سرایه
فلک در نیکویی انصاف دادت

سرگردن کشان گردن نهادت

جهان از فتنه آبستن شد آن روز

که مادر در جهان حسن زادت

به شام آورد روز عمر ما را

امید وعده‌های بامدادت

ز بس خون‌ها که می‌ریزی به غمزه

شمار کشتگان ناید به یادت

گر از خون ریختن شرمت نیاید

ز رنج غمزه باری شرم بادت

همه در خون خاقانی کنی سعی

نگویی آخر این فتوی که دادت

خاقانی

code

Email this page

نسخه مناسب چاپ