رویا داشته باشیم
داستان پرواز انسان، شبیه قصه‌های خیالی، ابتدا در افسانه‌ها و بعدها در نقاشی‌ها و طراحی ‌ها زاده شد؛ سپس جان گرفت و واقعی شد.
قصه زیر دریایی، سفر به ماه، سفینه‌ فضایی، ماشین پرنده، ارتباط فوری وراحت با آن سوی دنیا، انواع وسایل بی‌سیم و کنترل از راه دور و … به همین ترتیب از رویاها شروع شده و به اختراع و عالم واقعیت ختم شده.
اگر شما هم رویایی دارید که هر روز و هر لحظه به آن فکر می‌کنید، اگر طرحی دارید که هنوز جان نگرفته و باید ساخته شود، اگر سرتان پر است از فکرهایی که به نظر دیگران خنده‌دار می‌آید، حتما نقاشی‌اش کنید. داستان آن را بنویسید و بعد هر دو را به آینه‌ یا دیوار اتاقتان بیاویزید تا روزی که این رویا و این طرح و این ایده جان بگیرد؛ واقعی شود و ساخته شود. آن وقت به یاد این لحظه بیفتید و به خودتان و فرزندانتان و عزیزانتان یادآوری کنید که زندگی بی‌رویا، زندگی نیست و هر فردی باید رویای مخصوص خودش را داشته باشد و آن را فراموش نکند و دست از تلاش برندارد تا آن رویا را جان ببخشد.
بازی کنیم
با رویاهایتان بازی کنید. در بازی‌ها و مسابقات مختلف شرکت کنید و به خودتان بیاموزید که داوری شدن، مقایسه شدن، رقابت کردن، امتیاز گرفتن یا امتیاز ازدست دادن، بردن یا باختن، نقدشدن، حتی قضاوت‌شدن چگونه است. چطور می‌شود ناراحت نشد حتی اگر نتیجه منصفانه نباشد. چطور می‌شود اعتماد به نفس را از دست نداد حتی اگر باخت پشت باخت روی دهد. چطور باید از حق خود دفاع کرد و به نادرستی‌ها اعتراض کرد اما عصبانی نشد و در آرامش استدلال کرد.
شرکت در مسابقات و بازی‌های مختلف، حال خوب مشارکت و نقدپذیری و مسوولیت‌پذیری را تقویت می‌کند، حال خوب بازی و برد و باخت را تکرار می‌کند و حلقه دوستی‌ها را بزرگ‌تر می‌کند.
قصه‌پردازی کنیم
قصه اصل همه چیز است چون هر چیزی یک قصه‌ای دارد.
علوم مختلف، قصه خودشان را دارند؛ این که از کجا شروع شده‎اند، چه قهرمانانی داشته‌اند و چه اتفاقاتی را باعث شده‌اند.
آدم‌های مختلف قصه خودشان را دارند؛ این که کجا و کی به دنیا آمده‌اند؛ چه خانواده و خاطراتی دارند و چه اتفاقاتی را رقم زده‌اند.
قصه‌ها، گاه واقعی اند و گاه تخیلی. اما چه فرق دارد. هر جور که باشند، پر هستند از اتفاق و بالا و پایین و ماجراهای مختلف.
قصه‌ها هیچ‌ وقت تکراری نمی‌شوند. در هر خواننده‌ای تاثیر جداگانه می‌گذارند و برای هرکسی یک جور معنی می‌شوند.
قصه‌گوها یک فرق بزرگ با قصه‌‌خوان‌ها دارند و آن فرق این است که علاوه بر تعریف کردن رویاها و خاطرات دیگران، می‌توانند رویاها و خاطرات خودشان را هم تعریف کنند؛ قصه خودشان را هم بسازند و بخوانند.
قصه‌خوان‌ها می‌توانند قصه گو شوند اگر زیاد بخوانند و بشنوند و بنویسند.
قصه‌ها و رویاهایتان را جدی بگیرید؛ همین‌ها دنیای شما را زیبا و دلخواه می‌کنند.

code

Email this page

نسخه مناسب چاپ