یادداشت سردبیر
سرمایه رها شده
علیرضا خانی
هفته اول خرداد هفته بهره‌وری۱ بود که مفهومی فوق العاده مهم اما رها شده است. اگر به طور خلاصه بخواهیم بهره‌وری را تعریف کنیم می‌توانیم بگوییم آنچه در فرهنگ ما در منقبت صرفه‌جویی و در مذمت اسراف و تبذیر و در مدح بهره‌گیری درست از منابع آمده است، همه‌اش در معنای بهره‌وری متجلی است.

‏بهره‌وری عبارتست از حداکثر بهره‌گیری بهینه از توان، استعداد و مهارت نیروی انسانی، زمین، پول، تجهیزات، زمان، مکان و…به منظور ارتقاء رفاه جامعه. بهره‌وری یعنی با نیروی کار کمتر، انرژی کمتر، مواد اولیه کمتر، فضای کمتر و در زمان کمتر تولید بیشتر داشته باشیم یا با انرژی، نیروی کار، مواد و فضای فعلی تولید بیشتر به دست آوریم. بهره‌وری یعنی میزان خروجی و سود یک سازمان نسبت به هزینه‌ها‎.‎‏ بهره‌وری به معنای دقیق‌تر یعنی میزان «اثربخشی»۲ و «کارایی»۳ یک سازمان، نهاد، کارخانه، شرکت یا نظام اجرایی و سیاسی.‏

بهره‌وری یک دیدگاه فکری است که در دیار ما مغفول مانده است. یک طرز تفکر برای تداوم پیشرفت و بهبود هر آنچه که وجود دارد. بهره‌وری اطمینان به قابلیت انجام کارها هر روز بهتر از روز قبل است. تلاشی پیوسته برای به‌کارگیری تکنیک‌های جدید و روش‌های جدید است. بهره‌وری مهارت در توسعه انسان است. بهره‌وری کاهش ضایعات است، کاهش پسماندهای تولید است، کاهش آلاینده‌هاست. بهره‌وری حفظ محیط زیست است.‏

‏امروزه در اقتصاد کلیه کشورها چه کشورهای توسعه یافته و چه در حال توسعه بهره‌وری به اولویتی ملی تبدیل شده است. بهره‌وری می‌تواند موجبات رشد اقتصادی و کنترل تورم را فراهم کند و دستیابی به سطح بالای استاندارد زندگی، رفاه ملی و بهزیستی مردم را میسر سازد. اما در اقتصاد کشور ما که از پشتوانه بزرگ تاریخی و فرهنگی در استفاده بهینه از منابع و جلوگیری از اتلاف منابع ارزشمند طبیعی برخوردار است۴، بهره‌وری مفهومی رها شده است به شکلی که به تایید کارشناسان حوزه صنعت و کشاورزی، ما در این هر دو حوزه یکی از بالاترین میزان ضایعات در جهان را داریم.‏

بهره‌‌وری قبل از اینکه به‌عنوان یک شاخص اقتصادی و یا عامل توسعه مطرح شود یک فرهنگ است. برای اینکه بهره‌وری در یک جامعه پایگاهی پیدا کرده و ماندگار شود و در متن عقاید و سنت‌های بومی ریشه بدواند، باید نه تنها به عنوان یک معیار اقتصادی صرف، بلکه به‌عنوان یک اندیشه و تفکر قلمداد شود.‏

بهره‌وری یک موضوع عام است که به جامعه بر می‌گردد و همه افراد و اقشار و سطوح جامعه را در بر می‌گیرد. بهره‌وری یعنی هزینه را کاهش دهیم و از آن طرف با صرفه‌جویی در زمان، محصولات را با کیفیت بهتری تولید کنیم.

بطور کلی عوامل مؤثر برای افزایش سطح بهره‌وری را می‌توان چنین برشمرد:‏

۱ـ بهبود کیفی نیروی کار، اعم از مدیران و کارکنان ۲ـ بهبود روابط حاکم بین مدیر و کارکنان ۳ـ بهبود در بکارگیری رهاوردهای فناورانه ۴ـ توجه و اصلاح عوامل محیطی ۵ـ نوآوری و خلاقیت و امکان بروز آن توسط کارکنان.

با توجه به ماهیت عوامل فوق، آشکار است که بهبود بهره‌وری نیازمند برنامه‌ریزی در سطح حاکمیتی و ملی است. از برنامه سوم توسعه به بعد، به موضوع بهره‌وری پرداخته شد و در برنامه چهارم هدف‌گذاری شد که باید۳۰ درصد از رشد اقتصادی از محل بهره‌وری حاصل شود.‏

علی رغم تاکید برنامه‌های توسعه‌ای کشور، به گفته رئیس انجمن بهره‌وری، رشد بهر‌ه‌وری کل از سال ۸۴ تا ۹۶ یک دهم درصد بوده است. دربرنامه‌های پنجم و ششم توسعه، رشد تولید ناخالص داخلی (رشد اقتصادی) ۸ درصد پیش‌بینی شده بود که باید یک سوم آن( معادل ۵ر۲ درصد) از طریق بهره‌وری تأمین می‌شد با این حال تنها ۶ دهم درصد حاصل شده است و بر اساس آمار میانگین بهره‌وری در حال حاضر صفر است.‏

امروزه در همه کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه، بهره‌وری در زمره اصلی‌ترین اولویت‌های حاکمیتی در اقتصاد است به عنوان مثال۳۰ تا۵۰ درصد رشد اقتصادی کشورهای مختلف از محل بهره‌وری است و حتی در کشور ژاپن این عدد بالای۵۰ درصد است.‏

بهره‌وری، اتفاقاً در زمانه تنگنا و تحریم ضروری‌تر و کارآمدتر است اما رئیس انجمن بهره‌وری تائید می‌کند که علیرغم اینکه وضع بهره‌وری در کشور بسیار اسفبار است، تقاضایی برای بهبود بهره‌وری در کشور نداریم؛ مدیران ما فکر می‌کنند همه چیز را می‌دانند و در مدیریت منابع انسانی بهترین هستند!

پی نویس:‏

۱ـ مفهوم‏ «بهره‌وری» ‏‎(productivity)‎‏ نخستین بار توسط فردی به نام «کوئیزنی» در سال ۱۷۷۶ (میلادی) به کار برده شد. بیش از یک قرن بعد یعنی در سال ۱۸۳۳ (میلادی) فردی به اسم «لیترِ» بهره‌وری را «قدرت و توانایی تولید کردن» تعریف کرد. واژه بهره‌وری با گسترش انقلاب صنعتی و جهت افزایش سودمندی حاصل از نیروی کار، سرمایه و مواردی از این دست گسترش یافت.

۲ـ اثربخشی (‏effectiveness‏): میزانی که فعالیت‌های برنامه‌ریزی شده تحقق یافته و نتایج برنامه‌ریزی شده بدست آمده است.

۳ـ کارایی (‏efficiency‏): رابطه میان نتایج به دست آمده با منابع استفاده شده‎.‎

۴ـ نمونه‏‌های متعددی از تلاش برای به حداکثر رساندن بهره‌وری در فرهنگ کهن ما وجود دارد. برای نمونه باغداران یزدی کوزه‌های سربسته آب را در کنار درختان دفن می‌کردند تا با چسبیدن ریشه گیاه به بدنه بیرونی آن، آبرسانی با اقتصادی‌ترین شیوه ممکن انجام شود و «آب گرانبها» هرز نرود.‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ