یادداشت
سخنی با نیروی انتظامی
سید مسعود رضوی
ماجراهای مربوط به برخورد با برخی منکرات خیابانی در شهرهای بزرگ و کوچک، به ویژه در پایتخت، حساسیت زیادی در افکار عموم ایجاد کرده و گاهی به یک موج و واکنش ناخوشایند بدل می‌شود که به راحتی در شبکه‌های اجتماعی و حتی حرف و سخن مردم در کوچه و خیابان‌ قابل فهم و دریافت است. نیروی انتظامی باید به شکل سیستماتیک و براساس نظرات متخصصان و صاحبنظران به آموزش مداوم پرسنل در محاوره، مجادله، منازعه و انواع مواجهه با مردم اهتمام نماید. این نهاد مهم که پایه و اساس امنیت اجتماعی و اعتبار قانون را برعهده دارد، سنگین‌ترین وظایف را بر دوش گرفته و تردید ندارم که اغلب و اکثر برادران و خواهرانی که در نیروی انتظامی مشغول کار و خدمت‌اند، خود نسبت به اهمیت کارشان بر زندگی هموطنان و ارج آنها نزد مردم و اجرشان نزد دادار یگانه واقف هستند.

اما شرایط کنونی کشور سخت‌تر از سابق شده و چند نکته وجود دارد که باید بدان توجه و براساس آن، انعطاف و تدبیر‌های تازه اندیشیده شود. اول اینکه فقر گسترش یافته و بسیاری از خانواده‌های طبقه متوسط در شهرها، درگیر مشکلات بی‌سابقه‌ای هستند. حقوقی که ده سال پیش به راحتی اجاره‌بهای مسکن و خرج و خوراک و ایاب و ذهاب و بهداشت و آموزش را تأمین می‌کرد، امروز فاقد کارآیی سابق است. بیان این مسئله در شرایطی که کشورمان درگیر تحریم و توطئه‌های فراوان شده و درآمدهای اصلی دولت از نفت و صادرات و خدمات بانکی بسیار محدود و به قول برخی وزرا یک جنگ تمام عیار محسوب می‌شود، نباید سیاه‌نمایی و عیب پنداری تلقی شود. بلکه عین واقعیت است. مردم بزرگ و نجیب و قهرمان ایران، برای حفظ این کشور و این خانواده بزرگ که نامش ملت ایران است، تمام این فشارها و سختی‌ها را تحمل کرده و می‌کند. تمام سالهای پس از انقلاب، نسل از پی نسل، جوان و پیر، زن و مرد، کوشیده و سختی‌های چند دوره تحریم، جنگ هشت‌ساله و هزاران مشکل و مصیبت و کمبود و مشکلات غیر قابل تصور را به جان خریده بازهم در رفراندوم و رأی‌گیری و تظاهرات و هر موضع‌دیگری به خیابان‌ها آمده و از وطن و ملت و انقلاب و نظام دفاع کرده‌اند.

با توجه به این مقدمات، اینک که تراکم جمعیت افزونتر و مشکلات مالی و اجتماعی بسیار فراتر از حد و حدود معمول نمایان شده، ممکن است برخی جوانان، از دختران برازنده و گرامی یا پسران عزیز و ارجمندمان هنوز برخی هنجارها را به درستی نیاموخته یا در اثر طغیان عواطف و احساسات که مقتضی این سن و سال است، لغزش‌هایی کوچک داشته باشند. آنان فرزندان همه ما هستند و کدام فرزندی است که خطا نکند و بر اثر اشتباهاتش تجربه نیندوزد و اصلاح نشود. این جوانان بزهکار نیستند، تنها شورمند و حساس هستند و به دلیل فقدان یا تنگنای فضاهای مناسب برای تفریح و ورزش و فراغت، گاهی در پارکها و شوارع عام، هیجانی بروز می‌دهند یا جلوه‌ای می‌فروشند. جلوه و خودنمایی نیز محصول طغیان و بلوغ انسان است و با تذکر و پیشگیری و آموزش مناسب، و نهایتاً با نهی از منکر و توضیح مستدل قابل رفع است.

با این توضیحات، امیدوارم برخوردهای سنجیده و زیبای نیروی انتظامی، بتواند مرز میان خشونت و قانونگرایی، سرکوب و اقناع عمومی را به خوبی مراعات کرده و پاسدار امنیت، قانون و حامی رضایت عموم مردم باشد. پلیس برآمده و فرزند ملت است و با نیروهای دیگر به کلی تفاوت دارد. مردم با دیدن پلیس باید احساس آرامش کنند. به این فرزندان برازنده و قدرتمند افتخار کنند و آنان را پشت و پناه خود بدانند. تنها بزهکاران و تبهکاران و سوء‌استفاده‌گران و جانیان باید از پلیس بترسند و اگر کسی تصور می‌کند خشونت یا ارعاب با مردم عادی می‌تواند نقشی در اصلاح جامعه و بهبود نظم و قانون داشته باشد، سخت به خطا می‌رود.

نکته دیگر آن که با توجه به فضای گرم و گرمای خفقان آور و هوای آلوده تهران و دیگر کلان‌شهرها، رواست به زمانبندی کارها و بسیاری از مشاغل و تمایلات خانواده‌ها برای گذار و گشت و دیدار و خرید امثال ذلک تجدید نظری صورت گیرد. مسأله‌ای که به عنوان زیست شبانه در نظر گرفته و مطرح شده، موضوع چند خانواده مرفه شمال شهری نیست که به سبک لاس وگاس به دور دور با پورشه و مازراتی و بنز و بی‌ام‌ دبلیو می‌پردازند و در کافه و کازینو وقت بگذرانند. موضوع خانواده‌های متوسط و حتی فقیر و حاشیه‌نشین و صدها و هزارها ـ بلکه میلیونها ـ شغل و تجارت و مغازه و کسب و کار دیگر است و این ایام گرم و طاقت فرسا، نمی‌تواند زمان و فضا و شرایط مناسبی باشد. باید توسع و تساهل ذهنی داشت و شرایط دشوار زندگی مردم و کسبه و جوانان را به درستی مورد توجه و ارزیابی قرارداد. می‌دانیم که شرایط ایران دشوار هست اما امنیتی و نظامی نیست و مردم ایران همواره سختی‌ها را پشت‌سر نهاده و از گذرگاه‌های دشوارتر هم عبور کرده‌اند. لذا چه لزومی دارد که دایره محدودیت‌ها را دائماً تنگ‌تر کنیم و در فضاهای واقعی، شرایط حقیقی و دنیای مجازی فقط دیوار بکشیم و محدودیت ایجاد کنیم و فیلترینگ بسازیم!

اگر شرایط خاص و ویژه‌ای هم پیش آید، مردم ایران خود پیشگام خواهند بود و به جان و دل به کمک دولت و نظام خواهند آمد و در حفظ حریم وطن و امنیت ملی خواهند کوشید. زیست‌ شبانه، اینک تنها گریز از گرما و مقابله روانی اکثریت مردم میهن برای گذر از شرایطی دشوار است، شرایطی دشوارتر از جنگ، و آخرین سخن آنکه اگر تغییرات مزبور ضروری است، مجریان نباید خود دست به اقدام بزنند، بلکه مجلس قانونی بگذارد و ادله و استدلالهای قانع کننده را به موکل، یعنی ملت ایران گزارش دهد. اگر نه شورای امنیت ملی ابلاغ کند و توضیح دهد. نمی توان با یک دو بخشنامه، چنین موضوعات حساسی را به کل جامعه و نظام حیات اجتماعی و روابط پیچیده مردم، تسری داد.

Email this page

نسخه مناسب چاپ