رمز و راز عبادت
به قلم سید حسن خمینی - رمضان ۱۴۴۰
 

مراتب عبادت (۵)‏

مرتبه دوم: تصفیه دل از مقاصد دنیوی

در بخش‌های قبل، اشاره کردیم که عبادت تنها با شناخت، عبادت می‌شود چنانکه امام رضا(ع) می‌فرمایند: «أَوَّلُ عِبَادَه‌اللَّهِ مَعْرِفَتُهُ» و از حضرت زین‌العابدین(ع) منقول است که: «لاعِبادَهَ إلاّ بالتَفَقُّه» و لذا اگر کسی معرفت نداشته باشد و به عبارتی «تفکر لازم» را به کار نبندد، عمل او عبادت تلقی نمی‌گردد چنانکه امیرالمومنین(ع) می‌فرمایند: «لا خَیرَ فی عِبادَةٍ لیسَ فیها تَفَقُّهٌ» و به همین جهت گفتیم که اولین مرتبه در یک عبادت دوری از ریا است که اگر این مرتبه نیز حاصل نگردد، عبادت محقق نمی‌شود. و همچنین اشاره کردیم که شناخت بالاتر باعث می‌شود که عبادت مرتبه بالاتری بیابد و ارزش مضاعفی پیدا کند.‏

امروز به بیان دومین مرتبه از مراتب عبادت، می‌پردازیم.‏

حضرت امام در آداب الصلوه پس از اینکه مرتبه اول را «تصفیه عمل از شائبه رضای غیر خدا» بر می‌شمارند. به دومین مرتبه اشاره کرده و می‌نویسند:‏

‏«مرتبه دوّم، تصفیه عمل است از حصول مقصودهای دنیوی و مآرب [و نیازمندی‌های] زائله فانیه. گرچه داعی [و انگیزه] آن باشد که خدای تعالی به واسطه این عمل، [آن‌ها را] عنایت کند؛ مثل خواندن نماز شب برای توسعه روزی و اتیان [و به جای آوردن] صلوات [و نمازهای] اول ماه، مثلا برای سلامت از آفات آن ماه [و یا] دادن صدقات برای سلامتی و دیگر مقصدهای دنیوی. و این مرتبه از اخلاص را بعضی از فقها، شرط صحت عبادات [بر] شمرده اند، [البته] در صورتی که اتیان [و انجام] عمل برای رسیدن به آن مقصود باشد.»

اشاره حضرت امام در مورد بطلان این نوع عبادت، به سخن مرحوم محقق خوانساری است، البته حضرت امام، بطلان این نوع عبادت را نمی‌پذیرند و در ادامه می‌نویسند:‏

‏«و این، خلاف تحقیق است، به حسب قواعد فقهیه، گرچه پیش اهل معرفت، این نماز را به هیچ وجه ارزشی نیست و مثل سایر کسب‌های مشروع است، بلکه شاید از آن نیز کمتر باشد» درباره این مرتبه از مراتب عبادت، لازم است نکاتی را متذکر شویم:‏

نکته اول آنکه، در روایات بسیاری است که عبادت با «دنیا دوستی» جمع نمی‌شود. تحف العقول از حضرت مسیح روایت کرده است که ایشان می‌فرمود:‏

‏«حقیقتی را به شما می‌گویم و آن اینکه کسی که علف‌های هرز را نکند، آن علف‌ها زیاد می‌شود و همه زراعت را از بین می‌برد، همانطور هم کسی که «حبّ دنیا» را از قلب خود بیرون نبرد، آن محبّت، دلش را فرا می‌گیرد به گونه‌ای که برای «حُب آخرت» جایی باقی نمی‌ماند»‏

همچنین از حضرت داوود همین مطلب روایت شده است که خدای سبحان به ایشان خطاب می‌کند که «من دوست دارم که دوستان من، غم دنیا را به دل راه ندهند»‏

طبیعی است که کسی که برای آرزوهای دنیوی، به عبادت برمی‌خیزد، نسبتی با این سفارش الهی ندارد.‏

نکته دوم توجه به این امر است که «تصفیه عبادت از مقاصد دنیوی» هرگز به معنای آن نیست که مومنین کسب و کار حلال را رها کنند، دقت کنیم که باید تلاش کنیم تا عبادات خویش را به خاطر رسیدن به مقاصد دنیوی انجام ندهیم ولی در عین حال باید در تحصیل مال مشروع بکوشیم بلکه پا را می‌توانیم فراتر بگذاریم و همین کسب و کار را هم با قصد قربت انجام دهیم و آن را به عبادت تبدیل کنیم. در بخش‌های قبل گفتیم که هر عملی را اگر انسان به خاطر رضای خدا انجام دهد، آن عمل تبدیل به عبادت می‌شود و اصطلاحاً آن را «عبادت به معنی الاعم» می‌نامند.‏

از رسول خدا(ص) روایت شده است که عبادت دارای ده جزء است و نه جزء آن «طلب روزی حلال» است.‏

پس نباید به خاطر رسیدن به مال دنیا و یا حتی علم و سلامتی، عبادت کرد ولی می‌توان با تحصیل مال دنیا و با تحصیل علم و قدرت، عبادت کرد. از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است که «هر درهمی که آدمی به طلب کاران خود بر می‌گرداند، از هزار سال عبادت بهتر است.» و شاید به همین جهت است که حضرت امام، عبادت به خاطر مقاصد دنیوی را نوعی «کاسبی» می‌دانند و در ادامه می‌نویسند که «شاید «عبادت به خاطر دنیا» از بقیه انواع کسب و کار بدتر است» چراکه شاید علّت اینکه «این عبادت، بدترین نوع کسب و کار است» آن باشد که در سایر تکسّب‌ها امکان قصد قربت هست و آن را می‌توان به عبادت تبدیل کرد ولی وقتی عبادت را به کاسبی تبدیل کردیم، خود را از امکان این امر محروم کرده‌ایم.‏

و شاید هم «بدتر بودن» به این جهت باشد که «عبادت» ابزار عقلایی برای کسب و کار نیست و رفتن به سراغ این نوع تکسّب، خارج کردن عبادت از طریقه خود است.‏

و نکته آخر آنکه نباید بین این که باید عبادت را به نیّات و مقاصد دنیوی آلوده نکرد و اینکه می‌توان و بلکه خوب است که از خدای سبحان هر خیری را خواست، اشتباه کرد. فرق است بین اینکه ما «نماز شب بخوانیم به خاطر مال دنیا» یا اینکه «دعا کنیم که خدا حوائج ما را بر آورده کند و آنچه خیر ماست بر ما مقرّر دارد».‏

در مطلب اوّل عبادت ما به خاطر دنیا است در حالیکه در دوّمی ما خدا را به خاطر خودش عبادت می‌کنیم و در عین حال خواسته‌های خود را از او مطالبه می‌کنیم. البته طبیعی است که «دل‌های بزرگ» و «همت‌های عالی»، به «دنیا» رو نمی‌کنند ولی در عین حال ممکن است کسی همانند ابراهیم(ع) به خاطر خدا از خدا طلب فرزند کند. پس اینکه در دعاهای مختلف، از خدا می‌خواهیم که ما را از فقر بی‌نیاز کند و یا به دانش‌های انسانی مجهّز نماید و کید دشمنان را به ایشان باز گرداند مذموم نیست.‏

این بحث را با اشاره به آیه‌ای خاتمه می‌دهیم که به آدمی سفارش می‌کند که همه چیز را از خدا بخواهد و هم توجه می‌دهد که همه همّ خود را دنیا قرار ندهد:

«فَاذْکُرُوا اللَّهَ کَذِکْرِکُمْ آبَاءَکُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِکْرًا فَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا وَمَا لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ.»

ترجمه: (همان‌گونه که پدران خود را به یاد مى ‏آورید یا با یادکردن بیشتر خدا را به یاد آورید و از مردم کسى است که مى‏‌گوید پروردگارا به ما در همین دنیا عطا کن و حال آنکه براى او در آخرت نصیبى نیست.)

Email this page

نسخه مناسب چاپ