دوستاني بهتر از آب روان
خاطرات من و سهراب
دكتر حبيب‌الله صناعتي -41

من چنین جسارتی نکردم ولی چون آن تابلو قسمت من بود،‌ توسط خواهر والاتبارش به من هدیه شد که از این بابت از همه منسوبان عزیز سهراب تشکر می‌کنم.
۲) پرسیدند شما چه نسبتی با سهراب دارید که او برای دیدار شما به گالری آمد؟ چون سهراب هیچگاه به گالری نمی‌آید. در دو مرحله نمایش تابلوهایش علیاحضرت شهبانو تشریف آوردند، اما سهراب نیامد!
به روزگاری که همه نامداران و بعضی قلم به‌دستان زمانه، دست‌بوس و کرنش کن سلطان‌ها و سلطانه‌ها بودند؛ هیچگاه از سهراب نشنیدم که اظهار کند شهبانو به نمایشگاه من آمد و من نرفتم!»
سهراب درعین حال بسیار متواضع و فروتن بود. در یادداشت‌های خانم پریدخت سپهری می‌خوانیم که:
« از خصوصیات بارز اخلاقی سهراب، تواضع اوست. در سلام گفتن بر همه پیشی می‌گرفت. می‌توانست با هرکس به زبان او و درخور فهم او صحبت کند. هرگاه به منزل ما می‌آمد، پیش از آنکه به سراغ جمع برود، به آشپزخانه، نزد ننه پیر مستخدم منزل می‌رفت، سلام می‌داد و حالش را می‌پرسید و مدتی با وی به گفت و شنود می‌پرداخت و آنگاه به جمع مهمان‌ها می‌پیوست. در برخورد با بچه‌ها، به دوران بچگی باز می‌گشت. قایم باشک بازی می‌کرد و گاه رقص هولاهوپ را که حلقه‌اش را خود برایشان خریده بود، به آنان می‌آموخت.»
سهراب، نه تنها در کارهای هنری‌اش، که در امور روزانه‌اش هم دقیق، مرتب و منظم بود. نامه‌هایی که در اوان نوجوانی‌اش برای دوستان نوشته، همه گواهی صادق بر این مدعاست.
خط زیبا، انشای شیرین و صحیح، نقطه‌گذاری‌های دقیق و ذکر تاریخ در پایان نامه، همه شاهدی بر نظم و دقت اوست.
مرغ مهاجر
«مرغ مهاجر» عنوانی است که خانم پریدخت سپهری خواهر ارجمند سهراب بر او نهاده و کتاب بسیار جالبی هم با همین عنوان در شرح حال برادر تدوین و منتشر ساخته است. راستی را که سهراب چونان پرنده‌ای بود که همواره هوای پرواز داشت. در عمر کوتاه خود به بیشتر کشورها و شهرهای مهم دنیا سفر کرد و آثار هنری آنها را بررسی نمود؛ از جمله: پاریس، لندن، رم، مونیخ، مادرید، آمستردام، فلورانس، ونیز، توکیو، دهلی، آگرا، بمبئی،‌بنارس، کشمیر، لاهور، پیشاور، کابل، نیویورک، لانگ آیلند، مصر و یونان.
بنابراین می‌توان گفت که از شرق و غرب دنیا دیدن کرده و تجربه‌ها اندوخته‌است. گفته‌اند:
«بسیار سفر باید تا پخته شود خامی» و آنگاه که پخته‌ای بسیار سفر کند، دست‌آوردهایی دلپذیر خواهد داشت؛ آنچنانکه سهراب به ما نشان داد.
دور از تظاهر
جالب است آنکه امروز در اوج قله شهرت و محبوبیت قرار گرفته، هیچگاه کوشش نکرد تا به نحوی خود را مطرح کند. بسیار دیده‌ایم کسانی را که به انواع و اقسام وسایل متشبث شده‌اند تا در جامعه مطرح باشند و از آنان با عناوین «هنرمند‌فرزانه» و «استاد والامقام» نام ببرند.
خانم پریدخت در یادداشت‌هایش می‌نویسد:
«سهراب دعوت روزنامه‌ها و مجله‌ها را برای مصاحبه نمی‌پذیرفت. در روز افتتاح نمایشگاه‌هایش، چه نمایشگاه انفرادی و چه گروهی، شرکت نمی‌کرد؛ زیرا صاحبان گالری‌ها از شخصیت‌هایی دعوت به عمل می‌آوردند و سهراب می‌گفت: آنها برای دیدن کارهایم می‌آیند، با من کاری ندارند.

code

Email this page

نسخه مناسب چاپ