یادداشت سردبیر
حکمرانی خوب، جامعه آرام
علیرضا خانی
هفته پیش درباره اقتصاد و آسیب‌های اجتماعی و جرم اشارات کوتاهی داشتیم. خوانندگانی با نگارنده تماس می‌گیرند و اصرار می‌کنند درباره انواع جرائم خرد و کلان روبه تزاید در جامعه بنویسیم تا بلکه مسئولان و متولیان بیشتر به هوش باشند و فکری بکنند فراتر از آنچه تاکنون کرده‌اند. مردم حق دارند که نگران امنیت اجتماعی، اقتصادی و اخلاقی جامعه و فرزندانشان باشند. معمولاً پاسخ ما این است که در حوزه قضایی و انتظامی ترجیح ما این است که ورود و دخالت نکنیم ـ که به عاقبت اندیشی و عافیت اندیشی نزدیک‌تر است! ـ ‌و البته مسئولان و مجریان این‌بخش‌ها خود به وقایع جاری جامعه و شیوه‌های مجرمان و شگردهای شیادان آگاهند و کار خود را می‌دانند.

همین چهارشنبه یکی از شخصیت‌های دانشمند و مفاخر علم ژنتیک کشور به دفتر روزنامه آمد. گفت در خانه‌ام در شهرک غرب نشسته بودم که از بانک تماس گرفتند که خانه‌تان توسط بانک تملیک شده و باید سریعاً آنجا را تخلیه کنید! پرسیدم چه طور؟ گفتند: سند خانه شما در شعبه‌ای از بانک در اصفهان به عنوان وثیقه گذاشته‌ شده و وام چند میلیاردی دریافت شده و بازپرداخت نشده است! خلاصه وکیل گرفتم و شکایت به دادگاه بردم. معلوم شد جاعلان سند خانه مرا جعل کرده‌اند و نزد یک شعبه بانک در اصفهان گذاشته‌اند و همه عملیات دریافت وام چند میلیاردی در یک روز کاری انجام شده و دریافت‌کننده هم گریخته است. پرونده مبسوطی تشکیل شد اما متأسفانه پرونده در دادگاه اصفهان یکجا مفقود شد.

در اینجا واقعاً هزار پرسش پیش می‌آید. آیا این همان سیستم بانکی است که وقتی می‌خواهند به یک کارمند وام یک میلیونی بدهد فرآیند آن شش ماه طول می‌کشد؟ این همان نظام بانکی است که برای احراز صحت ملک در وثیقه بازرس و کارشناس می‌فرستد تا از نزدیک ببیند و سند را استعلام می‌گیرد تا از صحت کامل آن مطلع شود؟ چه طور با سند جعلی یک ملک در یک شهر دیگر به یک نفر در عرض یک روز وام میلیاردی می‌دهند؟ چرا پرونده قضایی ناپدید می‌شود؟

یادم آمد مدتی پیش با همکار خودمان هنگامی که در مترو در حال آمدن به اداره بود، تماس گرفتند که چه نشسته‌ای که خانه‌ات را دارند می‌فروشند. وقتی به آگاهی مراجعه کرده بود دیده بود که هم سند را جعل کرده‌اند، هم وکالتنامه گرفته‌اند و هم برایش شناسنامه و کارت ملی گرفته‌اند و… الی آخر! البته آنها همزمان چندین پروژه جعل و فروش داشته‌اند که یکی از آنها لو می‌رود و کارآگاهان زیرک آگاهی متوجه سایر کارها می‌شوند، اما این همکار بیچاره ما هر وقت می‌خواهد به سفر برود این هول و اضطراب را دارد که وقتی بر می‌گردد خانه‌اش را فروخته باشند!

باز یادم آمدم سه سال پیش که از یکی از نزدیکانم کلاهبرداری بانکی شده بود، نزد دادستان فتا رفتم. گفتم این پول را که از طریق خودپرداز بانکی کلاهبرداری کرده‌اند«رسید» دارد، در رسید دقیقاً نام و نام خانوادگی حساب مقصد آمده. خیلی راحت می‌شود سارق یا سارقان را گرفت. چون همه تراکنش‌های بانکی به دقت ثبت می‌شود و همه صاحبان حساب‌ها نیز شجره نامه‌شان در بانک موجود است. شما با همین کامپیوتری که روی میز دارید می‌توانید وارد سیستم بانکی شوید و همه چیز را ببینید… دادستان فتا گفت:‌ ای آقا کجای کار هستید؟ از کجا معلوم این اسم جعلی نباشد. مگر ندیدی که همین اخیراً اعلام شد که ۵ میلیون حساب بدون هویت در سیستم بانکی داریم. شما الان اگر بخواهید ۵۰۰ هزار تومان وام از بانک بگیرید باید عقد‌نامه والدینتان را هم ببرید، اما مگر هر روز اعلام نمی‌شود که بدهکاران بزرگ بانکی پولشان را پس نمی‌دهند؟ پس چرا از آنها وثیقه نگرفته‌اند؟… این سارق‌ها حرفه‌ای هستند و معمولاً به صورت شبکه عمل می‌کنند. بسیاری از کلاهبرداری‌ها از داخل زندان انجام می‌شود. پرسیدم مگر زندانی‌ها تلفن در اختیار دارند. ایشان جواب داد: نخیر قانوناً نمی‌توانند موبایل داشته باشند اما به هر حال منفذ زیاد است و کسانی برای آنها موبایل می‌آورند. ضمناً این کامپیوتر روی میز من هم به هیچ جا وصل نیست… آنچه شما دیده‌اید در فیلم‌های پلیسی خارجی بوده است!

این قصه مربوط به سه سال پیش بود اما این شیوه‌های کلاهبرداری با استفاده از منافذ و نواقص ریز و درشتی که در سیستم‌ بانکی و… هست، کماکان با شدت تمام وجود دارد تا حدی که پلیس مرتباً اعلام می‌کند و هشدار می‌دهد که اگر کسانی مدعی شدند شما در فلان قرعه‌کشی برنده شده‌اید، پای خودپرداز نروید چون می‌خواهند حسابتان را خالی کنند.

همین دیروز (جمعه) یک معلم با سابقه بسیار محترم و شریف، با اشک و آه تعریف کرد که به منزل فراش مدرسه‌مان زنگ زده‌اند و گفته‌اند شما برنده سفر به عتبات عالیات شده‌اید، به جای همه هزینه‌ها فقط باید پای خودپرداز بروید و ۲۰۰ هزار تومان بپردازید. چون در این باره اطلاع‌رسانی شده، آن فراش موضوع را باور نکرده است. از آن سوی تلفن گفته‌اند، بسیار خوب شما خودتان با این شماره تماس بگیرید. بعد که آن فراش با آن شماره تماس گرفته یک سیستم پاسخگوی اتوماتیک گفته است: «شما با ستاد عتبات عالیات تماس گرفته‌اید. برای وصل شدن به بخش برندگان سفر کلید یک را فشار دهید…» بعد هم خود همان فرد گوشی را گرفته است و نام تلفن کننده را پرسیده و تظاهر کرده دارد چک می‌کند. بعد گفته است مبارک است. شما را طلبیده‌اند به عتبات عالیات. فوراً بروید و ۲۰۰ هزار تومان پرداخت کنید. وقتی اعتماد جلب شد، و شکار را پای خودپرداز کشاندند، همه حسابش را خالی کردند…

موضوع اصل کلاهبرداری نیست. کلاهبرداری در همه دنیا اتفاق می‌افتد. اما موضوع حجم و میزان و گستره کلاهبرداری‌هاست. اینکه رادیو جوان باید مرتب اعلام کند که ما هیچ قرعه‌کشی عتبات نداشته‌ایم و آنها که به شما شنوندگان تماس می‌گیرندکلاهبردارند، نیروی انتظامی مرتب اطلاع‌رسانی می‌کند که مراقب کلاهبرداران باشید، سیستم بانکی اطلاعیه می‌دهد… و به رغم این‌ها از هر شهروند و روستایی کشور که سؤال کنید می‌بینید خودشان یا اطرافیان نزدیکشان قربانی کلاهبرداری شده‌اند، نشانه وسعت این رخداد است…

کلاهبرداری معمولاً پدیده‌ای سازمان یافته است و به صورت باند و شبکه اداره می‌شود. این باندها و شبکه‌ها متأسفانه درون دستگاه‌های دولتی و حکومتی هم‌نفوذ می‌کنند و برای همین مقابله با آنها دشوار می‌شود. ابزارها و تکنولوژی‌های جدید از جمله اینترنت و خودپرداز بانک‌ها، ظرفیت‌های تازه‌ای برای کلاهبرداری خلق کرده‌اند. اما موضوع آن است که به موازات هوشمند‌ شدن کلاهبرداران و مجرمان، دستگاه‌های بانکی و انتظامی و قضایی و…. هم باید هوشمند باشند و این موضوعات را جدی بگیرند….

تکنولوژی جدید همان‌قدر که امکان کلاهبرداری را به مجرمان می‌دهد، امکان رصد، پایش و کنترل را نیز به متولیان می‌دهد و دستگاه‌های نظارتی و انتظامی و قضایی، همواره باید جلوتر و ابزارمندتر از مجرمان باشند.

ناکامی دستگاه‌های ذی‌ربط در ردگیری بسیاری از کلاهبرداری‌ها بیش از آنچه هزینه مالی برای مردم داشته باشد، هزینه بی‌باوری و بی‌اعتمادی مردم به اراده حاکمیت خواهد داشت. مردم، چه بخواهیم و چه نخواهیم، در ذهنشان این پرسش طرح می‌شود که سیستمی که می‌تواند عبدالمالک ریگی را در آسمان شکار کند، چه طور نمی‌تواند یک مجرم را در زمین دستگیر کند؟ آن هم مجرمانی که کلی رد و اثر در شبکه بانکی و … از خود برجا گذاشته‌اند و اگر دستگیر می‌شوند، چه‌طور دوباره رها می‌شوند و به اعمال مجرمانه ادامه می‌دهند؟ لابد شما هم در ماه‌های اخیر به برخی دوستان برخورده‌اید که از نو، شماره تلفن‌تان را پرسیده‌اند و وقتی تعجب کرده‌اید که مگر شماره مرا نداری؟ گفته‌اند داشتم، ولی گوشی‌ام را در خیابان زدند…

درست است که دستگاه‌های انتظامی و قضایی، در حد توان تلاش می‌کنند با این جرائم شیوع یافته مقابله کنند، اما افزایش این جرایم هم موجب نگرانی جامعه می‌شود و هم مردم را به دستگاه‌های مزبور سست باور و بی‌اعتماد می‌کند و این اتفاقی است که خوب نیست. اصلاً‌ خوب نیست. دستگاه‌های قضایی و انتظامی باید در هر شرایطی مرجع و ملجاء و پشت و پناه مردم باشند و فاصله آنها با جامعه با عنصر اعتماد و اطمینان پر شود.

امید است با تغییراتی که در دستگاه قضایی رخ داده و بویژه تأکید رهبری بر ضرورت مقابله جدی با فساد در این دستگاه،‌ جامعه از اعتماد و اطمینان و آرامش بهتر و بیشتری برخوردار شود.

Email this page

نسخه مناسب چاپ