نیایش
شرح دعای روز بیست و هشتم و بیست و نهم ماه مبارک رمضان
آیت الله سید روح الله خاتمی(ره)
 

دعای روز بیست و هشتم»
اللهم وفرّ حظّی فیه من النوافل و اکرمنی فیه باحضار المسائل و قرّب فیه وسیلتی الیک من بین الوسائل یا من لا یشغلهُ الحاح‌ُ المُلحین: ‌‌خداوندا، بهره‌ ام‌ را در این‌ روز از انجام‌ مستحبات، فراوان‌ گردان‌ و به وسیله‌ برآوردن‌ درخواست‌ها
ارجمندم‌ فرما، و وسیله‌‌ام‌ را از میان‌ همه‌ وسیله‌ ها به‌ درگاهت‌ نزدیک‌ گردان؛ ای‌ آن که‌ پافشاری‌ اصرارکنندگان‌ او را (از کاری‌ دیگر) باز ندارند.
‌‌واژه‌ نفل‌ و معنای‌ نافله‌
‌‌«نوافل» جمع‌ نافله‌ است. نافله‌ از «نفل»‌ به‌ معنی‌ چیز اضافی‌ است. اگر شما جنسی‌ را از کسی‌ بگیرید، ‌ معمولا بعد از آنکه‌ جنس‌ را وزن‌ کرد، مقداری‌ اضافه‌ رویش‌ می‌ریزد. این‌ مقدار اضافه‌ را نفل‌ می‌گویند. «‌‌انفال‌» هم‌ همین‌ معنا را دارد. انفال‌ یعنی‌ آن‌ چیزهایی‌ که‌ مال‌ حکومت‌ اسلامی‌ است؛ مثل‌ جنگل‌، زمین‌های‌ موات‌ و کف‌ رودخانه. اینها را انفال‌ می‌گوییم به‌ اعتبار اینکه‌ مردم‌ آن را تصرف‌ نکرده‌اند و مازاد بر استفاده‌ مردم‌ است. غنائم‌ جنگی‌ را هم‌ «نفل» می‌گویند، برای‌ اینکه‌ زیادی‌ است‌ به‌ جهت‌ اینکه‌ مقصود، مال‌ بردن‌ نیست، ولی‌ حالا که‌ جنگ‌ کردیم‌ و طرف‌ را مغلوب‌ کردیم، این‌ اموال‌ اضافه‌ بر غرض‌ اصلی‌‌ و درواقع‌ یک‌ چیز زیادی‌ است.
نوافل‌ تکمیل‌ کنندگان‌ فرائض‌
‌‌عبادات‌ و طاعات‌ و مقررات‌ شرعیه‌ بر دو گونه‌ است:‌ واجب‌ که‌ حتما در سعادت‌ انسان‌ مؤ‌ثر است‌ و باید این‌ کار را انجام‌ بدهد؛ مثل‌ نماز واجب، روزه‌ واجب‌ و امثال‌ اینها، و‌‌ چیزهای‌ زیادی‌ هم‌ هست‌ که‌ به‌ آنها نافله‌ می‌گویند؛ یعنی‌ در کنار آن‌ واجبات، ‌ چیزهای‌ مستحبی‌ هم‌ قرار داده‌ که‌ به‌ منزله‌ اضافه‌کار است. شاید بتوان‌ گفت‌ مستحبات به‌ منزله‌ همان اضافه‌کاری‌ است‌ که‌ در ادارات‌ مرسوم‌ است‌ و شرع‌ مقدس‌ آنها را در جنب‌ عبادات‌ و فرائض‌ قرار داده‌ و گفته‌
اینها را اگر دلت‌ می‌خواهد، انجام‌ بده؛ خیلی‌ ثواب‌ ‌دارد. در کنار هر یک‌ از عبادات‌ واجبه‌ ‌ نافله‌ یا چیز مستحبی‌ هم‌ بیان‌ شده‌ است.
‌‌حضرت‌ رسول‌ اکرم(ص) می‌فرماید: «الصلوه قربان‌ کل‌ تقی‌ من‌ شاء استقل‌ و من‌ شاء استکثر»: نماز باعث‌ قرب‌ به‌ ‌پروردگار است. هر کس‌ می‌خواهد، بیشتر بخواند. در مورد روزه‌ نیز وضع‌ به‌ همین‌ منوال‌ است؛ به‌ طوری‌ که‌ در مقابل‌ روزه‌‌های‌ واجبی‌ مثل‌ روزه‌ ماه‌ رمضان،‌ روزه‌های‌ مستحبی‌ دیگری‌ هم‌ برای‌ سایر ماهها قرار داده، یعنی‌ اگر دلت‌ می‌خواهد باز هم‌ روزه‌ بگیری، راه‌ باز است. از طرف‌ دیگر یک‌ عبادت‌ در داخل‌ خودش‌ نیز هم‌ واجب‌ دارد و هم‌ مستحب؛ مثلا نماز قسمت‌هایی‌ دارد که‌ واجب‌ است، مانند ارکان‌ نماز و یک‌ قسمت‌‌های‌ مستحبی‌ هم‌ دارد، مثل‌ قنوت، یا برخی‌ تکبیر‌ها در حین‌ نماز٫ خلاصه‌ در کنار هر واجبی، خداوند مستحباتی‌ به‌ مراتب‌ بیشتر، قرار داده‌ که‌ دست‌ و دل‌ ‌ مؤ‌من‌ باز باشد تا هرچه‌ دلش‌ می‌خواهد کار خیر بکند. در انفاق‌ هم‌ مثلا زکات‌ واجب‌ است و‌ در کنار‌ انفاقات‌ واجبه‌، دهها رقم‌ انفاقات‌ و صدقات‌ هست که‌ مستحب‌ است‌.
‌‌یکی‌ از خصوصیات‌ مستحبات‌ و نوافل‌ ممکن‌ است‌ تکمیل‌ و تتمیم‌ فرائض‌ باشد؛ یعنی‌ اگر نقائص‌ و کمبودهایی‌ در آن‌ واجبات‌ هست، آنها را رفع‌ می‌کند. در ماه‌ مبارک‌ که‌ بهار نوافل‌ است، چقدر در مورد اهمیت‌ نمازهای‌ مستحبی، دعاهای‌ مستحبی، شب‌زنده‌‌داری‌‌ها، سحری‌ خوردن‌‌ها، افطاری‌
دادن‌ها سفارش‌ شده‌ است‌ که‌ همه‌‌اش‌ جزو مستحبات‌ است. چون‌ مقدار مستحبات‌ در این‌ ماه‌ بسیار است‌ می‌گوید: خدایا در این‌ ماه‌ رمضان، بهره‌ مرا از این‌ نوافل‌ و مستحباتی‌ که‌ قرارداده‌ای، زیاد بکن.
‌‌«و اکرمنی‌ فیه‌ باحضار المسائل» ‌‌شاید مراد این‌ باشد که‌: خدایا، به‌ من‌ کرامت‌ ببخش‌ تا اینکه‌ همیشه‌ به‌ مسئولیت‌‌هایی‌ که‌ دارم،‌ توجه‌ کنم. چون‌ اگر انسان‌ مسئولیت‌‌هایی‌ را درست‌ انجام‌ نمی‌دهد، غالبا برای‌ این‌ است‌ که‌ به‌ درستی‌ به‌ اهمیت‌ وظیفه‌ و مسئولیتش‌ پی‌ نبرده‌ است. این‌ است‌ که‌ می‌گوید: «اکرمنی»، یعنی‌ جوری‌ باشد که‌ همیشه‌ نسبت‌ به‌ مسئولیت‌هایی‌ که‌ برعهده‌ من‌ هست‌ و باید آن‌ را انجام‌ بدهم، حاضر باشم و دائما آن‌ تکالیف‌ و مسئولیت‌ها پیش‌ چشمم‌ باشد.‌ وظایفم‌ را درست‌ انجام‌ بدهم.‌‌ عبادت‌ وسیله‌ و واسطه‌‌ای‌ مطمئن‌ برای‌ نیل‌ به‌ کمال‌‌‌.
«و قرّب‌ فیه‌ وسیلتی‌ الیک‌ من‌ بین‌ الوسائل»، خداوند ‌ برای‌ قرب‌ به‌ مقام‌ الهی‌ و ترقی‌ کردن‌ و عروج‌ به‌ کمالات‌ انسانی،‌ وسیله‌ قرارداده است. معمولا در کارهای‌ دنیوی‌ و بندگی‌ وسیله‌ هست. هر کاری‌ که‌ می‌خواهی‌ انجام‌ بدهی، وسیله‌ای‌ باید داشته‌ باشی‌ یا اگر از کسی‌ چیزی‌ می‌خواهی، مثلا از مقام‌ بزرگی، از یک‌ اداره‌‌ای، چیزی‌ می‌خواهی، وسیله‌ و واسطه‌‌ای‌ در کار است. ‌‌معمولا خدا هم‌ وسیله‌ و واسطه‌ در کارش‌ است. وسائلی‌ که‌ خدا قرار داده‌ همین‌ عبادات‌ است. عبادت‌ وسیله‌ای‌ برای‌ قرب‌ است. همین‌طوری‌ نمی‌شود که‌ من‌ بگویم‌ می‌خواهم‌ مقرب‌ درگاه‌ الهی‌ بشوم، خدایا! مقام‌ قربت‌ را نصیب‌ من‌ کن، خدایا! مقام‌ رضای‌ خودت‌ را نصیب‌ من‌ کن، حال‌ چون‌ قرب‌ به‌ خدا وسیله‌ می‌خواهد، باید به‌ این‌ وسائل‌ متشبث‌ بشوم. وسائل‌ هم‌ عبارت‌ است‌ از: انواع‌ واجبات‌ و مستحباتی‌ که‌ خدا قرار داده‌ است. وسایل‌ دیگری‌ هم‌ هست‌ از قبیل‌ شفعاء، پیغمبر(ص)، قرآن، ائمه‌ اطهار(ع) شفیع و وسیله‌‌اند. انسان‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ کمال، نیاز به‌ واسطه‌‌هایی‌ مطمئن‌ دارد، لذا در اینجا می‌گوییم: خدایا آن‌ وسیله‌ قربی‌ را که‌ تو خودت‌ برای‌ بندگانت‌ قرار داده‌ای، در دسترسم‌ قرار بده‌ و مرا به‌ این‌ وسیله‌ به‌ سوی‌ خودت‌ نزدیک‌ کن.
ای‌ کسی‌ که‌ اصرار و فشار این‌همه‌ بندگان‌ که‌ اصرار می‌کنند: خدایا! چه‌ به‌ ما بده؛ چه‌ به‌ ما نده، هرگز او را از جود و بخشش‌ خودش‌ منصرف‌ نمی‌سازد. هرچه‌ بندگان‌ سماجت‌ بکنند، ‌ مانع‌ نمی‌شود از اینکه‌ خدا دست‌ از جود و بخشش‌ بردارد.
***
«دعای روز بیست و نهم»
اللهم غشّنی فیه بالرّحمه‌ و ارزُقنی فیه التوفیق و العصمه‌ و طهّر قلبی من غیاهب التُهمه‌ یا رحیما بعباده ?المُؤمنین: خدایا، فراگیر مرا در این ماه به مهر خود و روزی‌ام کن در آن به توفیق و خودنگهداری و پاک کن دلم را از تیرگی‌های تهمت. ای مهربان نسبت به بندگان مؤمن خود
یک‌ وقت‌ می‌گوییم: خدایا! رحم‌ کن‌ بر ما یا رحمتت‌ را بر ما نازل‌ کن؛‌ اما یک‌ وقت‌ می‌گوییم: خدایا! فراگیر بکن‌ رحمتت‌ را بر ما. «غشّنی‌ بالرّحمه»، یعنی طوری‌ مرا در میان‌ رحمت‌های‌ خودت‌ غرق‌ بکن‌ که‌ تمام‌ جوانب‌ و تمام‌ امورم را رحمت‌ تو فرا بگیرد به‌ نحوی‌ که‌ دیگر هیچ‌ کمبودی‌ در زندگی‌ من‌ نباشد.
بعد می‌فرماید: «و ارزقنی‌ فیه‌ التوفیق‌ و العصمه». انسان‌ در مقام‌ عبودیت‌ و تحصیل‌ کمالات‌ دو چیز لازم‌ دارد: یکی‌ به جا آوردن‌ اعمال‌ صالحه‌ و واجبه‌، دیگر اینکه‌ باید از محرمات‌ اجتناب‌ بکند. چون‌ انسانی‌ که‌ می‌خواهد در یک‌ طریق‌ سیر بکند، یک‌ جنبه‌ مثبت‌ دارد که‌ باید برود و دیگر اینکه‌‌ موانعی‌ هم‌ در کار است‌ که‌ آنها‌ را هم‌ باید پس‌ بزند. البته‌ در کنار همه‌ اینها باید توفیق‌ الهی‌ و عصمت‌ الهی‌ باشد. این‌ است‌ که‌ اینجا برای‌ اینکه‌ آن‌ عمل‌ واجب‌ را انجام‌ بدهیم، محتاج‌ به‌ توفیقیم. یعنی‌ باید اسباب‌ این‌ کار برای‌ ما فراهم‌ شود.
توفیق‌ الهی، محرکی‌ قوی‌ و روشنگر
«توفیق» یعنی‌ فراهم‌ کردن‌ اسباب‌ و از آن‌ طرف‌ نسبت‌ به‌ محرمات‌ و کارهای‌ بد و ناشایست‌‌ نیازمند عصمت‌ است؛ یعنی‌ محتاج‌ این‌ هستیم‌ که‌ یک‌ کسی‌ نگاهمان‌ بدارد. نسبت‌ به‌ عبادات، محتاجیم‌ که‌ محرکی‌ داشته‌ باشیم‌ تا ما را به‌ سوی‌ عبادت‌ برانگیزد و آن، توفیق‌ الهی‌ است‌ و نسبت‌ به‌ معصیت‌ها که‌ می‌خواهیم‌ آلوده‌ به‌ آنها نشویم، محتاجیم‌ که‌ کسی‌ ما را نگاه‌ دارد. این‌ است‌ که‌ می‌گوید:
«و ارزقنی‌ فیه‌ التوفیق‌ و العصمه».
آثار شوم‌ بدبینی‌ و تهمت
«قلب‌ مرا از تاریکی‌های‌ زیاد تهمت‌ حفظ‌ بکن». تهمت‌ یعنی‌ بیان‌ سوءظن، بدگمانی‌ و بدبینی‌ نسبت‌ به‌ دیگر اشخاص، یکی‌ از آفتهای‌ اجتماع‌ و انسان،‌ بدبینی‌ و سوءظن‌ داشتن‌ به‌ مردم‌ و وارد آوردن‌ ایراد در کارهای‌ مردم‌ است، درحالی‌ که‌ بنا بر آنچه‌ از احادیث‌ برداشت‌ می‌شود، انسان‌ باید نسبت‌ به‌ خودش‌ بدبین‌ و نسبت‌ به‌ بندگان‌ خدا
خوش‌بین‌ باشد. امیرالمؤ‌منین‌(س) می‌فرماید: «مؤمن‌ نسبت‌ به‌ خودش‌ مظنون‌ است». بدین‌ معنا که‌ نسبت‌ به‌ خودت‌ بدگمان‌ باش،‌ همیشه‌ سعی‌ بکن‌ که‌ کار خوب‌ بکنی‌ و معمولا خودت‌ را بد بدانی؛‌ ولی‌ دیگران‌ را باید خوب‌ بدانی، مگر آنکه‌ خلافش‌ ثابت‌ بشود و به‌ مرحله‌ یقین‌ برسد.
انسان‌ حتی‌الامکان‌ نباید درباره‌ بندگان‌ خدا و مؤ‌منین‌ گمان‌ بد ببرد. گمان‌ بد بردن، خود انسان‌ را خراب‌ می‌کند و دل‌ ‌ را تیره‌ می‌سازد. بدگمانی‌ باعث‌ نفاق‌ و دورویی‌ها می‌شود، باعث‌ جنگ‌ها و کشمکش‌ها می‌شود. انسان‌ خوشبین‌ از همه‌ اینها برکنار است.
خلاصه‌ دعا این‌ است: «خداوندا، سر تا پای‌ مرا از رحمت‌ خودت‌ بپوشان؛ و در این‌ روز به‌ من‌ روزی‌ کن‌ توفیق‌ انجام‌ اعمال‌ صالحه‌ و منع‌ از اینکه‌ به‌ کارهای‌ بد گرایش‌ پیدا کنم؛ و پاک‌ و روشن‌ ساز دل‌ مرا از تاریکی‌های‌ تهمت‌ و بدگمانی.
«یا رحیما بعباده‌ المؤ‌منین» ای‌ کسی‌ که‌ نسبت‌ به‌ بندگان‌ مؤ‌من‌ خودت‌ رحیم‌ و مهربان‌ هستی، این‌ حوائج‌ و درخواست‌های‌ ما را به‌ هدف‌ اجابت‌ برسان.

Email this page

نسخه مناسب چاپ