رونمایی از کتاب ۲ جلدی «ارج‌نامه سلطانی» در کرمانشاه
 

22نفر از چهره‌های هنری، ادبی و فرهنگی کرمانشاه و مدیران در مراسمی در کرمانشاه از محمدعلی سلطانی و همسرش تجلیل و ارج‌نامه سلطانی او را رونمایی کردند.

ارج‌نامه سلطانی در ۲جلد و ۱۶۰۰صفحه توسط ابراهیم رحیمی زنگنه و خلیل کهریزی تهیه و نوشته شده که شامل شرح زندگی محمدعلی سلطانی، مصاحبه‌های او، نامه‌های بزرگان به او و پاسخ‌هایش و نیز برخی مقالات منتشر نشده این مورخ و استاد دانشگاه است.

پیش از رونمایی، از طرف استانداری، شهرداری، اداره کل فرهنگ و ارشاد و دانشگاه فرهنگ و هنر کرمانشاه لوح تقدیر، تندیس و هدایایی تقدیم سلطانی شد و در ادامه او و همسرش پرده از کتاب ۲جلدی ارج‌نامه سلطانی کشیدند تا حاضرانِ هیجان‌زده چندین دقیقه متوالی کف بزنند و ده‌ها دوربین فیلمبرداری، عکاسی و تلفن همراه برق شادی چشمان سلطانی و همسرش و لباس‌های کردی آنان را ثبت و ضبط کنند .

در این مراسم، محمدعلی سلطانی، استاد دانشگاه، گفت: حدود چهار دهه است که در گوشه انزوا، خدمتگزار این سرزمین و این آب و خاکم و آن را وظیفه خود می دانم؛ تاکنون هم به همه درخواست‌ها برای برگزاری مراسم بزرگداشت جواب منفی دادم اما مجریان مراسم امروز و نویسندگان ارج‌نامه، روزه ۴۰ساله مرا شکستند.

این تاریخ پژوه در ادامه گفت: هیچ یکی از مشاهیر عالم برای دیگری ننوشته است و دانشمندان و اهل فضل ابتدا به خود پرداخته‌اند اما چون زادگاه من نیاز به شناخته شدن داشت، دست به ثبت تاریخ آن زدم. سلطانی درباره تاریخ کرمانشاه ۲۰جلد کتاب نوشته که به تعبیر خودش «اولین دایره‌المعارف منطقه‌ای در ایران» است که تمام جزئیات و رویدادهای اجتماعی، فرهنگی، دینی، اعتقادی و… ایلات، عشایر، شاعران، نویسندگان، مترجمان، عکاسان و حتی تئاتر استان را هم مکتوب کرده است.

او از شهرداری کرمانشاه هم تشکر کرد اما به کنایه گفت: هیچگاه تصور نمی‌کردم شهرداری کرمانشاه معاونت فرهنگی هم داشته باشد.

سلطانی با اشاره به خاطره‌ای از آیت الله نجومی عالم بزرگ کرمانشاهی و چهره معروف خوشنویسی جهان اسلام، به نقل از او گفت: وقتی خشکسالی و قحطی جوانمردی است، اگر از خودت نگویی دیگران نیز هیچ نمی‌گویند.

او این خاطره را بهانه کرد تا از آثار و خدمات خود در چند دهه اخیر بگوید. این پژوهشگر تاریخ گفت: وقتی سلطانی شروع به نوشتن جغرافیای تاریخ کرمانشاه کرد، جز یکی دو اثر محدود هیچ منبعی وجود نداشت، این است که بزرگواران مرا سیمرغ زال تاریخی کرمانشاه و پدر تاریخ این استان می‌دانند.

این استاد دانشگاه اظهار کرد: زمانی که سلطانی دست به قلم بُرد و پاتوق فرهنگی برای جوانان استان درست کرد، حتی یک روزنامه هم وجود نداشت و اکنون هویت تاریخی و جغرافیای تاریخی کرمانشاه در مهمترین کتابخانه ها و دانشگاه‌های بزرگ دنیا ثبت و ضبط شده است.

او گلایه‌های خود را اینگونه آغاز کرد: بدون اینکه حتی یک ریال از هیچ نهاد و سازمانی بگیرم ۴۰ سال است مشعل تاریخی کرمانشاه را در دست دارم، در طول این مدت اما سلطانی تحریم بوده است و کتاب مرا ۴۰ثانیه هم در صدا و سیمای مرکز استان معرفی نکردند و حتی اسم مرا هم نبردند در حالی که با واحدهای مختلف صدا و سیما در کشورهای خارجی مصاحبه‌های متعدد داشته‌ام.

سلطانی با اشاره به بمباران خانه و کتابخانه اش در دوران جنگ تحمیلی به کنایه گفت: ما دوران جنگ بودیم اما مردان دوران سلامت مرا تحریم کردند. او مسئولان اجرایی را هم بی‌نصیب نگذاشت و گفت: در طی این چند دهه حتی یک طرح و پروژه بومی به سلطانی پیشنهاد نشد اما گذر همه پوست‌ها به دباغخانه افتاد و من روز و شب پاسخگوی حضراتی بودم که پروژه‌ها را گرفته بودند. این استاد دانشگاه گفت: ما کرمانشاهیان مجریان دولت را والی‌وار بار می‌آوریم و آنها والی‌وار آمده‌اند و والی‌وار رفته‌اند و حتی یک بار هم برای اهل فرهنگ و هنر این مرز و بوم میزگردی نگذاشته‌اند که ببینند حرف حسابشان چیست.

سلطانی جملات بعدی اش را با بغض گفت: گناه من چه بود جز جنون فرهنگی برای سرزمینم؛ ما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیر.

چند جمله آخر او اما رنگ و بوی امید و نشاط داشت جایی که توصیه کرد «اکنون روزگارا آن آمده است که دست به دست هم بدهیم» و نیز آنجا که گفت «افتخارم این است که دایره المعارف تاریخ کرمانشاه، دارالتقریب بین مذاهب» و وحدت بخش آنهاست چنانچه نمایندگان همه گروه‌ها و مذاهب در مراسم و برنامه امروز حضور دارند.

سخنران بعدی این مراسم جلال‌الدین کزازی چهره ماندگار ملی و استاد زبان و ادب فارسی بود که مانند همیشه به «زبان اصیل پارسی» سخن گفت و به مدح کرمانشاه و خدمات محمدعلی سلطانی و همسرش پرداخت . او گفت: اگر کرمانشاه خود را بشناسد و بشکفاند، ابرشهر ایران خواهد شد و یکی از بزرگترین شهرهای جهان.

کزازی، کرمانشاه را گوهره و افشره ایران زمین توصیف کرد و گفت: چونیِ ایرانِ پهناور و فرهنگی در کرمانشاه نهفته است و شهرها و استان‌های دیگر نمود چندی این چونی هستند. به اعتقاد او، کرمانشاه گنجینه‌ای بی‌مانند است که در هر گوشه آن آئین و اندیشه‌ای فرا‌پیش ما نهاده شده و شاید یکی از رازهای ناشناختگی این پهنه بیکران و درازدامن همین باشد.

کزازی این‌ها را گفت تا به محمدعلی سلطانی برسد: مردی که در این ناوردگاه فراخ نهراسیده است؛ کسی که خوی و خیم خجسته‌اش نمونه‌ای از ایرانیِ راستین، مهربان، آزادمنش، فراخ اندیش با روانی بی‌گره، روشن، بزم آرا، نکته‌سنج و شوخ که هرگز از کسی به نکوهش و بدی یاد نکرده است. بسیاری از آنان که با هم می‌زییند جفت همدیگر نیستند اما محمد علی سلطانی و بانو فریبا مقصودی جفتی بی‌آکَفت (بی‌گزند) همساز و همسوی هستند.»

کزازی در پایان چکامه‌ای تقدیم محمدعلی سلطانی کرد که به گفته خودش تازه از تنور درآمده و «دوشینه» (دیشب) سروده شده است؛ چکامه‌ای که با آرایه ادبی «تکرار» آرایش شده بود و پر بود از واژه «دَم» که بیت محوری آن این بود: در این دَم که من دَم ز دَم می‌زنم ر دَم از جام جاویدِ جم می‌زنم.

محمدعلی سلطانی ده‌ها جلد کتاب در حوزه‌های مختلف به ویژه تاریخ، شعر و ادبیات و هنر خوشنویسی نوشته که مهمترین آنها مجموعه ۲۰ جلدی «جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان» (نخستین دایره‌المعارف منطقه‌ای در ایران) معروف به شناسنامه کرمانشاه است.

او در سال ۱۳۶۳ با فریبا مقصودی هنرمند نامدار عرصه خوشنویسی ازدواج کرد که حاصل آن آثار مشترک ارزشمندی بوده است.

مقصودی شاگرد بزرگانی همچون آیت الله حاج سید مرتضی نجومی چهره برتر خوشنویسی جهان اسلام بوده و بیش از ۱۵ اثر را در زمینه هنر خوشنویسی خلق کرده است؛ از جمله یادنامۀ علّامه طباطبایی، یادنامۀ شهید مرتضی مطهری، مناسک حج، تاریخ شعر و ادبیات کرمانشاهان (۵ جلد)، شرح زیارت عاشورا (هزار صفحه)، خطبه‌های حضرت زهرا(س)، کلّیات دیوان حافظ، مناجات حضرت علی (ع).

دیگر چهره های فرهنگی حاضر در مراسم، «علی اشرف نوبتی» معروف به «پرتو کرمانشاهی» و «سعدی کُرد» و «محمدجواد محبت» شاعر مطرح تا «علی اکبر مرادی» چهره برجسته موسیقی و «عبدالله جواری» خوشنویس صاحب‌نام و ده‌ها چهره هنری و فرهنگی، استاد دانشگاه و مدیران سیاسی بودند.

Email this page

نسخه مناسب چاپ