نیایش
شرح دعای روز نهم ماه مبارک رمضان
آیت الله سید روح الله خاتمی(ره)
 

اللهمّ اجْعَلْ لی فیهِ نصیباً من رَحْمَتِکَ الواسِعَةِ واهْدِنی فیهِ لِبراهِینِکَ السّاطِعَةِ وخُذْ بناصیتی الى مَرْضاتِکَ الجامِعَةِ بِمَحَبّتِکَ یا أمَلَ المُشْتاقین.

در این‌ دعا، خواسته‌ اول‌ این‌ است‌ که: «خدایا! از رحمت‌ واسعه‌ خودت‌ مرا نصیب‌ وافری‌ عطا بفرما. البته‌ رحمت‌ خدا واسعه‌ است‌ و این‌ واسعه‌ بودن، قید توضیحی‌ است‌ نه‌ قید تقییدی. یعنی‌ خدا رحمتش‌ گسترده‌ و فراگیر است».

***

‌رحمت‌ خاصه‌ و عامه‌ پروردگار

رحمت‌ خدا نسبت‌ به‌ همه‌ موجودات‌ و مخلوقات‌ عالم‌ فراگیر است. اصلاً نفس‌ وجود آن‌ها هم‌ رحمت‌ خداست. بر مبنای‌ این‌ اصل‌ است‌ که‌ حضرت‌ امیرالمومنین‌ علی‌ علیه‌ السلام‌ دردعای‌ کمیل‌ می‌فرماید:

«اللهم‌ انی‌ اسئلک‌ برحمتک‌ التی‌ وسعت‌ کل‌ شی.»

(درخواست‌ و سئوال‌ می‌کنم‌ از تو به‌ آن‌ رحمت‌ تو که‌ همه‌ جهان‌ را – همه‌ عالم‌ هستی‌ را – فرا گرفته‌ است).

به‌ درستی‌ که‌ رحمت‌ خدا همه‌ عالم‌ هستی‌ را فرا گرفته‌ است‌ و همه‌ موجودات‌ الهی‌ مشمول‌ رحمت‌ الهی‌ هستند. انسان‌ اگر مؤ‌من‌ باشد، هم‌ در دنیا و هم‌ آخرت، رحمت‌ خدا شامل‌ حالش‌ می‌شود، ولی‌ اگر کافر و مشرک‌ باشد، در دنیا رحمت‌ خدا شامل‌ حالش‌ هست‌ ولی‌ در آخرت‌ خیر. رحمان‌ و رحیم‌ دو اسم‌ حضرت‌ پروردگار هستند؛ خدا یک‌ رحمت‌ عامه‌ دارد و یک‌ رحمت‌ خاصه. رحمت‌ عامه‌ حقتعالی‌ فراگیر و شامل‌ رحمت‌ خاصه‌ نیز هست.

رحمت‌ عامه‌ رحمتی‌ است‌ که‌ خداوند به‌ همه‌ موجودات‌ دارد، دائماً دارد به‌ همه‌ موجودات‌ افاضه‌ فیض‌ می‌کند. وجودشان‌ رحمت‌ خداست، هرچه‌ از وجود به‌ آنها افاضه‌ می‌کند رحمت‌ خداست؛ در این‌ رحمت‌ همه‌ شریکند، مؤ‌من‌ و کافر و مشرک‌ همه‌ شریکند، ولی‌ از آنجایی‌ که‌ انسان‌ را خدا به‌ مصلحت‌ خودش‌ فاعل‌ مختار قرار داده‌ است‌ اگر تکلیف‌ الهی‌ را انجام‌ بدهد به‌ سعادت‌ آخرت‌ می‌رسد و اگر انجام‌ ندهد سعادت‌ آخرت‌ نصیبش

‌ نمی‌شود.

لذا رحمت‌ در آخرت‌ از کافر، منقطع‌ است. چرا؟ برای‌ اینکه‌ خودش، خود را از گسترهِ‌ استحقاق‌ رحمت‌ بیرون‌ بوده‌ است. خداوند خود فرموده‌ است‌ که‌ ثواب‌ آخرت‌ فقط‌ برای‌ کسی‌ است‌ که‌ ایمان‌ به‌ خدا داشته‌ باشد؛ او که‌ به‌ اختیار خودش‌ ایمان‌ نیاورده‌ است، پس‌ سعادت‌ آخرت‌ نصیبش‌ نمی‌شود بلکه‌ شقاوت‌ شامل‌ حالش‌ خواهد شد. از این‌ جهت‌ است‌ که‌ در این‌ دعا می‌خوانیم: خدایا! از آن‌ رحمت‌ واسعه‌ای‌ که‌ داری، برای‌ ما نصیبی‌ وافر قرار بده؛ یعنی‌ هم‌ در دنیا و هم‌ در آخرت‌ مشمول‌ رحمت‌ فراوان‌ خودت‌ قرار بده. در ادامه‌ چنین‌ می‌فرماید: «واهدنی‌ فیه‌ لبراهینک‌ الساطعه»

‌درخواست‌ هدایت‌

«براهین‌ جمع‌ برهان‌ است. برهان‌ به‌ معنای‌ دلیل‌ و آیت‌ و نشان‌ است، انسان‌ باید با دلیل‌ و حجت‌ و آیات‌ بیناتی‌ که‌ در زمین‌ و آسمان‌ است، و کتاب‌ و سنت‌ و ادله‌ و براهینی‌ که‌ بر وجود خدا و بر همه‌ صفات‌ کمالیه‌ خدا هست، معرفت‌ به‌ خدا پیدا بکند. مقصود این‌ دعا چنین‌ است: خدایا! هدایت‌ کن‌ مرا تا بواسطه‌ مشاهده‌ براهین‌ و ادله‌ تو بیشتر به‌ تو معرفت‌ پیدا بکنم. و سپس‌ چنین‌ می‌افزاید و درخواست‌ می‌کند: «و خذ بناصیتی‌ الی‌ مرضاتک‌ الجامعه».

‌‌‌منظور از ناصیه‌ چیست؟

«ناصیه» به‌ معنای‌ موی‌ پیشانی‌ است. پیشترها معمول‌ این‌ بوده‌ کسی‌ را که‌ می‌خواستند خوب‌ مطیع‌ و تسلیمش‌ کنند که‌ دنبال‌ آدم‌ بیاید، موی‌ پیشانیش‌ را می‌گرفتند. همان‌ طوری‌ که‌ موی‌ پیشانی‌ اسب‌ را که‌ می‌گرفتند و می‌کشیدند، این‌ اسب‌ تسلیم‌ می‌شد. انسانی‌ را که‌ می‌خواهی‌ به‌ جایی‌ ببری، موی‌ پیشانیش‌ را که‌ بگیری‌ و بکشی، این‌ دیگر تحت‌ اختیار و تسلیم‌ تو است. «موی‌ پیشانی‌ به‌ دست‌ کسی‌ بودن» کنایه‌ است‌ از اینکه‌ بر او تسلط‌ کامل‌ دارد و اختیاردار اوست.

در دعای‌ کمیل‌ می‌خوانیم:«یامن‌ بیده‌ ناصیتی‌ یا علیماً بضری‌ و مسکنتی»

«ای‌ کسی‌ که‌ ناصیه‌ من‌ در دست‌ توست، من‌ دیگر هیچ‌ اختیاری‌ ندارم، هیچ‌ کاری‌ نمی‌توانم‌ بکنم، تسلیم‌ تو هستم».

در قرآن‌ کریم‌ آمده‌ است: «ما من‌ دابه‌ الا خواخذ بناصیتها»۱

هیچ‌ دابه‌ و جنبنده‌‌ای نیست‌ مگر اینکه‌ ناصیه‌ او در دست‌ خداست. یعنی‌ همه‌ اختیارات‌ به‌ دست‌ خداست‌ و همه‌ تسلیم‌ خدایند؛ قدرت‌ خدا بر آنها مسلط‌ است.

‌‌رضای‌ حق‌تعالی؛ جامع‌ جمیع‌ خیرات‌

در دعای‌ روز دوم‌ می‌گفتیم: خدایا راهی‌ به‌ سوی‌ رضای‌ خودت‌ برای‌ من‌ باز کن. اینجا می‌گوید: «وخذبناصیتی» این‌ موی‌ پیشانی‌ مرا بگیر و مرا بسوی‌ مرضات‌ و رضای‌ خودت‌ بکشان.

دعا می‌کنم‌ و می‌خواهم‌ که‌ بهره‌ وافر از رحمت‌ تو نصیب‌ من‌ بشود و نیز می‌خواهم‌ چیزهایی‌ از ادله‌ و براهین‌ تو ببینم‌ که‌ معرفت‌ و شناخت‌ من‌ درباره‌ تو بیشتر بشود. خدایا! می‌خواهم‌ که‌ دست‌ مرا بگیری‌ و به‌ سوی‌ رضای‌ خودت‌ بکشانی، تا مقام‌ رضا و تسلیم‌ نسبت‌ به‌ تو داشته‌ باشم.

«مرضاتک‌ الجامعه» یعنی‌ رضای‌ تو مقامی‌ است‌ که‌ اگر به‌ آن‌ مقام‌ رسیدم، جامع‌ جمیع‌ خیرات‌ است.

یعنی‌ همه‌ چیز در رضای‌ تو است؛ همه‌ خیرات‌ و سعادت‌ها در رضای‌ تو نهفته‌ است. «بمحبتک‌ یا امل‌ المشتاقین»، یعنی: به‌ حق‌ آن‌ محبت‌ و دوستی‌ خودت‌ که‌ نسبت‌ به‌ بندگانت‌ داری، تو را قسم‌ می‌دهم‌ و به‌ آن‌ چنگ‌ می‌زنم‌‌ای آرزوی‌ مشتاقان،‌ای کسی‌ که‌ همه‌ مشتاقانت‌ آرزوی‌ لقای‌ تو را دارند. این‌ خواسته‌ و طلب‌ را برای‌ من‌ که‌ مشتاق‌ نیل‌ به‌ آن‌ هستم‌ عنایت‌ بفرما.

پی‌نویس:

۱ـ سوره‌ مبارکه‌ هود آیه‌ ۵۶

Email this page

نسخه مناسب چاپ