یادداشت
سنگ بزرگ، علامت نزدن
فتح الله آملی
سازمان برنامه و بودجه سرانجام چهارچوب اصلاح ساختاری بودجه با رویکرد قطع وابستگی مستقیم بودجه به نفت را در قالب یک کتابچه۴۰صفحه‌ای که ۸ صفحه آن مقدمه و ۳۲صفحه آن چکیده و نسخه مقدماتی طرح است ارائه داد. ظاهراً آنچه که در این جزوه یا کتابچه آمده لبیک به درخواست و دستور رهبری در آذرماه سال گذشته برای تهیه نقشه راه و برنامه کلی اصلاح ساختار عمومی و کاهش کسری بودجه دولت با افق دوساله ۸۸ و ۹۸ بوده که قرار است در شورای عالی هماهنگی اقتصادی تصویب و بودجه۹۸ نیز در همین چهارچوب اصلاح گردد. در اینکه این رساله یک پژوهش دانشگاهی و حاوی مطالب مفید، حرف‌های خوب و ایده‌های قشنگ و نکات مثبت قابل توجهی است حرفی نیست اما بد نیست بدانیم که ما در کشور، در همایش‌ها و صدها هزار رساله دانشگاهی، در اجلاس‌ها و گردهمایی‌های علمی، به قدر کافی حرف می‌زنیم و رساله بیرون می‌دهیم و گاه به اندازه انگشت‌های دو دست هم بدان عمل نمی‌کنیم و لذا نیازی به پیوستن سازمان محترم برنامه به این جمع و محفل نیست. از آذر گذشته تا خرداد۹۸ شش ماه گذشته و تازه این نقشه راه تهیه شده است که بخش قابل توجهی از آن نشانه چندانی از نقشه راه عملیاتی و کوتاه مدت را مدنظر ندارد و بیشتر به یک رساله یا مقاله دانشگاهی شبیه است که یک دانشجوی اقتصاد یا مدیریت استراتژیک در مقطع فوق‌لیسانس یا دکترا با همکاری یک استاد راهنما آن را تهیه می‌کند. اکثر موارد مطرح شده در این بررسی مفصل و پر از توصیه و توضیح و کلیات، در گذشته و به کرّات در رسانه‌ها و در مقالات اساتید و فعالان اقتصاد و تجارت مطرح شده و چندان نکته تازه‌ای در آن یافت نمی‌شود و یا بهتر است بگوئیم توصیه‌هایی است که از آن نمی‌توان به نقشه راهی رسیدو معلوم نیست که بالاخره دولت و سازمان برنامه و بودجه پس از گذشت ۶ماه برای تحقق دستور رهبری قرار است چه کار کنند؟ با مطالعه این جزوه نگارنده بیشتر به یاد مقاله مفصلی افتاد که کارگروه یا شورای منتخب برای تعیین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت ارائه کردند که بیشتر شبیه انشاء بود و از آن نسخه‌ای نمی‌شد برای فرد یا گروهی پیچید و معلوم نشد که اساتید و بزرگان و منتخبان فرهیخته در طول این مدت چه کار می‌کردند که حاصل جلسات و بحث‌های کارشناسی آنان شده است آن بیانیه؟ نکته مهمی که در این رساله و یا نوشته و یا طرح پیشنهادی مورد غفلت قرار گرفته، ضرورت توجه به شرایط اضطراری و فوریت اجرای آن است. یعنی وقتی قرار است حتی همین بودجه سال۹۸ با تأثیر از آن دچار اصلاحاتی شود نمی‌توان به برنامه‌های بلند مدت برای اجرای آن اندیشید و یا توصیه‌هایی برای نحوه رسیدن به الگو و هدف معین کرد و یا انجام کار را به اجرای برنامه‌هایی در بلند مدت موکول نمود. به زبان ساده نمی‌توان گفت اول و احتمالاً در طی چند سال ابتدا باید این پیش‌زمینه‌ها را مهیا کرد تا بتوان به این اهداف رسید و یا این اقدامات را انجام داد. چنین رویکردی در ارائه نقشه راه برای شرایط ویژه و بحرانی قاعدتاً منظور نظر رهبری از ابلاغ آن دستور‌العمل نبوده است و انگار دوستان در این سازمان و نیز در دولت به زبان بی‌زبانی گفته‌اند که این آرزوها و اهداف و نیز تغییر و ایجاد اصلاح در وضع موجود فعلاً عملی نیست که در این صورت بهتر بود خیلی‌کوتاه و خلاصه می‌گفتند فعلاً کاری نمی‌شود کرد بگذارید این یکی دو سال هم همین‌طوری بگذرد تا ببینیم بعد چه می‌شود. سازمان برنامه در فرصت چندماهه‌ای که داشت و قرار بود فعلاً برای سال‌های ۹۸ و ۹۹ یک نقشه راه فوری و عاجل برای برون رفت از وضع موجود تهیه کند، بهتر بود بدون حاشیه رفتن و کلی‌گویی و ارائه برنامه‌های بلند مدت و ارائه نقطه نظرهای کارشناسی و تقدیم یک رساله نظری هرچند خوب و علمی (که سال‌ها است ده‌ها و صدها نمونه از آن در آرشیوها خاک می‌خورند)، با اعداد و ارقام و اعلام تاریخ شروع و اجرا و بسیار ساده و قابل فهم و با پیشنهادات بسیار روشن و عملیاتی بگوید که چه می‌خواهد بکند و چه برنامه‌ای دارد. مثلاً به عنوان نخستین گام در رابطه با یارانه انرژی چه اقدام فوری مدنظر اوست و چطور؟ کسری بودجه دولت چقدر است و برای کاهش آن چه راهکار و برنامه عملیاتی دارد؟ در صورت اصلاح قیمت انرژی فشار وارده بر اقشار آسیب‌پذیر را با چه مکانیزمی بی‌اثر می‌کند؟ برنامه‌اش برای اخذ مالیات از پردرآمدها و جلوگیری از فرار مالیاتی چیست؟ چه برنامه‌‌ای برای جلوگیری از رانت ناشی از ارز ۳نرخی و اصابت یارانه کالاهای اساسی به گروه‌های هدف‌ (به جای شیوه کنونی که رانت‌خیز و فسادزاست) دارد؟ قرار نبود سازمان برنامه رساله پیشنهادی ارائه دهد، کلی‌گویی کند و یا به اهداف بلند مدت اشاره داشته باشد و یا اجرای برنامه‌ها و نقشه راه‌ را موکول به اجرای پیش‌نیازها و مقدماتی کند که به امسال و سال بعد قد نمی‌دهد تا این گمانه قوت گیرد که جزوه‌ای علمی و پیشنهادی برای رفع تکلیف نوشته شده و نگویند به فکرش نبوده و یا از دستور سرپیچی شده است.

سه ماه از سال۹۸ گذشته است و زمان به سرعت از دست می‌رود. همه ما بیماری‌های مزمن اقتصاد کشور را می‌دانیم و نیز این را هم می‌دانیم که رسیدگی به همه آن‌ها و ایجاد اصلاحات ساختاری در اقتصاد آن هم در همه وجوه و جنبه‌هایش کار یکی دو روز و یکی دوماه و یکی دو سال هم نیست اما بی‌عملی و بی‌تفاوتی و ادامه دادن به وضع فعلی هم ممکن نیست و ما را به بن‌بست می‌رساند. بهتر است دولت و مجلس باتوجه به شرایط بحرانی و سختی که در آن به سر می‌بریم و با توجه به فوریتی که وجود دارد دورنمای نزدیک‌تر و محدود‌تر و حوزه فعالیت دست به نقدتری را در دستور کار خود قرار دهند و نسخه ساده‌تری بپیچند که اولاً همه بتوانند آن را بخوانند و ثانیاً بتوان در داروخانه‌ها آن را یافت و لازم هم نیست که برای همه مرض‌های موجود دنبال راه علاج باشند. همان که سراغ علاج یکی دو بیماری فوری‌تر و مهم‌تر بروند فعلاً کفایت می‌کند. چون این بیمار مریضی زیاد دارد و نمی‌شود برایش کاری کرد به امان خدا رهایش نکنند چرا که سنگ بزرگ علامت نزدن است. فعلاً مهمترین بیماری، وجود سم خطرناک یارانه ناعادلانه و فساد و رانت‌خیز ارز چند نرخی، یارانه کالاهای اساسی و یارانه سوخت است که باید برای آن فکری کرد و خیلی زود هم این کار را کرد و باز با این که این راهکار آثار و تبعات خودش را دارد و بهترین راهکار هم نیست، اما برای جلوگیری از فشار معیشتی به اکثریت مردم، فعلاً با افزایش یارانه نقدی (که به راحتی می‌ توان میزان آن را حداقل تا ده برابر بالا برد) اثرات فشار معیشتی و تورمی آن را کاهش داد.

Email this page

نسخه مناسب چاپ