یادداشت
در خاورمیانه چه خبر است؟
سید مسعود رضوی
شصت و چند سال پیش ناصرالدین نشاشیبی روزنامه‌نگار فلسطینیِ روزنامه اخبارالیوم هم کتابی نوشت به نام: «ماذاجری فی شرق‌الاوسط» و همان زمان مترجم دانشور و اسلام‌شناس فقید دکتر محمدحسین روحانی آن را به اسم «در خاورمیانه چه گذشت؟» به پارسی سلیس و زیبایی ترجمه کرد.

امروز اگر همان اثر معروف و قدیمی را دوباره مرور کنیم، شباهت حوادث گذشته و مکرر را درمی‌یابیم. زیرا ریشه‌ها همان است و بن و بنیاد ماجراها هم چندان فرقی نکرده است.

در داروگیر تهدیدات توخالی آمریکایی‌ها شاید تنها وجه واقعی و ملموس مشکلات ایرانیان، تحریم‌هاست که فراتر از شعارها باید بدان توجه داشت و آن را با کمک مردم و با صداقت و شفافیت و راست‌کرداری در عرصه اقتصاد و بازرگانی، مدیریت کرد، زیرا تحریم و فشار اقتصادی و رنج فقر واقعی است.

ما البته از‌‌های و هوی و جنگ و تهدید نمی‌ترسیم و نباید هم خردلی هراس در دل ایرانیان باشد. اینجا سرزمین ملتی است که عاشق صلح و سلم و مهر و محبتند اما هم‌هنگام، در نجوای عارفانش چنین می‌گویند: شیرخدا و رستم دستانم آرزوست… پس از چه و از که باید بترسیم؟

‏ترامپ کوچکتر از آن است که ما را بترساند یا حتی نگرانمان کند اما چرا ما اینهمه درگیر تضاد و مشکل و گرفتاری هستیم. بیایید صادق باشیم و من از خوانندگان عالی‌مقام اجازه می‌خواهم به صراحت درباب مشکلات جاری و مسبّبان آن و کمین و کمندهای آینده هشدارهایی بدهم.

مقدمه این امر آن است که باید منطق حاکم بر این آشفتگی و الگوهایی که آن را پدید آورده و هدایت و حمایت می‌کند بشناسیم. شکی نیست که دولت روحانی نقص دارد و باید نقد بشود ولی حق نیست که چشم بر جنبه‌های مثبت و کارکردهای درست و جهت منطقی برنامه‌هایش ببندیم. واقعاً این همه حمله و هجمه به دولتی که با اقسام نادر و مکرری از محدودیت‌ها و موانع روبروست، اصلاً معقول و منطقی است؟

در حال حاضر البته عقل حسابگر و نفسِ فرصت‌طلب در دل تک‌تک ما هم حکم می‌کند که کسی از این دولت که در زیر فشار شدید حملات همه‌جانبه قرار دارد، حمایت نکند.

چند سال است که جریانی کاسب و تازه به پول رسیده که همواره مخلّ رأی و نظر مردم است و برای توقف توسعه و تعادل و شفافیت می‌کوشد، درصدد است تا به افکار عمومی بقبولاند که رأی و عقلانیت و اصلاح و تحولاتی که بر محور جمهوریت و قانون و افکار اکثریت دنبال می‌شود، هیچ فایده‌ای ندارد.

اخیراً بقیه هم به کمک این جریان شتافته و با حمله به دولت و شخص رئیس‌جمهور و اعضای اصلی کابینه، محکم‌تر بر طبل حضرات می‌کوبند اما رازی که فاش نمی‌کنند این است که اگر شما خودتان بر مسنذ قدرت بودید ـ که اتفاقاً سالها بر خرگاه مراد بنشسته بودید ـ با این کانون‌های متعدد و مقتدر امتناع و ممانعت، و این سدهای سدید خرابکاری و نهانگران صاحب رانت و پول، و این همه نودولتان و دولت‌های پنهان و موازی چه می‌کردید؟

ای دوستان کلاهتان را قاضی کنید و بفرمایید چرا در هنگامه تضعیف برجام و ورود سرمایه‌گذاران اروپایی و ژاپنی و آمریکایی و عربی و ترک و … نیامدید به میدان تا فریاد بزنید که سرمایه‌گذاری اقتصادی بویینگ و شل و هوندا و هیوندایی و فورد و زیمنس و ترکسل و… خودش بزرگترین کمک به اشتغال در داخل و واضح‌ترین پشتیبان برجام است و بجز مافیای صهیونیزم و قاچاق و سیاست مرموز شیوخ جنوب و تزاریسمِ شمال، کار امثال بولتون و پومپئو را نیز مختل می‌کند! کجا بودید که علیه ماجراجویانی که هم‌صدا با نتانیاهو و بن‌سلمان ترقه جنگ می‌ترکاندند سکوت کردید و حالا که هزیته‌ای هم ندارد علیه ظریف و روحانی بلبل‌زبانی می‌کنید؟! شجاع نبودید و نبودیم وگرنه الان در موضع و وضع بهتری به سر می‌بردیم.

مسایل جاری کشور، مانند تفرقه در وحدت ملی ایرانیان به اسم غیرت و تعصب مذهبی و اهانت به برادران و خواهران اهل سنت و اقلیت‌ها، اهانت و بدزبانی علیه اقوام تنها یکی از شگردهای معمولی جریان انحصار طلب و کاسب مسلکی است که دوباره به میدان آمده و وسط معرکه جنگ و محاصره کشور برای چند دلار پتروپول و جبران مافات، در دفتر وزیر شجاع و شریف و کارآمدی چون زنگنه، نمایش کارتخوان و آبدارچی راه انداخته است. این نمایش رسوا را فردا به دقت ارزیابی و بیان خواهیم کرد.

این البته رویه و سطح ماجرایی است که دور جدیدی از تغافل ما و تهاجم آنها را سامان خواهد داد. بی‌توجهی به اصولی از قانون اساسی و مغفول نهادن ظرفیت‌هایی که نظارت و قدرت ملت را تثبیت می‌کند و تفسیرهای غریب و محدودکننده نیز روش دیگری است که سال‌هاست به طریقت مرسوم در سیاست جاری بدل شده است.

Email this page

نسخه مناسب چاپ