‌المللی کیفری هم با بیان آنچه که در ماده ۲۳مقررات لاهه آمده، این نوع حملات را مصداقی از جنایت جنگی دانسته است. با این وجود، صدام با نقض همه این قوانین بین المللی در طول جنگ تحمیلی بارها و بارها غیرنظامیان بی پناه ایرانی را هدف گرفت و به شهادت رساند.

حمله صدام به مناطق غیرنظامی در قالب بمباران هوایی، موشکباران یا حملات توپخانه ای انجام می‌شد و هر بار ده‌ها و صدها قربانی به جا می‌گذاشت. در این گزارش چند نمونه از دردناکترین و وحشیانه ترین حملات صدام در مناطق غیرنظامی ایران را مرور می‌کنیم.

روزی که از آسمان بمب بارید

ساعت ۵:۱۰دقیقه بعد از ظهر چهارشنبه ۴آبان ماه ۱۳۶۲، درست چند دقیقه مانده تا پایان کلاس، هواپیماهای عراقی بمب هایشان را روی سر مدرسه «شهید حمدلله پیروز» در بهبهان ریختند تا شهادت، پایان قصه دانش آموزانی باشد که تنها یک ماه از شروع سال تحصیلی شان می‌گذشت.

این اولین مدرسه ای بود که هدف موشک‌های صدام قرار گرفت و ۶۹دانش آموز، ۴معلم و یک خدمتکار آن به شهادت رسیدند. ۱۳۰دانش آموز و ۱۱معلم هم در پی این حمله زخمی شدند.

شدت حمله به حدی بود که ساختمان مدرسه کاملاً نابود شد و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در واکنش به این حادثه فرمودند: هرکس در دنیا قلبی داشته باشد این حادثه قلب او را به درد آورده است. موشک‌های استفاده شده در این حمله، ساخت شوروی و فرانسه بودند.

یک سال بعد، نیروهای بعثی بار دیگر مدرسه ای را هدف قرار دادند. این بار ساعت ۸:۱۵صبح دبیرستان دخترانه پروین اعتصامی در نهاوند (حد فاصل میدان ژاندارمری و میدان عارف و منطقه گوشه سرآسیاب) هدف بمب قرار گرفت تا ۱۹اسفند۶۳برای مردم این شهر تبدیل به روز عزا شود. در این حادثه بخش‌هایی از مدرسه تخریب شد، یک دانش آموز به شهادت رسید و ده‌ها معلم و دانش آموز دیگر نیز مجروح شدند.

سیاهپوشی لرستان

در ۲۰دی ماه ۱۳۶۵و و مدتی بعد از عملیات کربلای ۵، ارتش عراق دوباره به بمباران مدرسه‌های ایران روی آورد. این بار هدف بروجرد بود و دانش آموزان دبستان «شهید فیاض بخش» و مدرسه راهنمایی «امام حسن مجتبی(ع)»، درست در همان زمانی که برای صف بستن آماده می‌شدند، هدف موشک‌های زمین به زمین عراقی قرار گرفتند. در نتیجه این بمباران ۶۸دانش آموز و معلم به شهادت رسیدند. این دو مدرسه که یکی از آنها محل تحصیل کودکان استثنایی بود، در مجاورت هم و در منطقه‌ محروم ابراهیم‌آباد در شمال بروجرد قرار داشتند.

بعدها، «ولی گودرزی» مدیر وقت دبستان فیاض‌بخش درباره این حادثه به تسنیم گفت: «این روز را در کارنامه کاری خود هرگز فراموش نخواهم کرد. نه‌ تنها من بلکه تمام مردم این شهرستان این حادثه تروریستی را که باعث شد ۶۸نفر از دانش‌آموزان خردسال این مدرسه به خاک و خون کشیده شوند هرگز از ذهنشان بیرون نمی‌کنند. نزدیکی‌های ظهر بود که بعد از ورود ما به دبستان یک هواپیمای نظامی، موشکی را در نزدیکی دبستان شلیک کرد. خیلی از دانش‌آموزان هنوز درحال ورود به دبستان بودند که کشته و زخمی شدند. اوضاع طوری بود که لحظه ورود به مدرسه فقط خون دیده می‌شد… »

‌محمدرضا شماعی خبرنگاری که در آن روز اخبار این حادثه را پوشش می‌داد هم می‌گوید: «برای اطلاع از آمار شهدا و زخمی‌ها به تنها بیمارستان بروجرد مراجعه کردیم. صحنه تکان دهنده ای بود. اجساد شهدا دورتادور سالن ردیف شده و من باید از سند جنایات صدام عکس می‌گرفتم. عملیات‌هایی که رزمندگان در جبهه اجرا می‌کردند، عراقی‌ها را زمینگیر و خوار کرده و صدام و طرفدارانش را به مرز جنون رسانده بود. به همین دلیل بعثی‌ها حملات موشکی را به شهرها آغاز کردند و کودکان مظلوم و بی گناه را به خاک و خون کشیدند. فجایعی که در آن دوره رقم خورد تا همیشه در حافظه تاریخ ثبت و ضبط‌شده است و فراموش‌شدنی نیست. هرچند در آن دوران، برخلاف رخدادهای دیگری که بارها و بارها در شبکه‌های خبری دنیا تیتر و بزرگنمایی شده و به بهانه‌های مختلف برای چندمین بار پخش شد، مظلومیت کودکان بروجرد در هیچ جای دنیا نمایش داده نشد.»

بمباران دو مدرسه و یک حمام در میانه

سه هفته بعد از بمباران مدارس بروجرد، یعنی در ۱۲بهمن ۱۳۶۵هواپیماهای عراقی دوباره غیرنظامیان ایران را در مکان‌های عمومی مورد حمله قرار دادند. این بار بمب افکن‌ها به سمت آذربایجان شرقی رفتند و مدارس میانه را به خون کشیدند. این حمله در ساعت ۵عصر و با فرو ریختن بمب بر سر دانش آموزان دو مدرسه دخترانه، یعنی دبیرستان زینبیه و دبستان فاطمه الزهرا(س) صورت گرفت و در نتیجه آن ۳۳دانش‌آموز دختر و یک خدمتکار شهید شدند.

حمام زنانه «بلور» هم نقطه دیگری بود که مورد اصابت موشک بعثی‌ها قرار گرفت و باعث شهادت ۵دختر دانشجو شد.

بعد از آن مدرسه دخترانه «شهید نواب صفوی» در زنجان مورد حمله عراق قرار گرفت و ۱۰دانش آموز آن شهید شدند. این حمله هم ساعت ۱۲:۳۰دقیقه، یعنی در زمانی که دو شیفت مدرسه در حال جابه‌جایی بودند و بیشترین تعداد دانش آموزان و پرسنل در مدرسه حضور داشتند رخ داد و مدرسه با دو هواپیمای میگ بمباران شد. این مدرسه راهنمایی در کنار دبستان‌های پسرانه «دیانت» و دخترانه «ادب» قرار داشت که خوشبختانه کسی در آن دو مدرسه آسیبی ندید.

عصمت صدرمحمدی مدیر وقت مدرسه نواب صفوی در خاطراتش می‌گوید: «در مدرسه آزمایشگاه مجهزی داشتیم که مدارس دیگر منطقه هم از آن استفاده می‌کردند. آن روز بمب‌ها به آزمایشگاه مدرسه اصابت کرد و دود ناشی از سوختن مواد شیمیایی آزمایشگاه باعث شده بود پیکر همه بچه‌ها سیاه و غیرقابل شناسایی شود. وقتی پدر و مادرها دنبال بچه هایشان آمدند، انگار گوشه‌ای از روز قیامت را تماشا می‌کردیم. البته همین که بمب به جای کلاس‌ها یا حیاط، به آزمایشگاه خورد باعث شد تعداد تلفات کمتر باشد.»

لیلا شهبازی، یکی از دانش‌آموزان آن روز مدرسه که حالا خودش هم معلم شده درباره آن روز می‌گوید: «دوم راهنمایی بودم و با دو نفر از همکلاسی‌هایم در راه مدرسه بودیم که هواپیماهایی را بالای سرمان دیدیم. هواپیماها در فاصله‌ پایینی در حرکت می‌کردند طوری که می‌توانستیم خلبان ببینیم. آنقدر بچه بودیم که متوجه نمی‌شدیم هواپیمای ایرانی با عراقی چه تفاوتی دارد. فکر می‌کردیم هواپیمای خودی هست و برای خلبان دست تکان دادیم.

خلبان ما را نگاه کرد و بعد، چند بار بالای سرمان دور زد و یک دفعه در اوج بی‌خبری ما، مدرسه روی هوا رفت. موج انفجار آن‌چنان شدید بود که منی که جلوی مدرسه بودم چندین متر آن طرف‌تر پرت شدم. نمی‌فهمیدم چه اتفاقی افتاده. فقط سوزشی را در پایم حس می‌کردم که بعدها فهمیدم به خاطر ترکش بوده.»

شایعه سازی عراقی‌ها علیه ایران

در ۸سال جنگ تحمیلی، مدارس دیگری هم در سردشت، میاندوآب، ایلام، شیراز، کرمانشاه، ایوان بمباران شدند تا در مجموع ۱۴مدرسه مورد حمله قرار گیرند و ۲۴۱نفر به شهادت برسند.

اما بعداز این جنایت‌ها صدام برای وارونه جلوه دادن حقیقت اعلام کرد مدرسه‌ای به نام «بلاط الشهداء» مورد حمله ایران قرار گرفته و تعدادی از دانش‌آموزان این مدرسه کشته شده‌اند. موضوع این مدرسه در کتاب درسی قرائت عربی سال سوم دبستان در عراق دوره صدام ذکر شده بود و رژیم عراق مطالب زیادی را با موضوع دشمنی با ایران در کتاب‌های درسی مدارس گنجانده بود؛ اما نکته مهم این بود که مقامات بعثی عراق هیچگاه سندی برای این ادعای خود ارائه نکردند.

بمباران در دقیقه ۵۵

در روز ۲۳بهمن ۱۳۶۵هواپیماهای عراقی یک زمین فوتبال را در بخش چوار استان ایلام بمباران کردند؛ آن هم درست در زمان برگزاری مسابقه بین دو تیم منتخب چوار و جوانان استان ایلام. بازی به دقیقه ۵۵خود رسیده بود که بمب افکن‌ها در آسمان پیدا شدند و بازیکنان و تماشاگران را هدف گرفتند. بعد از این حمله وحشیانه، چمن سبز ورزشگاه به خون کشیده شد و صحنه‌های بسیار دلخراشی از شهادت غیرنظامیان به جا گذاشت. دراین حادثه ۱۰بازیکن، ۳کودک، یک داور و یک تماشاگر بزرگسال به شهادت رسیدند و ۶نفر جانباز شدند.

این در حالی است که طبق قوانین بین‌المللی، ورزشکاران به عنوان افراد غیرنظامی شناخته می‌شوند و باید از هرگونه حمله نظامی مستثنی باشند. به همین دلیل است که جنایت جنگی عراق در زمین فوتبال چوار را در تاریخ ورزش جهان بی‌سابقه می‌دانند. در سال ۱۳۹۵و در سی‌امین سالروز رخداد بمباران چوار ایلام، دیدار ۸۴شهرآورد تهران به یاد شهدای این حمله نامگذاری شد و در سال ۱۳۹۶هم فدراسیون فوتبال کشور، هفته ۲۴لیگ برتر فوتبال ایران را به عنوان تجلیل از شهدای زمین فوتبال چوار نامگذاری کرد.

روز تلخ پناهگاه «شیرین»

در سال ۶۶جنایات جنگی عراق علیه مردم ایران با بمباران «پناهگاه شیرین» کرمانشاه ادامه پیدا کرد. پناهگاهی که روی تپه و در دل یکی از قدیمی ترین پارک‌های شهر ساخته شده بود تا در روزهای پایانی جنگ مردم را امان دهد. در آن روزها جنون کشتار صدام به اوج رسیده بود و حتی همان روز حادثه، حملات گسترده ای به شهر کرمانشاه صورت گرفته بود. مردمی که موفق شده بودند از این حملات هوایی جان سالم به در ببرند، در پناهگاه پارک شیرین اقامت کرده بودند اما درست در سال ۱۴:۳۰بعد از ظهر، موشک از داخل تنها هواکش پناهگاه وارد شد و پناهگاه را با خاک یکسان کرد. این حادثه ۳روز مانده تا نوروز ۱۳۶۷، یعنی در ۲۶اسفندماه رخ داد و نزدیک به ۱۰۰زن و مرد و کودک را به شهادت رساند و ۳۰۰نفر هم مجروح و جانباز شدند. بعد از این حادثه، به یاد قربانیان حمله وحشیانه عراق اولین موزه جنگ کشور در سال ۱۳۷۴در محل پناهگاه شیرین بنا شد.

عبدالحسین مساحی یکی از امدادگران هلال احمر در این حادثه، بعدها خاطراتش را برای ایسنا این طور روایت کرد:

«ساعت ۲.۵ظهر بود که صدای مهیبی در تمام نقاط شهر شنیده شد و ما با فهمیدن محل انفجار هر چه نیرو و آمبولانس داشتیم انداختیم توی مسیر تا هر چه سریعتر خودمان را به پناهگاه شیرین برسانیم. خیلی شوکه شده بودیم، آخر پناهگاه را خودمان برای مردم آن محل ساخته بودیم تا در بمبارانهای شهر در امان باشند. بمبارانهای زیادی را دیده بودیم اما این یکی فرق می‌کرد. وقتی رسیدیم خیلی‌ها جمع شده بودند تا در حد توانشان کمک کنند. هرکسی جنازه تکه تکه شده ای را روی دست گرفته بود و برخی هم زیر بغل مصدومین را گرفته بودند و از پناهگاه بیرون می‌آوردند. پیچیدن موج انفجار در یک فضای بسته و بتنی خود گویای وضع حال مصدومین پناهگاه بود و بیشترشان را موج انفجار گرفته بود و موجی شده بودند. وقتی رفتیم داخل چیز عجیبی در پناهگاه دیدیم، در محل اصابت بمب جنازه ای نبود و در چند متری آن طرفتر محل اصابت، جنازه‌ها و مصدومین روی هم افتاده بودند. اما تعداد آنها کمتر از آن حدی بود که باید باشد و همین موجب تعجبمان شد که یکهو یکی عده ای که آنجا بودند گفتند باید آرماتوربر بیاوریم. آرماتور بر وسیله امدادی نبود و برای همین بالای سرمان به آرماتورهای روی سقف نگاه کردیم و اینجا بود که جنایت پناهگاه شیرین تازه خود را نشان داد. جنازه‌های بسیاری از شدت موج انفجار به سقف پناهگاه چسبیده بودند و در لابلای آرماتورهای سقف گیر کرده بودند. بعد‌ها ثابت شد منافقین راپورت داده اند، اما نامردی که راپورت پناهگاه را داده بود آن قدر دقیق عمل کرده بود که بمب به سقف پناهگاه نخورد و دقیقا از لوله دودکش آن تو بیاید و همین جنایت پناهگاه شیرین را رقم زد.»

آرزو رستم زاد

Email this page

نسخه مناسب چاپ