زن در گذر زمان(۵)
سیدعلی گرامیان
زنده به گور کردن دختران در دوران جاهلیت

در شماره قبل ضمن بیان وضعیت زنان در میان اعراب، داستانی از دخترکشی آنان گفته شد و اینک واقعه‌ای دیگر.

جد «فرزدق» شاعر معروف، «صعصعة بن ناحیه» نام داشت. روزی در حالی که پیری سالخورده بود، خدمت پیغمبر(ص) چنین نقل کرد و گفت ۲ شتر آبستن از من گم شده بود. بر شتری سوار شدم و به جستجوی آن‌ها پرداختم. از دور خیمه‌ای دیدم، به طرف خیمه رفتم و از مردی که کنار خیمه نشسته بود، سراغ شترانم را گرفتم، از من پرسید داغ و نشان شترانت چیست؟.

گفتم «نار میثم بنی درام».

و داغ مخصوص قبیله خودمان را گفتم، گفت در این نزدیکی‌ها ۲ شتر را یافته‌ام و اکنون نزد من است. در همین حال پیرزنی که معلوم شد مادر آن مرد است، از عقب خیمه با حالی گرفته آمد. آن مرد پرسید چه زایید؟ و بدون اینکه منتظر جواب شود، ادامه داد «فان کان سقبا شارکنا فی اموالنا و ان کانت خائلاً و ادناها»، اگر پسر باشد، شریک مال ما و وارث، خواهد بود و اگر دختر باشد به خاکش می‌سپاریم. مادر پاسخ داد دختر است. آن مرد با خشم توأم با اندوه اظهار داشت معطل نشوید، آسوده‌اش سازید و به خاکش بسپارید.

صعصعه ادامه داد، ای رسول خدا نمی‌دانم ناگهان چه انقلابی در من پدید آمد، گویی تمام پیکرم دل شد و تمامی دلم مهر و عاطفه. بی‌‌اختیار به جوان گفتم، این دختر نوزاد را به من می‌فروشی؟ گفت، اسمعت العرب بیع الاولاد؟ هرگز شنیده‌ای عرب بچه بفروشد؟، گفتم نفروش، در مقابل بخششی به من ببخش. گفت اگر فروختن در کار نباشد، حاضرم با همان ۲ شتر و این شتر که بر او سواری مبادله کنم. تو این شتران را به من ببخش تا این نوزاد دختر را به تو ببخشم. من راضی شدم، شترها را دادم و دختر را گرفتم و به دایه سپردم. این واقعه برای من موجب شهرت شد. از آن پس این روش را ترک نکردم. تاکنون ۲۸۰ دختر را با بهای هر یک به ۳ شتر از مرگ نجات داده‌ام.

حضرت فرمودند این بابی از نیکی برایت بوده و از جانب خداوند مأجور خواهی بود. «فرزدق» شاعر همواره به این عمل جد خود افتخار می‌کرد.

(بنقل از حقوق زن در اسلام)

قرآن شریف این روش سخیف را مورد سرزنش قرار داده است و با تهدید عاملان آن می‌فرماید؛ «و اذا الموء و دت سئلت بای ذنب قتلت» و در آن هنگام که از دختران زنده به گور شده سؤال شود که به کدامین گناه کشته شدند؟ استاد بزرگوار علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ج ۲ صفحه ۲۷۳ تا ۲۸۱ پس از بحث مفصل راجع به وضعیت زنان در تاریخ قدیم، این گونه نتیجه گرفته و فرموده‌اند:

۱ـ معتقد بودند که زن موجودی است در افق حیوانات که اگر او را آزاد بگذارند، هرگز از شر او ایمن نمی‌توانند بود، لذا باید همیشه تحت مراقبت باشد و در زیر چتر تبعیت از مرد زندگی کند.

۲ـ زن را جزء جامعه انسانی نمی‌دانستند و او را شیئی می‌دانستند که جزء لوازم زندگی جامعه است.

۳ـ برای زن هیچ نوع حق اجتماعی که به نفع او باشد، قائل نبودند.

۴ـ رفتار با آنها براساس غلبه قوی بر ضعیف شکل می‌گرفت. زنان را برای انجام کارهای زندگی خود استخدام و به آنها به عنوان یک خدمتگزار نگاه می‌کردند. سپس اضافه می‌کند، اینها که ذکر کردیم دیدگاه ملت‌های غیرمتمدن بود، اما ملت‌های متمدن علاوه بر آنچه گفته شد، قائل بودند که زن خلقتاً ضعیف است و هرگز نباید دارای استقلال باشد و از شر و فساد او هیچ‌وقت نباید ایمن بود.

Email this page

نسخه مناسب چاپ