یادداشت
شاید وقتی دیگر
فتح الله آملی
سخنان امام‌‌جمعه محترم تهران توسط عده‌ای از شخصیت‌ها و برخی سایتها مورد نقد قرار گرفت. حجت‌الاسلام صدیقی در خطبه‌های نماز‌جمعه گفت: خداوند با فشارهای بین‌المللی می‌خواهد امتحانتان کند. چرا نگرانید که تحریم باشد و تشدید شود. به جهنم که تشدید شود. مگر شما خدا ندارید. مگر خداوند کم داده است؟ مگر قرآن نمی‌خوانید؟ هر که در این بزم مقربتر است جام بلا بیشترش می‌دهند. خداوند امتحان می‌کند… عده‌ای خرده گرفته‌اند که اگر امام‌جمعه محترم شهر مانند مردم عادی زندگی می‌کرد و مشکلات آنان را داشت و با همان حقوق آنان می‌ساخت، البته که اینطور راحت نمی‌گفت به جهنم که بیشتر تحریم می‌کنند.

در اینکه بهتر بود امام‌جمعه از لحن و ادبیات دیگری استفاده می‌کرد شکی نیست. ائمه‌جمعه باید در روزهای سخت با مردم همدردی کنند و جنس حرفهایشان از جنس دغدغه‌های مردم باشد تا نمازهای جمعه همچنان پایگاه مردم بماند. اما یک نکته را نباید از نظر دور داشت و آن اینکه آقای صدیقی بیشتر از جنبه ایمانی و توکلی و اعتقادی به طرح مسأله پرداخت؛ اینکه ما همه متولی و سرپرست داریم و در مواقع بحرانی می‌توانیم با اتکای به خداوند دل را قوی کنیم و خوف به خود راه ندهیم.

این سخن البته سخن درستی است، اینکه خداوند متکفل بنده مومن خویش است و انسان همواره باید به خدا متکی باشد و نه لبخند این قدرت یا آن قدرت… سابقه امام‌جمعه محترم هم نشان می‌دهد که میزان توکل و تقوای او در چه حد و مرزی است و به این سابقه نیز مشهور است، اما مردم از مسئولین به‌ویژه ائمه محترم جمعه انتظار دارند که با ‌آنان و دردهای آنان بیشتر همنوایی شود. طرح مباحث سیاسی در نماز جمعه ازجمله ابتکارات و افتخارات جمهوری اسلامی است و توصیه به حذف آن نقض غرض به حساب می‌آید اما چنین الزامی حتماً و ناگزیر باید اولاً از تکرار و شعار دور ماند و با حداقلی از تحلیل همراه باشد و از صورت کلیشه‌‌ای درآید و ثانیاً از هر گونه یکسویه‌نگری و شائبه جناحی دور بماند و ثالثاً روز آمد و مطابق با سؤال و نیاز و ضرورت وقت و هنگام جماعت و با تنوع مطرح شود که اعتراف باید کرد گاه در نمازهای جمعه شکلی یکنواخت به خود می‌گیرد که آن‌را از نفس می‌اندازد و شائبه یک دستور کار هماهنگ را به ذهن می‌آورد که برای جمعه و جماعت و حیات بارور و رو به رشد و استقبال از آن و پرشور‌شدن آن آسیب‌زاست.

نگارنده با آنها که گاه به تندی به سخنان صادقانه فقیه خداترسی چون آقای صدیقی حمله می‌کنند، موافق نیست. نیّت او بی‌تفاوتی نسبت به مسائل و مشکلات مردم که به سختی این روزها روزگار می‌گذرانند نیست. آنها هم که می‌گویند ایشان چون خود روزگار را در رفاه و بدون مشکل می‌گذرانند پس راحت‌تر می‌توانند بگویند به جهنم که بیشتر تحریم بشویم نیز بی‌انصافی است و غیبت می‌کنند و به منظرگاه گوینده در بیان چنین سخنانی توجه نمی‌کنند، اما بد نیست مشفقانه با امام جمعه گرامی و نیز سایر عزیزان دست‌اندرکار در امور اجرا و مدیریت یا صاحبان منبر و خطابه بگوییم که مردم گرفتار آمده در سیل و گرفتار آمده در مشکلات اقتصادی که در همین بهار بارانی و سیلابی ‌خبر تورم بالای ۳۰ درصدی فروردین اعلامی توسط بانک مرکزی را می‌شنوند و البته خود بیش از این اعداد و ارقام شلاق تورم و گرانی را بر تن خیس خود حس می‌کنند، از بزرگان خود انتظار شنیدن سخنانی را دارند که نشان بدهد آنان نیز چون مردم زندگی می‌کنند و به خوبی با درد و رنج آنان آشنایند. زندگی آنان نیز سخت می‌گذرد و همانگونه که از لزوم ایستادگی در برابر دشمن و پرداخت هزینه‌های آن از جمله تحریم‌های سخت و دشوار و شدید سخن به میان می‌آورند، از تدابیری هم که برای کم‌کردن این فشارها بر مردم اندیشیده‌اند، سخن کنند. از مقابله با مفسده‌ها و ویژه‌خواری‌ها گرفته تا برقراری عدالت ‌نسبی در تقسیم این فشار از رسیدگی به فقرا و نیازمندان گرفته تا برنامه‌ریزی و تدبیر برای ساماندهی به اقتصاد در شرایط تحریم. از یاد نبریم که توجه به مسأله اقتصاد و رشد اقتصادی و توانمندسازی کشور در این زمینه، شرط اصلی توفیق در مقابله با نظام سلطه است.

به عنوان حسن‌ختام بد نیست به بخشی از بیانیه گام دوم انقلاب توجه کنیم که از مهمترین توصیه‌های رهبری است:

اقتصاد یک نقطه کلیدی و تعیین‌کننده است. اقتصاد قوی نقطه قوت و عامل مهم سلطه‌ناپذیری و نفوذناپذیری کشور است و اقتصاد ضعیف نقطه ضعف و زمینه‌ساز نفوذ و سلطه و دخالت دشمنان است. فقر و غنا در مادیات و معنویات بیشتر اثر می‌گذارد. اقتصاد البته هدف جامعه اسلامی نیست اما و‌سیله‌ای است که بدون آن نمی‌توان به اهداف رسید. تاکید بر اقتصاد مستقل کشور که مبتنی بر تولید انبوه و با کیفیت و توزیع عدالت محور و مصرف به اندازه و بی‌اسراف و مناسبات مدیریتی خردمندانه است و در سالهای اخیر از سوی اینجانب بارها تکرار و بر آن تاکید شده به خاطر همین تاثیر شگرفی است که اقتصاد می‌تواند بر زندگی امروز و فردای جامعه بگذارد…

ناگفته پیداست وقتی می‌توانیم بگوییم :«به جهنم که بیش از این هم تحریم کنند» که همه مسئولان و مقامات ارجمند ابتدا همه همت خویش را به کار گیرند تا اقتصاد کشور به مرزهای مطمئنی از رشد و خود اتکایی و قدرت رسیده باشد.

این سخن بدین معنا نیست که در برابر تحریم دچار تسلیم یا وادادگی شویم، بلکه شاید بهتر باشد بگوییم اکنون وقت مناسبی برای طرح این مسأله یا این شدت و غلظت و با این لحن نبوده است.

Email this page

نسخه مناسب چاپ