ساماندهی سرخابی‌ها برای واگذاری؛ از ادعا تا واقعیت!
 

قاسم کیانی ـ سرخابی‌ها «بزودی» واگذار می‌شوند. این ادعای وزارت ورزش و جوانان است که چندین ماه از آخرین عزم جدی آنان برای واگذاری این دو باشگاه به بخش خصوصی می‌گذرد امّا آن «بزودی» هنوز از راه نرسیده در حالیکه طبق وعده و وعیدها حداکثر قرار بود تا پایان سال۹۷ این واگذاری انجام شود. امّا امروز که به ماه سوم سال۹۸ نزدیک می‌شویم باز هم از عزم جدی وزارت ورزش برای واگذاری این دو باشگاه سخن به میان آمده آن هم با قید تکراری «بزودی»؛ زمانی که واقعاً‌ معلوم نیست کی از راه می‌رسد شاید چون وزارت ورزش و جوانان از پروسه واگذاری این باشگاهها، اطلاعات لازم را ندارد.

به تازگی مدیرکل امور باشگاههای وزارت ورزش طی اظهارنظری مسبوط اشاره داشته به اینکه وزارت ورزش اراده جدی برای واگذاری این دو باشگاه دارد در حالیکه این سئوال همچنان مطرح است که آیا بواقع این دو باشگاه در مالکیت وزارت ورزش هستند و مدعی دیگری ندارند؟ و اصولاً‌ برای دستگاههای ذیصلاح، فقط اراده جدی وزارت ورزش و جوانان برای واگذاری این دو باشگاه بزرگ به تنهایی کافی است؟

از روزی که واگذاری سرخابی‌ها از ادوار گذشته تا به امروز مطرح شده، بوده‌اند کارشناسانی که همواره تأکید داشته‌اند این دو باشگاه به بخش خصوصی واگذار نخواهد شد و نمونه‌ای از این اهل فن محمد دادکان از بزرگان فوتبال است که همان چندماه پیش که وزارت ورزش و جوانان خیلی قاطع از «بزودی» واگذار شدن این دو باشگاه، سخن به میان آورد، دادکان اعلام کرد این اتفاق نخواهد افتاد که البته تا به اینجای کار حق با او بوده است.

با این وصف در اظهارنظرهای افشین داوری مدیرکل امور باشگاههای وزارت ورزش و جوانان در راستای عزم جدی این وزارتخانه به دستور دکتر سلطانی برای واگذاری سرخابی‌ها، به مواردی اشاره شده که اگرچه قطعاً انجام شده امّا آنچنان اغراق‌آمیز است که این سئوال پیش می‌آید با این همه فعالیتهایی که وزارت ورزش برای سرخابی‌ها کرده، آیا سرخابی‌هایی که در سالهای گذشته فعالیت می‌کرده‌اند، همین استقلال و پرسپولیس امروز هستند؟

افشین داوری آنچنان از سروسامان دادن قانونی به کارهای استقلال و پرسپولیس در دو سال و نیم حضور دکتر سلطانی‌فر در رأس هرم ورزش، خبر داده که این شبهه پیش می‌آید که این دو باشگاه با این همه بی‌نظمی‌ها و بی‌برنامگی‌ها و عدم رعایت قوانین و مقررات چگونه چندین دهه است در فوتبال فعالیت کرده‌اند؟ آیا فعالیت آنان تا به امروز بر مبنای عدم رعایت موازین قانونی بوده است؟ که اگر چنین بوده پس چگونه اجازه فعالیت داشته‌اند؟

از طرفی حال که این دو باشگاه بزرگ و پرطرفدار از فعال‌ترین باشگاهها طی چندین دهه بوده‌اند پس قاعدتاً تا این اندازه که مدیرکل امور باشگاههای وزارت ورزش اعلام کرده، بی‌نظم بی‌قانون و بی‌برنامه نبوده‌اند بلکه با آمدن دکتر سلطانی، اوضاع آنها بسامان‌تر شده است. تأیید همان که مصداق اغراق در اظهارنظرهای افشین داوری است.

در هر حال، بحث مهم واگذاری یا عدم واگذاری سرخابی‌ها در آینده‌ای نزدیک است. بحثی که باید بالاخره یکبار برای همیشه تمام شود و تا این اندازه از این دو باشگاه بزرگ مردمی، به نفع مدیران تبلیغ نشود.

بالاخره تا به امروز هر مدیری که در این دو باشگاه مسئولیت‌ پذیرفته است تلاش کرده تا به بهترین وجه ممکن امورات سرخابی‌ها را پیش ببرد و قاعدتاً با به وجود آمدن همه مشکلات ریز و درشت مالی و مالیاتی و نداشتن برخی از مجوزها و … که مدیرکل امور باشگاههای وزارت ورزش به آن اشاره داشت گرداندن این دو باشگاه بزرگ طی چندین دهه بدون اینکه از فعالیت آنها جلوگیری شود، نه تنها کار آسانی نبوده بلکه بسیار هم سخت بوده است که امّا مدیران گذشته از پس آن برآمده‌اند در حالیکه کسی مثل دکتر سلطانی‌فر هم نبوده است که به فکر آنان باشد.

اشاره به قسمتی از اظهارنظرهای افشین داوری، این ماجرا را بیشتر روشن می‌کند آنجا که اشاره کرده در مدت دو سال و نیم حضور دکتر سلطانی‌فر، اتفاقات خوبی برای این دو باشگاه رخ داده در حالیکه قبل از آن نبوده است.

داوری یادآوری می‌کند: «پیش از حضور دکتر سلطانی‌فر در وزارت ورزش و جوانان این دو باشگاه با بدهی‌های سنگین مواجه بوده و حامیان مالی مشخصی نداشتند، مالیات سنگین از سالهای دور این دو باشگاه را آزار می‌داد و برای گرفتن مجوز حرفه‌ای هم با مشکل روبرو بودند. هشت سال حسابرسی در آنها انجام نشده بود و شفافیت مالی هم نداشتند و وضعیت ثبت شرکت دو باشگاه به سرانجام نرسیده بود. امّا طی دو سال و نیم گذشته کاری سخت برای پرداخت بدهی‌های دو باشگاه و گرفتن مجوز حرفه‌ای آنان انجام شد که اگر نمی‌شد این احتمال وجود داشت که نتوانیم در لیگ قهرمانان آسیا حضور پیدا کنیم.

با انتخاب حامیان مالی و پرداخت بدهی‌‌ها که در مجموع ۵۵ میلیارد تومان بود مجوز حرفه‌ای دو باشگاه گرفته شد. مشکلات مالیاتی دو باشگاه هم خیلی زود مرتفع می‌شود که برای اولین بار به صورت مشخص تحویل وزارت اقتصاد و دارایی شده و مورد ارزیابی قرار گرفته است. هر دو باشگاه سالیان طولانی بود که حسابرسی نشده بودند و نیاز بود میزان درآمد و هزینه‌های آنان مشخص شود. اکنون به نقطه‌ای رسیده‌ایم که در سال ۹۵، ۹۶ و ۹۷ بخش حسابرسی‌ها به سرانجام رسیده و به طور مشخص آماده واگذاری هستند. هر دو باشگاه در حال حاضر دارای هیئت مدیره توانمند، تخصصی و فنی هستند و ساختارشان برابر قوانین و مقررات است و شفافیت‌ مالی وجود دارد و … از طرفی تمام مسائل و موارد مربوط به این دو باشگاه کاملاً شفاف به دستگاههای ذیصلاح مجلس و سازمان خصوصی‌سازی در دی ماه ۹۷ تحویل داده شد و منتظریم تا سازمان خصوصی‌سازی هرچه سریعتر، براساس قوانین و مقررات، زمان مزایده را اعلام کند. بدهی‌های انباشته سالهای دور استقلال و پرسپولیس مربوط به اشخاص مختلف، ارگانها، برخی از مربیان داخلی و خارجی و بازیکنان بود که سامان‌دهی شد و … که با این سیاست جدید، هم بدهی‌ها پرداخت شد و هم با درآمد مالی که این دو باشگاه از طریق حامیان مالی بدست آورده‌اند،‌ شرایط بسیار خوبی را در مسابقات داخلی و خارجی دارند.»

اینها، ماحصل اظهارنظرهای افشین داوری است که با تأیید آن می‌توان گفت امّا به شدت بوی اغراق می‌دهد و بارزترین آن، اشاره به شرایط بسیار خوب مالی آن برای مسابقات داخلی و خارجی است. موضوعی که اظهارنظرهای بازیکنان و کادر فنی این تیمها چه در جریان لیگ برتر و چه در جریان لیگ قهرمانان آسیا «شرایط درآمدی بسیار خوب را» نمی‌تواند بصورت صددرصد، تأیید کند. البته با پذیرفتن صددرصدی قسمت‌های دیگر اظهارنظرهای مدیرکل امور باشگاههای وزارت ورزش بخصوص در نگاه حمایتی دقیق به سرخابی‌ها،‌ باز هم می‌تواند این فرضیه قوت بگیرد که مدیران گذشته این دو باشگاه که قاعدتاً به اندازه مدیران و هیئت مدیره فعلی سرخابی‌ها، تخصصی و فنی هم نبوده‌اند! در زمانیکه وزیر ورزش دلسوزی میل دکتر سلطانی‌فر را هم کنار خود نمی‌دیده‌‌اند، با آن همه بدهی‌های انباشته مالی و مالیاتی و بی‌سر و سامانی و … همیشه و همه ساله چه در لیگ برتر کشور و چه در لیگ قهرمانان آسیا،‌ چرخ هر دو باشگاه را چرخانده‌اند و در آن شرایط ناگوار،‌ نگذاشته‌اند فعالیت سرخابی‌‌ها، معطل این و آن بماند!

از همه این موارد گذشته تجربه ثابت کرده که هر زمان مدیری از این دو باشگاه رفته، مدیر دیگری که آمده همواره به انتقاد از عملکرد مدیران گذشته پرداخته و از بدهکاری‌ها گفته است. بنابر این استنباط این موضوع که امروز چون وزارت ورزش متولی این دو باشگاه است و مدیران آن‌ها هم منتخبین وزارت ورزش، طبیعی است که بحث برطرف شدن همه مشکلات مطرح شود امّا برای ارزیابی دقیق‌تر ماجرا، شاید بد نباشد که منتظر مدیران بعدی بمانیم!

طی همین چند هفته اخیر هم اظهارنظرهایی از مدیران برکنار شده همین باشگاهها در رسانه‌ها مطرح شده که این فرضیه را، قوت می‌بخشد.

با این وصف اگر واقعاً این دو باشگاه در زمان زمامداری دکتر سلطانی‌فر به شکل واقعی، به بخش خصوصی واگذار شوند،‌ فارغ از همه تعریف و تمجیدهای اغراق‌آمیز وزارت ورزشی‌ها، از وزیر ورزش، از این نظر می‌توان کار دکتر سلطانی‌فر را تحسین کرد که قدمی بزرگ را که همیشه در ادوار گذشته هم مطرح بود امّا برداشته نشد، ‌برداشته است.

Email this page

نسخه مناسب چاپ