هاشور/به مناسبت سالروز آزادی خرمشهر
جنگ و سنجش خرد ناب
رضا بابایی
 

شاید آن کس که دست به نگارش «تاریخ خردمندی در جهان بشری» می‌زند، هیچ شاخصی بهتر از وقوع جنگ‌ها برای سنجش خرد آدمی نیابد. آری؛ جنگ‌ مقیاس خرد آدمی است. اما هزار افسوس که این معیار، چندان مأیوس‌کننده‌ است که آبرویی برای تاریخ بشر باقی نمی‌گذارد. ارزش‌ها، آرمان‌ها و ابزارها جنگ‌ها را از هم متمایز می‌کند اما وجه مشترک همه آنها خاموشی خرد است. در لحظه‌ای تمامی امکانات گفت‌وگو محو می‌شود،سپس آتش جنگ برمی‌افروزد. با چنین معیاری چون نیک بنگریم نه عصر ما عصر خردمندی است و نه منطقه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم، مجالی فراخ برای خردمندان و دانایان است. بدین رو است که در این زمانه، به‌‌رغم همه نویدها و دلگرمی‌هایی که سیاستمداران می‌دهند، اذهان بیدار همواره اندیشناک جنگ می‌مانند. جنگ همواره چون فکری گریزناپذیر در ذهن ما حضور دارد و در تصویرِ شکستِ خردِ جمعی آدمیان رخ می‌نماید.
خاورمیانه سال‌ها است که در آتش جنگ‌ها می‌سوزد و هیچ‌کدام از کشورهای منطقه نفعی بلندمدت از آن نبرده‌اند. امروز همه نیروهای حاضر در خاورمیانه اذعان دارند که خواهان جنگ نیستند، اما به‌حق چشم‌ و دل ملت‌ها نگران است؛ زیرا تاریخ سرشار از جنگ‌هایی است که در غیبت خردمندی و مدارا، جامه وقوع پوشیده‌اند و آتش در خرمن حیات آدمی انداخته‌اند.
کسانی که جنگ را دروازه‌ای به سوی بهشت قلمداد می‌کنند و منافع اقتصادی و طبقاتی خویش را در جنگ می‌بینند و جان انسان‌ها را هیچ می‌انگارند، همواره در همه عرصه‌ها حضور دارند؛ اما سیاست، به‌واقع ترجیح منافع عمومی بر منافع شخصی و ایدئولوژیک افراد است. آغاز جنگ، لحظه پیروزی منافع فردی و طبقاتی بر منافع عمومی است. استکبار یعنی آنچه من می‌فهمم و می‌خواهم برتر از جان و مال مردم است. بسیاری از جنگ‌هایی که آمریکا به نام منافع ملی آغاز کرده است، چنین ماهیتی دارد و هر کشور دیگری که در همین زمین بازی کند، آلوده به خوی استکباری است؛ اگرچه در نهایت استعضاف باشد.
منطقه ما اکنون از پس تاریخ چند هزارساله، نیازمند گفت‌وگو است تا از وقوع هر جنگی در آینده جلوگیری کند و این نه به معنای خواستی خیالی جهت فراموشی خشونت‌ها، تضادهای اقتصادی و ایدئولوژیک، بلکه به معنای به دست آوردن نگاهی وسیع‌تر بر فراز همه این منافع خصوصی و کوتاه‌مدت است تا ذیل آن به فهم این نکته نائل آییم که آینده درست به اندازه گذشته می‌تواند امری واقعی و قابل بحث باشد. ما هنوز خرمشهر را پیش چشمانمان داریم. هرچند همواره کوشیده‌ایم آن را با شادی سربازان بر فراز تانک‌ها و مسجدها پس از بازپس‌گیری به یاد آوریم اما آن شهر نه چون یک خاطره، بلکه مانند یک شهر زنده اکنون حضور دارد و ما می‌توانیم به آن چشم بدوزیم و بپرسیم آیا هیچگاه خرمشهر از زخم‌های جنگ التیام یافت؟ این سخن را برای آن نمی‌گویم که زخم‌های خرمشهر را دریابیم که در این باب بسیار سخن گفته‌اند. زخم‌های این شهر، تا ابد ما را و همگان را به خردمندی بیشتر و نوع‌دوستی افزون‌تر فرامی‌خواند. پیروزی تنها در شکست دشمن نیست؛ پیروزی تنها در غلبه خردمندی و نجات جان‌های بیشتر از مرگ و نابودی است.
مرد مصاف در همه‌جا یافت می‌شود
در هیچ عرصه مرد تحمّل ندیده‌ام
(صائب تبریزی)

Email this page

نسخه مناسب چاپ