یادداشت
سود شخصی و زیان ملی
سید مسعود رضوی
در واپسین روزهای جاری سال، باز هم ماجرای چند شرکت و نهاد مجهول التبار که در زمان‌های خاصی توانسته‌اند اعتبارنامه و ضمانت بانکی و دولتی بگیرند و سپس موجب التهاب و بحران شده‌اند و پس از خبرهای غریب و محاکمات چند راننده و پیک موتوری که شرکت‌های صوری به نامشان ثبت شده و مسئولان و جاعلین و دزدان عجیبی میلیاردها پول به جیب زده‌اند و مال و منال ملت را برده‌اند و نیز خبر جابجایی رکورد بابک زنجانی توسط یک خانم مقیم کانادا و شرکایش در این سو و آن‌سوی عالم و گرانی حیرت انگیز گوشت و دام و اقلام دیگر…، چگونه باید سروقت اخبار و گزینش موضوعات و تحلیل مسائل رفت؟

حالا تصور کنید که بخواهیم از مطالب برانگیزنده و موضوعات شاذّ و نادر هم سخن بگوییم. باری، نه رواست و نه می‌توان چنین کرد. همچنان که فاجعه کشتار مسلمانان و شهادت عبادت کنندگان در مساجد نیوزیلند توسط یک جانی نژادپرست و اخبار حول و حوش آن ترورها دیگر دل و دماغی باقی نمی‌گذارد و وقتی رسانه‌های عالم را مرور می‌کنیم انگار که ز منجنیق فلک سنگ فتنه می‌بارد. ‏

اما حقیقت جز این‌هاست و نباید ساده لوحی به خرج داد. آن خون که بر مساجد جاری شد و اسلام هراسی و جنگ مذاهب و تمدن‌ها معلول ذهن بیمار و منش پلید و وجدان شکست‌های است که نیاز به ترمیم و احتیاج به انسانیت فروخفته در جهان دارد. این جنگ برای هیچ کس سود و منفعتی نخواهد داشت و البته از یاد نبریم که مسلمانان بیش از همه هزینه دادهاند و خواهند داد.‏

‏ غربیان و بخصوص آمریکا و اروپای غربی، مبدع سازمان‌های تروریستی از دل رادیکالیسم اسلامی بودند و تنها کاری که کردند خشونت اندک در ایدئولوژی‌های منزوی را به تولید انبوه در سازمان‌ها و نهادهای بزرگ درحد دولت اسلامی داعش و امارات اسلامی طالبان و امثال ذلک متحول کردند. این جریان تا زمانی که تهدیدی برای خودشان نبود، بسیار جذاب به نظر می‌رسید و حتی رسانه‌ها و سازمان‌های امنیتی و مولّدان و موزّعان اسلحه در اروپا در خدمت‌شان بودند، ولی حالا سیل مهاجران و تهدید از درون هم دارد روی دوم سکّه را به حضرات نشان می‌دهد.‏

از اصل کلام و موضوعی که در صدر یادداشت گفتم دور شدم. دولت روحانی امروز با تحریمهای سخت و بلکه با مشکلات بی‌سابقه‌ای روبروست که هیچ یک از دولت‌های چهل ساله جمهوری اسلامی با آن رخ به رخ نشده‌اند. دولتی که معاهده درخشانی مثل برجام را به سرانجام رساند، به جای حل معضلات مالی و ملّی، کارش به خرید هواپیمای دست دوم رسیده است و برای توزیع یارانه به هر در و دروازه‌ای می‌کوبد. قیمت حامل‌های انرژی هیچ تغییری نکرده و مردم ایران با کاهش چشمگیر درآمد نفت، همچنان شاهد قاچاق سوخت به کشورهای همسایه هستند. بهداشت و درمان پرهزینه شده و آب و محیط زیست از نقطه بحران خیز مدت‌هاست عبور کرده است. ‏

اینها به کنار، باید پاسخگوی شرکت‌های کذا و کذا هم باشد. به جای آنکه کاسبان تحریم و سنگ اندازان برجام جوابگو باشند طعنه می‌زنند و از سهولت مبادلات ارزی و بانکی و تصویب لوایح مربوطه جلوگیری می‌کنند. تصوّرشان این است که اگر دولت روحانی در چاله بیفتد، ما خودمان و آن دولت‌هالهای و هزارهای و روزهای خوش بازمی‌گردیم و همه چیز به سال‌های پر رونق برای ما و فک و فامیل و رفقای مذکورمان بازمی‌گردد… ‏

اما اشتباه می‌کنید؛ نه آن سال‌ها قابل تجدید است که صندوق ذخیره ارزی را دولت اصلاحات پر کرده بود و نه شما توانایی مدیریت بحران‌های بزرگ و متوالی یا مذاکرات عادلانه و منطقی در حدّ معاهده‌ای مانندِ برجام را خواهید داشت. این چاله، چاهی است بر سر راه همه و شما هم مصون نیستید. ‏

این سختی‌ها تمام خواهد شد و خواهیم دید که مردم ایران شما را آزموده‌اند و در انتخاب‌های متوالی رد کردند؛ حالا هم اگر ناامید شوند، یاد می‌گیرید که این مردم تغییر کرده‌اند و به کسانی که خود مسبب این همه رنج و آشفتگی و اختلاس و کاسبی بوده و هستند رای نخواهند داد. درد و رنج و فقر موجب تحولاتی شده است که شما هنوز یک از هزارش را هم نفهمیده‌اید.‏

اما هشدار به دولت روحانی لازم است. رئیس‌جمهوری و وزرای اقتصادی، یک بار تحت فشارهای زیاد و برای نجات برجام و تتمّه فوایدش، زیر بار پرداخت زیان خصوصی و شخصی به نامِ صندوق‌های بی‌اعتبار رفتند و از جیب مردم خسارت غارتگران را پرداختند که این کار نباید تکرار شود. ‏

نباید یک عده فکر کنند در این بلبشو سنگ مفت است و گنجشک مفت. کسی هم که ردّ پای پولشویی و حساب و کتاب پیچیده ما را نمی‌زند، می‌بریم و می‌چریم و می‌اندازیم گردن دولت… این یک خیانت است و باید دستگاه قضا مسببان شرکت‌ها و صندوق‌ها و موسسه‌هایی را که دار و ندار خلایق را بالا کشیده‌اند، احضار کند و ضامنان و حامیان سابق و کنونی را در هر مقامی رسوا سازد. عدالت اینک روا و برای ملت ایران دواست.‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ