مکتوب هفته
رسالت جدید بی‌بی‌سی!
دکتر محمدعلی فیاض‌بخش
رقابت در فرهنگ و عنایت بر آهنگ استحاله و تهی‌سازی فرهنگی، همواره مدنظر کسانی بوده ‌است، که این ‌منفذ را کارساز و اثرگذار یافته‌اند ـ که همین‌گونه‌است ـ ؛ هرچند زمان می‌بَرَد و ‌حوصله هزینه می‌کند.
«استحاله» و «تهی‌سازی» فرهنگی، دو روند آرام، اما هوشمندانه، با نهادسازی و‌بنیان‌پذیریِ ماندگار است. استحاله به معنی از حالی به حال دیگر شدن است و تهی‌سازی به مفهوم خالی‌شدن از معنی. به این‌ مثال دقت کنید:
آنچه در سالیان اخیر تحت عنوان «ولیمه حج» و یا «جشن تکلیف دختران»، و نیز «جشن طلاق!» در دایره وسیعی از جامعه رواج یافته، هم نوعی استحاله و هم تهی‌سازی‌است. قصد تفصیل در این مقوله را ندارم؛ که هرکدام موضوع مقاله‌ای مجزاست؛ مقصدم، تنها ذکر مثال بود و نگاهی گذرا بدین مقوله، که چگونه مفهوم یادآوری و حکایتگری منازل حج، به عنوان تلنگر و هشدار و توجه‌دادن به محتوا، تبدیل می‌شود به یک جشن و لاغیر! حاجی مثل شاه‌دامادها(!) هم دیرتر از همگان می‌رسد و هم در انبوه چندصدنفره میهمانان، حتی مجال سلام‌علیک نمی‌یابد. در جشن تکلیف دختران، که می‌تواند یک یادآوری تأمل‌برانگیز و انگیزه‌ساز باشد، بعضاً و در برخی خانواده‌های مذهبی، سالن‌های عروسی نیز کفاف نمی‌دهد؛ جشن طلاق، که خود فکاهی تلخ دیگری‌است از استحاله و تهی‌سازی….. این زمان بگذار تا وقت دگر!
اخیراً بنگاه خبرپراکنی بی‌بی‌سی فارسی به صورتی به اصطلاح حرفه‌ای کمر به برنامه‌سازی برای کودکان پارسی‌زبان بسته‌است. شک ندارم که این کمربستن، بخشی دیگر از کمر فرهنگ اصیل ایرانی ـ اسلامی را خم می‌کند ـ اگر برنامه‌سازان داخلی، همچنان کودکان را در آخرین ترجیحات برنامه‌ریزی و برنامه‌سازی ببینند ـ.
استحاله فرهنگی را از «عرفی‌سازی» آغاز کرده‌اند. عرفی‌سازی، یعنی نماد‌ها و نمایه‌ها ـ اعم از تصاویر و گفتارها ـ را با درآمیختن به فرهنگ بیگانه، از معنی اصلی دور کنند، که خود به «تهی‌سازی» می‌انجامد.
حتما دریافته‌اید که عده‌ای بی‌دانش، که در حرف‌زدن عادی خود، نه مبالات و دقتی دارند و نه حتی اصرار و سوادی بر درست حرف‌زدن ـ چه رسد به درست‌نوشتن! ـ چه سعی بلیغی دارند که واژه‌های عربی را از زبان خود بپیرایند و‌‌ مثلا به جای «سلام» بگویند: «درود!» و به جای «خداحافظ» ندا دهند: «بدرود!».
این طفلکان، ضمن اصرارِ «آنومی»‌زده بر یک اطوار بی‌نمک، نه روح زبان را می‌شناسند و نه کمترین اطلاعی از دیگر زبان‌ها دارند. این کوچه‌بازاریانِ بی‌لغت، اگر کمترین اطلاعی از زبان‌شناسی و سیر تحول و تطور زبان می‌داشتند، انبوه واژه‌های فارسی شده با ریشه عربی را عربی نمی‌پنداشتند؛ همان‌گونه که زبان‌های اروپایی، با حفظ روح زبان خود، جسم واژگان خود را از ریشه «آنگلوساکسون» نپیراسته‌اند؛ و مگر می‌شود!؟
القصه، دور نباشد که بی‌بی‌سی در ادامه‌ رسالت استحاله و‌ تهی‌سازی فرهنگ ایرانی ـ اسلامی، با تکنیک عرفی‌سازی زبان، آداب، ارزش‌ها و نیز سبک زندگی، زحمت جدیدی را به صورت خزنده و پنهان بر کودک ایرانی تحمیل کند و نهایتاً نسلی بریده و بیگانه از اصالت فرهنگی را به عنوان کارنامه برنامه‌سازی‌اش در خیال خود بپرورد و یا در واقعیت به‌بار آوَرَد.
عجالتاً تصور من این‌است، که نظارت و پایش پدران و‌مادران در این مقوله، کارسازترین و مصونیت‌زاترین اقدام است؛ تا زمانی که شاید، داخلیان دلسوز، اما درگیر هزار و یک سوز و‌گداز دیگر(!)، بر این رقابت کمرشکن، کمر همت بربندند.‏

نسخه مناسب چاپ