سرایه
یک شب، ای ماه جهان افروز من
بر من آی و باش صبرآموز من
نیست یک ذره تو را دل گرمیی
گر چه صد دل پخته گشت از سوز من
از چه روزم شد سیه، مانا فتاد
سایه شب‌های من بر روز من
گریه هم بر من شبیخون می‌کند
خسروا، بین لشکر فیروز من
امیرخسرو دهلوی

code

Email this page

نسخه مناسب چاپ