سرایه
از بس که کند زلف تو با روی تو راز

بیم است که از رشک کنم کفر آغاز

من بنده بادی شدم، ای شمع طراز

کاو زلف تو، از روی تو بردارد باز

مهستی گنجه‌ای

code

Email this page

نسخه مناسب چاپ