سرکوب؛ راهبرد قطعی آل سعود
 

عربستان سعودی اخیرا با اعدام شماری از شهروندان این کشور بار دیگر بی توجهی آشکار خود به حقوق بشر و تلاش برای تقویت فضای امنیتی را نشان داد، اقدامی که بسیاری از نهادهای بین المللی آن را نقض آشکار حقوق بشر به شمار می آورند.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش‌های خبری ایرنا، وزارت کشور عربستان اخیرا از اعدام ۳۷ نفر از شهروندان این کشور با عنوان آنچه که اتهام تروریستی و ارتباط با تروریسم خواند، خبر داد. این اعدام‌ها در شهرهای مکه، مدینه و ریاض و همچنین در منطقه عمدتاً سنی نشین و منطقه شرقیه محل سکونت اکثریت اقلیت شیعه این کشور، انجام شده است. عربستان این افراد را که اکثر آنها شیعه بودند، به روشی وحشیانه گردن زد و طبق گزارش سازمان ملل متحد، دست‌کم سه نفر از آنان زیر سن قانونی بودند. اگرچه آمریکا و رژیم صهیونیستی در این باره سکوت اختیار کرده‌اند اما گردن ‌زدن دسته‌جمعی و خشن شماری از زندانیان به اتهام فعالیت‌های تروریستی در عربستان، موج گسترده‌ای از اعتراض‌ها و انتقادها را در پی داشته است.

تقویت فضای امنیتی در عربستان در سایه زمامداری محمد بن سلمان

روزنامه «العربی الجدید» چاپ لندن نوشت: «محمد بن سلمان» ولیعهد عربستان با وجود انتقادهای بسیار حکم اعدام را اجرا کرد و با این اقدام خود، انتقادهای بین المللی را نادیده گرفت. ولیعهد عربستان دیگر به افکار عمومی جهان توجهی ندارد، بلکه بزرگترین دغدغه وی تقویت قدرت امنیتی مورد خواست خودش است. این مرحله پیشرفته ای از انکار واقعیت‌ها است. مقام‌های آل سعود تلاش می کنند با متهم کردن اقلیت شیعه به همکاری با تروریست‌ها به اعدام‌های هدفمند خود رنگ و بوی قانونی بخشند و با این اقدام خود فرصت را از منتقدانی که همواره از کارنامه سیاه حقوق بشری انتقاد می کنند، بگیرند. این اعدام‌ها در شرایطی صورت گرفت که در سطح جهانی انتقادها از عربستان و محمد بن سلمان به دلیل سرکوب مخالفان افزایش یافته است. او با سرکوب و شکنجه مخالفان خود می‌خواهد این پیام را به داخل عربستان برساند که دارای قدرتی است که می تواند همه را هدف قرار دهد. روزنامه «الاخبار» لبنان نیز نوشت: عربستان با رهبری محمد بن سلمان سیاست سرکوب مردم را پیش می برد. موج خشم جهانی در اعتراض به قتل «جمال خاشقجی» و عکس العمل‌ها برای محکوم کردن حمله‌های سرکوبگرانه و بازداشت‌های پی در پی و موضع‌گیری آکنده از خشم درباره جنایت‌های سعودی‌ها در یمن هم موفق نشده‌اند به گستاخی‌های این شاهزاده سرکش پایان دهند. او برای سرکوب همه مردم عربستان تلاش می کند. گستاخی‌های بن سلمان نشان می دهد که او اطمینان دارد که کشورهای غربی هم به دلیل منافع خود علیه وی اقدام نمی‌کنند. اعدام‌های اخیر فضای رعب و وحشت را در عربستان حاکم کرد و نشان داد که میان عربستان با آمریکا و اسراییل در این زمینه هماهنگی وجود دارد.

روزنامه «عربی ۲۱» مصر هم در این خصوص نوشت: «مضاوی رشید» مخالف عربستانی گفته است اعدام‌های جمعی اخیر در عربستان به اعتراض‌های مسالمت آمیز و جنبش شیعیان در این کشور پایان نخواهد داد و شیعیان به مبارزه خود برای برپایی عدالت تلاش خواهند کرد. این افراد در شرایطی متهم به همکاری با تروریست‌ها، جاسوسی، گسترش تشیع، توطئه برای برهم زدن امنیت و ارتکاب جنایت قتل شده و اعدام شده اند که هیچ کسی درباره ۱۵ تن از افرادی که در جنایت قتل جمال خاشقچی در داخل کنسولگری عربستان در استانبول نقش داشتند، متهم نشده و هیچ نامی از این افراد برده نشده است. حتی اگر جنایت این افراد هم ثابت شود هیچ کدام از آنان اعدام نخواهد شد. اعدام دسته جمعی این ۳۷ تن به منزله ریشخند گرفتن عدالت است. زیرا نمی توان به نظام سیاسی که دستگاه قضایی زیر کنترل آن است، اعتماد کرد. این محاکمه‌ها که در آن تحت شکنجه اعتراف گرفته می شود، اعتبار دستگاه قضایی را از بین می برد.

افزایش انتقادها از کارنامه سیاه حقوق بشری عربستان

روزنامه العربی الجدید نیز نوشت: بسیاری از نهادهای بین المللی این اعدام‌ها را محکوم کردند. «میشل باشله» رئیس شورای حقوق بشر سازمان ملل با انتشار بیانیه ای عنوان کرد: در پیش نگرفتن اقدامات مناسب و نبود ضمانت‌های عادلانه در دادگاه‌ها و اعتراف گیری از طریق شکنجه نگران کننده است.سازمان عفو بین الملل هم گفت کسانی که اعدام شده اند در نتیجه محاکمات صوری اعدام شده اند. «لین معلوف» مدیر پژوهش‌های خاورمیانه ای در سازمان عفو بین الملل هم گفت اعدام‌های دسته جمعی نشانه ترسناکی از تحقیر حیات بشری توسط سردمداران سعودی است. این اقدام شاخص ترسناکی درباره چگونگی استفاده از مجازات اعدام به عنوان ابزاری سیاسی برای سرکوب مخالفان شیعه در داخل است.

«مایکل بیج» معاون سازمان دیده بان حقوق بشر (هیومن رایتس واچ هم گفت اعدام‌های جمعی بخشی از رفتار نظام‌های اصلاح طلب نیست. بلکه این از ویژگی‌های دولت‌های استبدادی است که تابع هوا و هوس سردمداران آن است. اعدام در هیچ شرایط راه حل مناسبی نیست و اعدام دسته جمعی در عربستان نشان می‌دهند که رهبر کنونی عربستان به طور کلی به بهبود کارنامه سیاه حقوق بشری عربستانی هیچ توجهی ندارد.به نوشته تارنمای شبکه خبری «الجزیره»، «تنزین دوریه» رئیس کمیسیون بین المللی آزادی مذهبی آمریکا وابسته به وزارت امور خارجه این کشور با انتشار بیانیه ای گفت اعدام شیعیان در عربستان که به دلیل هویت دینی و جنبش مسالمت آمیز آنان صورت گرفته است نه تنها تصادفی نیست، بلکه این موضوع به طور مستقیم با گفتمان رسمی ریاض درباره اصلاحات و بهبود شرایط آزادی‌های دینی در تناقض است. همچنین پارلمان اروپا از این اعدام‌ها انتقاد کرد و به دلیل رعایت نشدن اصول قانونی و اعمال شکنجه برای گرفتن اعتراف این موضوع را ترسناک توصیف کرد. به نوشته صفحه عربی تارنمای «فرانس ۲۴»، اتحادیه اروپا هم اعدام ۳۷ تن از سعودی‌ها را به منزله نادیده گرفتن حقوق بشر به شمار آورد و هشدار داد با توجه به اینکه بیشتر این افراد شیعه بود این موضوع می تواند جنگ‌ها و تنش‌های مذهبی را به دنبال داشته باشد.

سعودی و خطرِ ماه عسل با دولت مستعجل

سعودی این روزها ماه عسل روابط خود با ایالات متحده آمریکا را سپری می کند؛ ماه عسلی به خرج جیب پر پول حکام ریاض و با طرفی که بقا و وفای آن ضمانتی ندارد. اظهارات اخیر «دونالد ترامپ» در جمع حامیانش با این وصف که «عربستان کشور ثروتمندی است و ایالات متحده نمی تواند از پول آن صرفنظر کند»، یک بار دیگر منفعت طلبی صرفِ رئیس جمهوری آمریکا در ارتباط با عربستان سعودی را عیان کرد؛ واقعیتی که اگر چه مانند روز روشن است ولی گویا حاکمان ریاض آن را به دلایل مختلف نادیده می‌انگارند. در شرایطی که رئیس جمهوری آمریکا در پیمان شکنی و خروج یکجانبه از توافق‌های بین‌المللی، ید طولایی دارد، این پرسش مطرح می شود که حاکمان سعودی چرا و با چه امید و تضمینی در برابر واشنگتن، چنین گشاده دستانه از کیسه خرج می کنند؟

آمریکا و عربستان؛ روابطی که ممکن است درگیر تلاطم شود

وقتی ترامپ در ابتدای ۲۰۱۷ سکان اداره آمریکا را در دست گرفت، تقریبا ۲ سالی از سلطنت «سلمان بن عبدالعزیز» در عربستان می‌گذشت. به دلیل حاکمیت دموکرات‌ها و نگاه خاص آنان، عرصه کنشگری ضدایرانی برای سعودی‌ها و صهیونیست‌ها دست کم در قبال توافق هسته‌ای چندان فراهم نبود. ناکامی ریاض و تل آویو در پیشبرد پروژه ایران هراسی و سنگ‌اندازی در مسیر توافق هسته ای نشان می داد که شرایط بر وفق مراد خانواده سلمان و «بنیامین نتانیاهو» نیست. زمانی که ترامپ وارد عرصه رقابت‌های انتخاباتی آمریکا شد، شعارهایش به ویژه علیه ایران به مذاق ریاض خوش آمد و این همزمان بود با هراس سعودی‌ها از رویکردهای این نامزد جنجالی که می گفت آمریکا دیگر به طور مجانی امنیت کشورهای دیگر را تامین نمی‌کند. پس از استقرار ترامپ در کاخ سفید اما امید ولیعهد جوان عربستان برای کاهش قدرت منطقه‌ای ایران افزایش یافت. از آن پس، هدف مشترک تقابل با تهران، بیش از پیش به تقویت محور غربی- عربی- عبری انجامید. سلمان و پسرش بر خلاف سنت پادشاهی سعودی و اسلاف خود، در عرصه داخلی و سیاست خارجی محافظه‌کاری را کنار گذاشتند تا با تلاش برای جلب حمایت آمریکا به هرقیمتی، مشروعیت خود را ترمیم کنند و به واسطه آن راحت تر و بی‌پرده تر اهداف زیاده خواهانه خود در منطقه را پیش ببرند. سعودی‌ها برای جلب حمایت آمریکا چیزی نداشتند جز ثروت هنگفت ناشی از درآمدهای نفتی؛ ثروتی که اتفاقا توانسته ترامپ تاجرمآب را جَلد پول پاشی سعودی‌ها کند. چنین است که رئیس جمهوری آمریکا در جمع حامیان خود در ایالت «ویسکانسین» با لحنی که از دید بسیاری ناظران تحقیر آمیز است، گفت: «گرفتن پول از پادشاه سعودی از دریافت اجاره املاک در نیویورک راحت‌تر است. ببینید، عربستان سعودی کشور بسیار ثروتمندی است و ما از آنها دفاع می‌ کنیم. در واقع داریم برای آنها هزینه می ‌کنیم و آنها چیز دیگری جز مبالغ زیادی پول نقد ندارند… ما برای دفاع از آنها هزینه می‌ کنیم و آنها – در مقابل- خریدهای کلانی از ما می‌کنند.. آنها ۴۵۰ میلیارد دلار از ما خرید می‌کنند».اگرچه ریاض و واشنگتن این روزها روابط نزدیکی را تجربه می کنند، اما با توجه به سبقه آمریکا در پیمان شکنی و خروج از معاهدات بین المللی، مشخص نیست این ماه عسل تا چه زمانی ادامه داشته باشد. آنچه رهبران سعودی نادیده می گیرند این است که با توجه به ماهیت متغیر و سیال تحولات بین المللی، به محض اینکه هزینه‌های حمایت از عربستان از فایده‌های آن برای آمریکا بالاتر رود، این ماه عسل به پایان می رسد. ماجرای قتل «جمال خاشقجی» و هزینه‌های حمایت از بن سلمان برای ترامپ نشان داد که این معامله می تواند تاریخ انقضا یابد. با این حال این باور مخصوصا نزد سعودی‌ها وجود دارد. تا زمانی که جریان دلارهای نفتی به سوی آمریکا روان است، ریاض و واشنگتن در یک جبهه قرار دارند. افزون بر آن، از دید برخی ناظران ممکن است حاکمیت ترامپ، دولت مستعجل باشد. با توجه به قوت گرفتن احتمال پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا، بعضی می گویند ممکن است این دوره دوام چندانی نداشته باشد و به زودی سعودی‌ها را متوجه اشتباه استراتژیکشان در پول پاشی برای ترامپ کند. ورود موفق «جو بایدن» سیاستمدار کهنه کار دموکرات آمریکا به عرصه انتخابات و جذب سریع و قابل توجه کمک‌های مالی مردمی برای کارزار انتخاباتی اش برای آمریکایی‌ها معنادار است. بایدن، در کمتر از ۲۴ ساعت توانست ۶٫۳ میلیون دلار کمک مالی برای کارزار انتخاباتی خود دریافت کند. به گفته سخنگوی کارزار انتخاباتی او ۹۷ درصد این کمک‌ها از طریق اعانه‌های اندک و زیر ۲۰۰ دلار بوده است. از دید ناظران دریافت اعانه‌های اندک از طریق اینترنت، از مقبولیت مردمی بایدن حکایت دارد و از شانس بالای او برای هماوردی انتخاباتی با ترامپ خبر می دهد.

ترامپ؛ شریکی غیرقابل اطمینان

اعلام ترامپ برای خروج قریب الوقوع واشنگتن از «پیمان تجارت بین المللی تسلیحات»، برگی دیگر بر دفتر پیمان شکنی‌های وی می افزاید. عهدشکنی‌های رئیس جمهوری جمهوریخواه آمریکا گویا پایانی ندارد. در نظر رئیس جمهوری تاجرمآب آمریکا، هر آنچه در راستای منافع اقتصادی واشنگتن نباشد و به نوعی آزادی عمل این کشور را محدود کند، قابل بازنگری است؛ خواه معاهده ای دو جانبه باشد، یا پیمانی بین المللی. اظهارات اخیر رئیس جمهوری آمریکا در بیان خروج فوری از پیمان تجارت تسلیحات مبنی بر اینکه «تحت مدیریت من، هرگز تمامیت ارضی آمریکا را به کسی تسلیم نخواهیم کرد» ناظر بر همین واقعیت است که گویا از دید رهبران سعودی پنهان مانده است. خروج یکجانبه آمریکا از توافق بین‌المللی هسته‌ای و احیای تحریم‌ها علیه ایران، اگرچه به مذاق ریاض خوش آمده و مورد تایید رهبران سعودی است، ولی به نوعی مهر تاییدی بر رفتارهای غیر قانونی و خارج از عرف بین المللی آمریکا است؛ مساله‌ای که ممکن است به زودی دامن خود سعودی‌ها را هم بگیرد. ترامپ پس از خروج یک طرفه از برجام، پیمان توافق آب و هوایی پاریس، پیمان همکاری ترانس-پاسیفیک، نفتا و … اکنون با اعلام قریب الوقوع خروج از توافقنامه تجارت بین المللی تسلیحات نشان داده به تعهدات بین‌المللی خود وقعی نمی نهد. از این رو است که «محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه کشورمان به تازگی در گفت و گو با «فاکس نیوز» گفت: پیام اقدامات دولت ترامپ این است که آمریکا قابل اتکا نیست. ولی سعودی‌ها در برابر چنین آمریکای غیر قابل اتکایی، همچنان تسلیمند و برای جلب رضایت و حمایت ترامپ روی اسب شرط بندی می کنند که تکتازی آن دائمی نیست.

رژیم آل خلیفه مجری سیاست‌های عربستان

با توجه به تنش کلامی میان ایران و بحرین بر سر تنگه هرمز، یک کارشناس مسائل خاورمیانه می گوید مواضع رژیم آل خلیفه چیز جدیدی نیست و در راستای سیاست‌های عربستان در منطقه شمرده می شود.به گزارش گروه تحلیل،تفسیر و پژوهش‌های خبری ایرنا،سرلشکر «محمد باقری» رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در حاشیه بیست و سومین همایش سراسری فرماندهان در پاسخ به تحریم نفتی ایران توسط دولت آمریکا تاکید کرد که اگر نفت ما از تنگه هرمز عبور نکند نفت دیگر کشورها نیز از این تنگه عبور نخواهد کرد. «شیخ خالد بن احمد آل خلیفه»، وزیر امور خارجه بحرین، در اظهاراتی بیان داشت: که به ایران اجازه داده نمی‌شود که حتی برای یک روز هم تنگه هرمز را ببندد. «عباس موسوی » سخنگوی وزارت خارجه نیز در پاسخ به اظهارات وزیر امور خارجه بحرین، گفت: جمهوری اسلامی ایران بر امنیت تنگه هرمز به عنوان شاهراه تأمین و ترانزیت انرژی جهان مادامی که منافع مردم ایران از این تنگه مهم و حیاتی تأمین شود، تاکید دارد. سخنگوی وزارت خارجه کشورمان تصریح کرد: از روی خیرخواهی و حق همسایگی به مقامات این کشور ذره ای وابسته هم توصیه می کند حد و اندازه خود را در تهدید بزرگتر از خود بشناسند. قرن‌ها پیش حکیمان پارسی گفته اند: مگسی کجا تواند که بیفکند عقابی!.با توجه به اهمیت موضوع پژوهشگر ایرنا، با «رضا کلهر» کارشناس مسائل خاورمیانه به گفت و گو پرداخت.

اظهارات مقامات بحرینی در مورد بستن تنگه هرمز

این کارشناس مسائل خاورمیانه در ابتدای این گفت و گو بیان داشت: سیاست بحرین را نمی توان جدا از سیاست‌های هژمونی عربستان در منطقه تحلیل کرد از این رو نمی توان گفت که بحرین به عنوان یک کشور در مورد تنگه هرمز اظهار نظر کرده است باید در مجموع شورای همکاری خلیج فارس و همچنین عربستان سعودی را مد نظر قرار دهیم.وی افزود: موضوعی که بحرین در مورد آن صحبت کرده است حرف جدیدی نیست و نیاز به موضع جدی جمهوری اسلامی در این مورد ندارد. مقامات بحرینی حرف‌های مقامات عربستان در مورد جمهوری اسلامی را تکرار می کنند و این موضوع در مورد بحرین تازگی ندارد.وی همچنین گفت: رژیم آل خلیفه با توجه به اکثریت شیعی بودن مردم بحرین، نسبت به مواضع ایران در منطقه احساس خطر می کند و در راستای سیاست‌های عربستان اعلام نظر می کند و این برای جمهوری اسلامی با توجه به ذره ای بودن این کشور چندان قابل اهمیت نیست.

تهدید بستن تنگه هرمزتوسط ایران

کلهر اظهار داشت: این که مقامات بحرینی می گویند ایران توان بسته شدن تنگه هرمز را ندارد و باعث انزوای جمهوری اسلامی می شود بی اساس است خود کشورهای حاشیه خلیج‌فارس به قدرت موشکی ایران در منطقه واقف هستند. وی گفت: تهدید به بستن تنگه هرمز به انزوای جمهوری اسلامی منجر نمی‌شود از سوی دیگر همه جهان هم می دانند که ایران می‌تواند به این اقدام دست بزند و مقامات آمریکایی از قدرت ایران در مورد این تهدید آگاهی کامل دارند.این کارشناس مسائل خاورمیانه اظهار داشت: جمهوری اسلامی ایران برای اعمال قانون خود در منطقه اقدام می کند و به نظر می رسد راه دیگری هم وجود ندارد یعنی غرب و متحدانش باید بداند اگر بخواهند جمهوری اسلامی را در صحنه جهانی تحریم کنند باید تاوانی پس بدهند و تهدید بستن تنگه هرمز، ممکن است یکی از واکنش‌های احتمالی ایران باشد که غرب ممکن است در قبال آن تاوان پس بدهد .

وی خاطر نشان کرد: بر اساس آمارهای بین‌المللی، حدود ۳۰ درصد از نفتکش‌های جهان از تنگه هرمز می‌گذرند. حدود ۸۰ درصد محموله‌های نفتی که از تنگه هرمز می‌گذرد راهی آسیا، به‌ ویژه هند و چین می‌شود که از بزرگترین شرکای تجاری ایران هستند. اروپا نیز بخش اندکی از نفت خود را از منطقه خاورمیانه وارد می‌کند. و این منطقه استراتژیک از نظر اقتصاد جهانی محسوب می شود. این کارشناس در مورد مواضع ریاض در قبال ایران گفت: عربستان نفت خود را عمدتاً از مسیر دریای سرخ به اروپا ارسال می‌کند و این کشور از متحدین آمریکا در منطقه است و در راستای سیاست‌های آمریکا در منطقه موضع گیری می نماید و بارها در مقابل تهدید بستن تنگه هرمز توسط ایران موضع گیری نموده است.

قطع روابط دیپلماتیک ایران وبحرین

کلهر در ادامه بیان داشت: در دی ۱۳۹۴، و پس از قطع روابط دیپلماتیک عربستان با ایران به دنبال حمله به کنسولگری این کشور در ایران، وزارت خارجه بحرین در ادامه پیروی از سیاست‌های عربستان سعودی، با صدور بیانیه‌ای از قطع روابط دیپلماتیک خود با ایران خبر داد و به دیپلمات‌های ایرانی در منامه مهلت داده تا این کشور را ترک کنند که البته دفاتر دیپلمات این کشور در ایران نیز بسته شد.وی افزود: واقعیت این است که بحرین یکی از استان‌های عربستان محسوب می شود در کل منطقه اگر بررسی کنیم هیچ کشوری تابعیتی که بحرین از عربستان دارد را دنبال نمی کند حتی برخی از کشورهای عربی همانند قطر و کویت در قبال موضع گیر‌های بحرین در منطقه نسبت به موضوعات خاورمیانه، موضع گیری کردند. کلهر اظهار داشت: بحرین تابعیت محض از عربستان دارد و دور از انتظار نیست که هر وقت ریاض در موردی موضع گیری نمود، این کشور نیز به پیروی از سیاست‌های عربستان موضع گیری نماید در مسیر آینده نیز همین وضعیت ادامه پیدا می کند رابطه ایران و بحرین در وضعیت فعلی پرتنش بوده و بعد از حمله به سفارت عربستان در تهران، منامه رابطه دیپلماتیک خود با تهران قطع کرده است.

ایران و جنبش شیعی در بحرین

وی اضافه کرد: به لحاظ دموکراتیک و به لحاظ معیارهای خود غربی‌ها یک گروه اکثریت شیعه تحت حکومت گروه اقلیت سنی هستند اگر واقعیت این است که دموکراسی باید در جهان معیار باشد این خواسته در بحرین زیر پا گذاشته می شود و سیاست جمهوری اسلامی ایران در قبال بحرین در جهان خریدار دارد و موضع گیر‌های تهران در این زمینه برحق است و نیاز به توجیه بین المللی ندارد. این کارشناس مسائل خاورمیانه اظهار داشت: بسیاری از اکثریت شیعه بحرین، که تحت حکومت سنی‌ها هستند می گویند علیه آنها تبعیض قائل می‌شوند و در جریان تحولات مشهور به بهار عربی، بحرین نیز صحنه تجمع‌های بزرگ اعتراضی بود که از طرف نیروهای امنیتی بحرین، با همکاری نیروهای عربستان، به شکل خشونت‌باری سرکوب شد اما این جنبش به رهبری «شیخ عیسی» قاسم برای اعاده حقوق از دست رفته مردم بحرین با وجود سرکوب‌های شدید رژیم آل خلیفه ادامه دارد .

Email this page

نسخه مناسب چاپ