یادداشت
سی‌وهشتمین سالگرد هفتم‌تیر
فتح الله آملی
اگر آنچه در هفتم تیر ۱۳۶۰ در سرچشمه روی داد در کشور دیگری غیر از ایران اتفاق افتاده بود بلافاصله تمام کشورها شدیداً آنرا محکوم می‌کردند و عامل یا عاملین آن انفجار را به عنوان یک گروه تروریستی شایسته بدترین مجازاتهای بین‌المللی و مقابله با آن را یک ضرورت فوری می‌دانستند. شورای امنیت تشکیل جلسه می‌داد و همه بسیج می‌شدند تا این عمل جنایتکارانه را محکوم و با این گروه تروریستی مقابله کنند، اما چنین نشد. شاید تصوّر می‌کردند نظام نوپای جمهوری اسلامی که تازه درگیر یک جنگ تمام‌ عیار هم شده با از بین رفتن اینهمه مسئول و مقام بلندپایه و بویژه پس از شهادت شخصیت بسیار تأثیرگذاری چون شهید بهشتی و چندین نماینده مجلس و عضو کابینه، فرو می‌پاشد و از بین می‌رود. اما این واقعه با همه سختی و تلخی و آسیبی که به همراه داشت و حتی پس از آن با حادثه انفجار دفتر نخست‌وزیری و شهادت رئیس جمهور و نخست‌وزیر و بعد هم پس از آنهمه حادثه که با صدها شهید و از جمله چند امام جمعه و شخصیت برجسته کشور همراه شد هیچکدام نتوانست از عشق مردم به امام و انقلاب کم کند و نهضت را به شکست بکشاند بلکه باعث شد تا ناخالصی‌ها از بین بروند و منافقان رسوا شوند و آنها که ادّعای پرچمداری مبارزه با امپریالیسم آمریکا و عمّال وابسته به امپریالیسم و نیز طرفداری از خلق قهرمان را ادّعا می‌کردند اندک اندک به دامن صدامی بغلطند که به این کشور و این ملّت حمله کرده بود و دشمن همین خلق قهرمان به حساب می‌آمد و عجبا از شگفتی‌های گذشت زمان و تاریخ که پرچمداران دروغین مقابله با امپریالیسم حالا زیر پرچم امپریالیسم جمع آمده و نوکری آنرا جار می‌زنند. بزرگترین حامی آنها شخصیّت منفور و معلوم‌الحالی چون جان بولتون است که نماد کامل خوی وحشیگری امپریالیسم و مشاور امنیت ملی رئیس جمهور آمریکاست. از مظلومیت انقلاب همین بس که وقتی چندی پیش عامل این جنایت پس از گذشت قریب ۳۸ سال به هلاکت رسید همین اردوگاه بی وجدان غرب که در برابر آن جنایت عظیم با آنهمه شهید خفقان گرفته بود، بی‌هیچ مدرک و سندی ایران را متهم و محکوم کرد تا نشان بدهد دأب او در محکومیت تروریسم چقدر واقعی است. بگذریم.
حادثه هفتم تیر بویژه بخاطر شهادت شخصیت کم‌نظیری چون شهید بهشتی گرچه در حرکت نهضت وقفه‌ای ایجاد نکرد اما بی‌تردید کم خسارت به جای نگذاشت. شهید بهشتی که تازه پس از شهادتش جلوه‌های کم‌نظیر مدیریت و سلامت و جامع‌الاطراف بودنش رفته رفته نمایان شد، برای انقلاب و حرکت درست آن و کاهش پیمایش مسیرهای اشتباه و حتی جلوگیری از تندروی‌ها و افراط‌گری‌ها یک غنیمت بزرگ بود. برخلاف آنچه منافقین تبلیغ می‌کردند اتفاقاً مخالف انحصار‌طلبی بود. مشرب بازی داشت. معتقد بود که همه گروههای سیاسی را باید تحمّل کرد و خودش نیز تحمّل می‌کرد. نظم بی‌نظیری داشت که نگارنده در چند مورد که در مصاحبه‌های مطبوعاتی چهارشنبه‌های شورای عالی قضایی حضور پیدا می‌کردم شاهدش بودم. اخلاق حسنه و البته مدیریت مثال‌زدنی و احاطه بر مسائل سیاسی و فکری و دینی و اجتماعی. چقدر زیبا بود تعبیر رهبری انقلاب در آن گفتگوی کوتاه در بیمارستان پس از ترور خوشبختانه ناموفق ۶ تیرماه مسجد اباذر که پس از شنیدن خبر شهادت با تعبیری بدین مضمون گفتند: هنوز زود است که همه بفهمند دکتر بهشتی که بود و ابعاد شخصیتی او بسیار ناشناخته ماند و نمی‌دانند که فقدان او چه خسارتی است و باز چه تعبیر زیبایی امام داشتند که دردناکتر از شهادت بهشتی مظلومیت او بود که حق هم همین بود، چرا که دشمنانش او را درست در جنبه‌هایی از شخصیتش متهم می‌کردند که اتفاقاً عکس آن بود. از جمله متّهمش می‌کردند به انحصارطلبی و سودای قدرت و مسائلی از این قبیل که با سماحت و آزاده‌‌خواهی او هیچ نسبتی نداشت.
درباره آن عزیز که غنیمتی برای انقلاب و کشور بود بسیار می‌توان سخن گفت که به همین مختصر بسنده می‌کنیم. سی‌وهشتمین سالگرد فاجعه تیر و شهادت مظلومانه شهید بهشتی و یارانش در هفتم تیر ۶۰ را گرامی می‌داریم و برروان پاک آنان درود می‌فرستیم.

Email this page

نسخه مناسب چاپ