محک
دیدار وزیر خارجه آلمان از تهران!
ابوالقاسم قاسم زاده
بعد از گذر چند سال از معاهده «برجام» و بحران‌زدگی این معاهده ناشی از سیاست خارجی قلدرمابانه ترامپ و لغو تعهد و امضا دولت وقت آمریکا (اوباما) بر پای تعهدات معاهده برجام و پی‌آمد آن، اعمال سیاست تحریم با نام «فشار حداکثری» علیه ایران، اکنون‌ هایکوماس وزیر خارجه آلمان به تهران آمده است. قبل از نگاهی به انگیزه یا مأموریت وزیر خارجه آلمان برای دیدار با دولتمردان جمهوری اسلامی ایران، شاید نیم‌نگاهی به روابط ما با آلمان خالی از لطف نباشد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران، روابط دوجانبه ما با آلمان اگرچه همواره در نوسان بوده است، اما اغلب تحلیلگران سیاسی اروپا ضمن اینکه روابط دو کشور ایران و آلمان را از منظر تاریخی بررسی کرده‌اند بر این نکته تأکید کرده‌اند که در مقایسه چگونگی روابط ایران با سه کشور اصلی و تعیین‌کننده در اتحادیه اروپا، فرانسه، انگلیس و آلمان، تهران و برلین همواره پنجره گفتگوهای دوجانبه را باز نگهداشته‌اند. در حالی که دولت آلمان در ایام طولانی جنگ تحمیلی هشت ساله صدام که به قول «فهد» شاه مرده سعودی، سرمایه‌ دلاری این جنگ از جانب او، سیاست و مدیریت سیاسی آن از سوی آمریکا و مسئولیت نظامی جنگی آن با صدام بوده است، آلمانی‌ها تا پای تأمین سلاح‌های شیمیایی برای صدام حسین اقدام کردند. پرونده فضاحت‌بار آن کمی بعد از پایان یافتن جنگ، علنی شد و تا امروز همچنان ابعاد فاجعه‌بار در اختیار گذاشتن سلاح‌های شیمیایی از سوی آلمانی‌ها به صدام سند نکبت‌بار برای دولت آلمان در ساحت نقض حقوق بین‌المللی و حقوق بشر و جنایت جنگی باقی مانده است!. این بخش سیاه از پرونده‌ای شوم و ضدانسانی همچنان در کارنامه روابط آلمان با ایران پابرجاست. اما دولت‌های گذشته و بخصوص دولت کنونی خانم مرکل نشان داده‌اند که نمی‌خواهند همسو با سیاست‌های نژادپرستانه ترامپ در سیاست‌های بین‌المللی و بخصوص خاورمیانه‌ای آن همسو و همراه نشان داده شوند. اما دولت‌ انگلیس همواره و به قول ضرب‌المثل فارسی «آفتابه‌دار» اعمال سیاست‌های کاخ سفید بوده، و امروز که در بحران سیاسی و بخصوص مالی و اقتصادی بسر می‌برد «غلام حلقه به‌گوش» ترامپ‌اند. البته نقد تاریخی ایران و انگلیس خود شرح حدیث دیگری ا ست که در مجال این نوشته به اختصار نیست. طرف دیگر از این سه کشور فرانسه است که روابط فرهنگی ما با این کشور تاریخی طولانی و بسیار خوب دارد. اما در این زمان که «ماکرون» رئیس دولت فرانسه است، رئیس جمهوری معزول از سوی ملت فرانسه، اما چمباتمه‌زده بر اریکه قدرت در کاخ الیزه نشسته است که به روایت بسیاری در اروپا اگر امروز تن به «رفراندم» که درخواست مردم فرانسه است بدهد، بدون‌تردید سقوط آزاد خواهد کرد. در چنین شرایطی رئیس جمهور فرانسه (ماکرون) پژواک‌دهنده مواضع و گفته‌های سخیف «ترامپ» علیه ایران شده است.

در این شرایط است که «هایکوماس» وزیرخارجه به تهران آمده است که بسیاری هدف و انگیزه او را در دو محور خلاصه می‌کنند. اول، تلاش برای تعدیل مواضع دولتمردان جمهوری اسلامی ایران، بخصوص بعد از ضرب‌العجل ۶۰ روزه درباره تعهدات برجام و تلاش برای راه‌گریزی از اقدامات بعدی و مسیری برای گشایش جاده‌ای برای تسهیل روابط بانکی و اجرایی طرح سازوکار مالی اروپا اینستکس در جهت مبادلات تجاری با ایران که تاکنون به مرحله اجرایی تأثیرگذاری نرسیده است.

دوم، در آستانه سفر نخست‌وزیر ژاپن به تهران که اصلی‌ترین مأموریت او را بازکردن باب گفتگوی ایران و آمریکا خوانده‌اند، تأکید بر تنظیم مسیری در جهت موفقیت‌‌آن است. در اغلب نوشته‌های تحلیلگران سیاسی ما براساس این دو محور آمده است که وزیر خارجه آلمان در شرایطی میهمان تهران (وزیر خارجه ما) است که بی‌تردید تحولات پیرامون توافق هسته‌ای، تنش میان ایران و آمریکا و موضوعات مربوط به منطقه از اصلی‌ترین محورهای رایزنی او با مسئولین ایرانی است.

اما به نظر می‌آید مشکل اساسی در این دیدارها که نام «میانجیگری» به خود گرفته است، بی‌اعتمادی اغلب دولت‌ها در سراسر جهان از جمله و به‌طور آشکار در ایران نسبت به «ترامپ» است. به‌طوری که عقب‌نشینی ترامپ از مواضع تهدیدآمیز و جنگ‌طلبی او در دیدار و گفتگو با «آبه» نخست‌وزیر ژاپن که گفت «من فقط می‌خواهم، مطمئن شوم که ایران بسوی ساخت سلاح هسته‌ای نخواهد رفت، ما در سطح جهانی به اندازه کافی درباره ساخت سلاح اتمی و رقابت‌ها در این محور گرفتاری و خطرهای بزرگ بین‌المللی داریم!» بسیاری از رسانه‌های بین‌المللی و سیاستمداران صاحب‌نام در جهان و حتی در داخل آمریکا را به تعجب واداشت. برخی نوشتن به این گفته ترامپ هم نمی‌شود اعتماد کرد. او می‌خواهد با به‌کارگیری این «تاکتیک» برای خود و انتخابات آینده ریاست جمهوری در آمریکا، زمان بخرد! پاسخ به این تعجب و تردید را، ترامپ چند روز قبل با اعلام تحریم بازار بین‌المللی پتروشیمی ایران داد. همچنین دو همکار نژادپرست و صهیونیست او، یکی پمپئو وزیرخارجه‌اش و دومی، «بولتن» نژادپرست جنون‌زده، همچنان بر طبل نژادپرستی برای نابودی اقتصاد ایران و فشار حداکثری بر مردم ایران می‌کوبند!

یکی از کارشناسان امور بین‌الملل در روزنامه صبح دولت با عنوان، «اروپا در بوته آموزن برجام» درباره دیدار وزیرخارجه آلمان از تهران چنین نتیجه گرفته است: «مجموع گزاره‌ها در خلال رایزنی مقام‌های دیپلماتیک ایران و آلمان مورد بررسی قرار خواهد گرفت اما نکته‌ای که نباید از دید مقام‌های کشورمان مغفول بماند جایگاه و وزن بین‌المللی مقام‌های سفرکننده به تهران است. هرچند ایران پیرامون برجام و مسائل منطقه‌ای مواضع به حقی دارد اما چنانچه این دیدگاه‌ها را نه با یک رویکرد تقابل‌جویانه بلکه در یک فضای مسالمت‌آمیز تبیین کند، کشورهای بزرگ آسیایی و اروپایی در کنار یکدیگر می‌توانند فراهم کننده فرصت شنیده شدن صدای صلح‌جویی تهران در جامعه بین‌الملل باشند. ناگفته نماند، دیپلماسی ممکن است ایده‌آل نباشد ولی همواره بهتر از دیگر آلترناتیوهای موجود مانند تنش، تقابل و جنگ است. ایران بر این مبنا به قدرت‌های بزرگ صنعتی مانند ژاپن و آلمان خوشامد می‌گوید اما نتیجه دیپلماسی با محور آلمان‌ـ ژاپن بایستی نفع مشترک ایران و آمریکا و یا دست‌کم دوری از ضرر و زیانی باشد که باعث و بانی آن رهبری آنارشیک ترامپ در نظام بین‌الملل و عدم بازدارندگی اروپا در برابر چنین رویه‌ای است. به همین روی تقویت پیام صلح ایران و تحکیم عمل به برجام هنگامی میسر است که اروپا به تعهدات برجامی‌اش عمل کند.»

Email this page

نسخه مناسب چاپ