سیل ،خطری فراموش شده به دلیل انقطاع تاریخی
نخستین جلسه از سلسله نشست «سیل؛ در جستجوی مدیریت مردمی بحران»، عصر یکشنبه نهم تیر در خانه گفتمان شهر برگزار شد. محور این نشست، «جامعه‌شناسی بحران» بود و تلاش شد تا به پرسش کلیدیِ «آیا می‌توان از الگوی ایرانی مواجهه با بحران‌های طبیعی به‌ویژه سیل سخن گفت؟» پاسخ داده شود.

آغازگر نشست، «سیدمجتبی علوی مقدم»، معاون عمران و بهسازی شهریِ شرکت بازآفرینی شهری ایران بود که گفت:یکی از راهکارهای عملی برای مقابله با مشکل، بهره‌مندی از مشارکت و هم‌فکری مردم و نهادهای خصوصی است و در این میان، نباید سنت حسنه وقف را فراموش کرد. از دیگر راه‌ها، می‌توان به ارتقای تاب‌آوری شهری، ایجاد نهادهای شهری با تکیه بر فعالیت مردم و مدیریت و ساماندهی بافت‌های شهری توسط خودِ مردم اشاره کرد.

سخنران بعد، «آذر تشکر» بود که با عنوان «مواجهه جامعه ایرانی با سیل» سخن گفت و با یک پرسش آغاز کرد که مواجهه بخش‌های مختلف جامعه ایرانی با بحران(سیل) چگونه بوده است و اینکه الگوی جایگزین برای مدیریت بحران چیست.

او هفت روشِ مواجهه تیمی، درک واقعیت از نزدیک(۱۰ شهر)، روش اتنوگرافیک، گزارش و بازخوانی واقعیت درک شده، فراخوان تئوری، رفت و برگشت بین تئوری و تجربه و ایجاد گفت‌وگوی جمعی را روش‌های برخورد با مسئله سیل در پژوهش میدانی خود عنوان کرد و افزود: بستر و زمینه مسئله وقوع سیل را می‌توان شامل فقدان بارش‌های مداوم و یکپارچه برای تمام سرزمین، ساخت شهرها در کنار رودها؛ مسیرهای طبیعی جمع‌آوری و هدایت آب، تغییر رفتار شهر با رودخانه در شهرهای امروزی و فراموش کردن زبانِ آب و سرزمین دانست.

این جامعه‌شناس عاملان درگیر در سیل را دولت، مردم، گروه‌های فقیر، گروه‌های ثروتمند و طبقه متوسط، خسارت به تاسیسات دولتی، بیمارستان‌ها، دانشگاه‌ها، مناطق سکونتی، اسناد شخصی و دولتی و دستگاه‌های عمومی را به شمار آورد و گفت: ابعاد بحران را باید وضعیت گروه‌های در حاشیه و غیررسمی، زمین، ساختار مالکیت شهری، پایداری بحران(سیل ۴۰ روزه)، تصمیمات حین بحران؛ زمینه‌ساز بحران‌های آینده، زنجیره بحران و از دست دادن منابع اصلی شهر مانند زمین قلمداد کرد.

در ادامه، «محمد سالاری» برای حاضران سخن گفت و ابتدا درباره جامعه‌شناسی بحران گفت:سوال اینجا پیش می‌آید که چرا انسان ایرانی به حادثه عادت نمی‌کند و در دوره مدرن صورت مسئله را پاک می‌کند و سعی می‌کند فراموشش کند. در سیل به مثابه ابژه، مثلا در شیراز رودخانه خشک را تبدیل به جاده می‌کند یا در گنبد و آق‌قلا، در بالادست گرگانرود سد احداث می‌کند و در پایین‌دست تبدیل به مزبله‌دان می‌شود گویی که رودخانه خشک به‌خاطر خشک بودن از ذهن ما خارج می‌شود. پس از آنکه اعراب به ایران آمدند، در خوزستان، شهر عسکر مکرم ساخته شد که صد قرن پس از احداثش، با سیل مهیبی نابود شد زیرا نباید ساخته می‌شد و حکمت محلی نادیده انگاشته شده بود و حالا آمده‌اند در این سال‎‌ها شهر جدید رامین را درست در همان حوالی ساخته‌اند. پیشنهاد این است که دانش بومی را از درون تجربه زیسته خودمان بررسی کنیم.

آخرین سخنران، «حبیب جباری» بود. او که معاون امور برنامه‌ریزی، نظارت و آمایش سرزمین سازمان برنامه و بودجه کشور است، نقش جامعه‌شناسی در تحلیل، تبیین و مدیریت مخاطرات طبیعی را مورد بررسی قرار داد. او سیل را مخاطره‎ای فراموش شده عنوان کرد که دلیل آن انقطاع تاریخی است که به جنس این رویداد برمی‌گردد. و البته مدیریت مخاطرات تدریجی و ناگهانی تفاوت عمده دارد زیرا تلفات سیل کمتر ولی پیامدهای آن بیشتر است.

Email this page

نسخه مناسب چاپ