محک
خوب و بد اینستکس!
ابوالقاسم قاسم زاده
«اینستکس» طرح ایجاد روابط مالی یا بانکی اروپا با جمهوری اسلامی ایران است که بعد از لغو امضاء دولت آمریکا از معاهده برجام از سوی ترامپ و به دنبال آن اجرای تحریم همه جانبه علیه ایران، اتحادیه اروپا آن را مطرح کرد و اکنون کلید اجرا خورده است. قبل از پرداختن به خوب و بد طرح اینستکس، جا دارد که پرسیده شود، چرا ایران و کشورهای اروپایی بعد از لغو معاهده برجام از سوی ترامپ و خارج شدن آمریکا از این معاهده، همچنان در آن ماندند و خروج از برجام را خطری برای روابط بین‌المللی و حل اختلاف‌ها از طریق گفتگو دانستند. این باور از سوی دولت جمهوری اسلامی ایران همچنین کشورهای روسیه، چین، فرانسه و آلمان در اغلب گفته‌های رسمی و غیررسمی دولتمردان این کشورها بعد از خارج شدن ترامپ از معاهده برجام، مطرح شد که ترامپ با شعار «آمریکا اول» خواهان اضمحلال اصل چندجانبه گرایی است و یکجانبه‌گرایی به رهبری کاخ سفید را می‌خواهد. لذا، خارج شدن از معاهده برجام بعد از لغو امضاء و تعهد آمریکا بر معاهده برجام، مساوی با شروع هرج و مرج در بسیاری از اصول روابط بین‌المللی و معاهده‌های چند‌جانبه‌ای کشورها خوانده شد. ایران و اروپا در برجام ماندند تا یک جانبه‌گرایی ترامپ محقق نشود.

برداشت و تحلیل دیگر مشترک کشورهای اروپایی در باقی ماندن در برجام این است که ترامپ به‌جای برجام، معاهده‌ و توافق سیاسی، جنگ را جایگزین خواهد کرد تا همه به قدرت نظامی آمریکا تمکین کنند. تا امروز نیز چهار کشور روسیه، چین، آلمان و فرانسه این هشدار را می‌دهند که ترامپ می‌گوید، بیایید جمهوری اسلامی ایران و معاهده برجام را رها کنید و با من در فشار حداکثری بر ایران و تحریم‌های همه‌جانبه علیه آن همراه و همگام شوید تا «اجماع» بین‌المللی برای تمکین جمهوری اسلامی ایران به خواست‌‌های ما تحقق پیدا کند. حتی اگر در این مسیر ناچار به اجرای «جنگ محدود» در برابر ایران شویم، با چنین تبیین و تفسیری، معاهده برجام، حلقه وصل شد تا اولاً یکجانبه‌گرایی ترامپ بستر اجرایی پیدا نکند. ثانیاً، ایران و منطقه خلیج فارس و خاورمیانه وارد جنگی ویرانگر نشود. اصل‌ترین و اهم انگیزه حفظ لنگان، لنگان برجام همین موارد است.

برجام بعد از ترامپ باقی ماند، اما مرحله به مرحله لاغر و لاغرتر شد تا آنجا که ترامپ مدام گفت، این معاهده (برجام) هیچ خاصیت و منفعتی ندارد، نه برای ایران و نه برای دیگر شرکاء او در آن. در این مسیر، بایکوت نفتی و بانکی جمهوری اسلامی ایران در صدر تحریم‌های همه جانبه آمریکا قرار گرفت.

اروپا اگر چه ابراز نگرانی می‌کرد اما در عمل می‌گفت: «کار چندانی از ما برنمی‌آید!» لابی فشار حداکثری ترامپ بر اغلب کشورها درباره قطع روابط تجاری، خرید نفت و مسدودسازی ارتباطات پولی و بانکی مرحله به مرحله شدت گرفت. ترامپ اقدام می‌کرد، درحالیکه دولت‌های اروپایی در چرخه شعار دادن بدون اقدام چرخیدند.

اکنون طرح اینستکس وارد مرحله نازل اجرایی شده است که سقف آن به جریان انداختن«کارت اعتباری» محدود در روابط مالی و بانکی با ایران است.

نظر رسمی مقامات جمهوری اسلامی ایران این است که اینکار برای شروع بعد از مدت‌ها تأخیر خوب است اما کافی نیست. در چند روز گذشته فضای رسانه‌ای و خبری درباره شروع طرح اینستکس آشفته شده است، بخصوص که ایران طرح بازنگری در پروژه انرژی هسته‌ای خود آنهم در سه مرحله را اعلام علنی و آغاز کرده است.

سیدحسین موسویان، مذاکره‌کننده پیشین هسته‌ای ایران که اکنون در دانشگاه پرینستون آمریکا، تدریس علوم سیاسی می‌کند در پاسخ به پرسش«ارزش استراتژیکی» شروع اجرایی طرح اینستکس گفته است« ۲ واقعیت را باید در نظر گرفت: اول اینکه اینستکس نخستین قدم اروپا برای ایجاد سیستم‌ تجاری عدم وابسته به دلار است. اگر اروپا موفق شود یک گام قابل توجه در جهت شکستن سلطه دلار خواهد بود. ضمن اینکه به اروپا این امکان را خواهد داد که به سمت استقلال نسبی از سلطه دلار بر تجارت و اقتصاد این اتحادیه، حرکت کند. لذا اینستکس اهمیت راهبردی فراتر از برجام دارد. نکته دوم اینکه اینستکس قادر به تأمین حداقلی منافع مشروع اقتصادی ایران در قالب برجام هم نیست و نخواهد بود. مگر اینکه اروپا، چین و روسیه بتوانند در یک همکاری سازمان یافته جدی و مشترک، صادرات حداقل ۵ر۱ میلیون بشکه نفت را تأمین و مشکل تبادلات بانکی را مرتفع کنند.»

رضا نصری، کارشناس حقوق بین‌الملل در پاسخ به پرسش یکی از روزنامه‌های صبح تهران«ارزش راهبردی اینستکس چیست؟» گفته است:«اینستکس آشکارترین و عینی‌ترین سند شکاف میان اروپا و آمریکاست؛ نخستین ساز و کار بین‌المللی است که به صورت «عملی» قوانین فراسرزمینی آمریکا را به چالش می‌کشد؛ نخستین ساز و کار چند جانبه است که تلاش می‌کند ـ با مشارکت غرب و متحدان آمریکا ـ به انحصار «دلار» در معاملات جهانی پایان بخشد؛ ساز و کاری است که توسط «متحدان» آمریکا بنا شده ـ نه دولت‌های رقیب مانند روسیه و چین ـ و از این رو از پشتیبانی افکار عمومی غرب برخوردار است؛ سازوکاری است که پتانسیل رشد دارد و بسیاری از تحلیلگران جهان معتقدند این ظرفیت را دارد که در بلند مدت به عنوان یک بازیگر جدید ـ حتی فراتر از موضوع برجام ـ در مناسبات بین‌المللی ایفای نقش کند.

اینستکس ساز و کاری است که هرگونه کارشکنی دولت ترامپ در شکل‌گیری و اجرای آن مستقیماً آمریکا و اروپا را روبه روی هم قرار خواهد داد؛ سازوکاری که علاوه بر همه این مزایا، این قابلیت را دارد که تأثیر تحریم‌ها را تا حدودی کاهش دهد و فضا را برای اتخاذ تصمیمات مهم و راهبردی مناسب‌تر سازد. معتقدم لازم است ایران در برابر عهدشکنی‌ها و تعلل اروپا از «چماق» و در واکنش به اقدامات مثبت ـ مانند راه‌اندازی موفقیت‌آمیز این قبیل سازوکارها ـ از «هویج» استفاده کند!»

از مجموعه اظهارنظرهای کارشناسی برمی‌آید که اینستکس، طرحی خوب در تدوین و پیشنهادها است اما بد و ضعیف آغاز شده است.

نسخه مناسب چاپ