نیایش
شرح دعای روز پنجم ماه مبارک رمضان
آیت الله سید روح الله خاتمی(ره)
 

اَللّهُمَّ اجعَلنی فیه‌ مِن‌المُستَغفِرینَ و اجعَلنی فیه مِن عِبادِکَ الصّالِحینَ القانِتین‌ و اجعَلنی فیه مِن اَولِیآئِکَ المُقَرَّبین‌ برَافَتِکَ یا اَرحَمَ الرّاحِمین‌

خداوندا مرا در این‌ روز از آمرزش‌ خواهان‌ گردان، و مرا در این‌ روز از بندگان‌ شایسته‌ و فرمانبردارت‌ قرار ده‌ و از دوستان‌ مقربت‌ ساز؛ به‌ لطف‌ و مهرت،‌ای مهربانترین‌ مهربانان.

***

اینجا و در این‌ دعا سه‌ خواسته‌ داریم‌ و بعد هم‌ تمسک‌ می‌جوییم‌ به‌ را‌فت‌ حضرت‌ پروردگار که‌ خواسته‌های ما را برآورده‌ سازد. خواسته‌ اول‌ این‌ است؛ می‌گویم: «خدایا! در این‌ روز ما را از استغفارکنندگان‌ قرار بده». آمرزش‌ خدا شامل‌ حال‌ چه‌ کسانی‌ می‌شود؟ خدا آمرزنده‌ است. در قرآن‌ خیلی‌ بر روی‌ آمرزندگی‌ خداوند تأ‌کید شده‌ و خداوند غفاریت‌ و آمرزندگی‌ خودش‌ را برای‌ بندگان‌ به‌ انحاء مختلف‌ مقرر فرموده‌ است. از جمله‌ این‌ آیات: «انالله‌ یغفرالذنوب‌ جمعیاً»۱ یعنی: خداوند همه‌ گناهان‌ را می‌آمرزد. در آیه‌ای‌ دیگر می‌فرماید: «یا عبادی الذین‌ اسرفواعلی‌ انفسهم‌ لاتقنطوامن‌ رحمه`‌الله‌ ان‌ الله‌ یغفرالذنوب‌ جمیعاً»۲ خداوند متعال‌ در این‌ آیه‌ به‌ بندگانش‌ خطاب‌ می‌کند که‌ از رحمت‌ بی منتهای‌ من‌ مأ‌یوس‌ نشوید. آمرزش‌ بخواهید، من‌ آمرزنده‌ام. «انه‌ هوالعزیز الغفار».

«غفار» صیغه‌ مبالغه‌ و به‌ معنای‌ بسیار آمرزنده‌ است. یعنی، خدا بسیار آمرزنده‌ است. حالا بسیار آمرزنده‌ بودنش‌ یا از باب‌ این‌ است‌ که‌ کسانی‌ را می‌آمرزد، که‌ خیلی‌ زیاد هستند و به‌ این‌ اعتبار، از جهت‌ کمیت‌ «کثرت‌ آمرزیده شدگان»، بسیار آمرزنده‌ است. و یا از باب‌ اینکه‌ هر گناهی‌ را می‌بخشد، یعنی‌ از نظر کیفیت‌ و نوع‌ گناهان‌ و معاصی، بسیار آمرزنده‌ است؛ یعنی، کسی‌ هم‌ که‌ خیلی‌ معصیت‌ کرده‌ باشد و غرق‌ معصیت‌ باشد و یک‌ دنیا معصیت‌ هم‌ داشته‌ باشد.

خدایی‌ که‌ غفار است‌. همه‌ اینها را می‌آمرزد. ولی‌ چیزی‌ که‌ هست‌ غفاریت‌ و آمرزش‌ خدا، فرع‌ بر این‌ است‌ که‌ انسان‌ توبه‌ بکند، یعنی، باید زمینه‌ مغفرت‌ را خود بنده‌ برای‌ خودش‌ مهیا بکند تا آمرزش‌ حاصل‌ بشود. خداوند در صورتی‌ غفار و آمرزنده‌ است‌ که‌ بنده‌ قابلیت‌ آمرزش‌ را پیدا بکند؛ مثل‌ آن‌ زمین‌ که‌ باید قابلیت‌ زراعت‌ را پیدا بکند تا در آن‌ زراعت‌ بشود.

اما چه‌ وقتی‌ بنده‌ قابلیت‌ آمرزش‌ می‌یابد؟ وقتی‌ که‌ توبه‌ بکند و به‌ خدا توجه‌ بکند و به‌ سوی‌ او باز گردد. این‌ است‌ که‌ در آیه‌ شریفه‌ می‌فرماید: «و انی‌ لغفار لمن‌ تاب‌ و آمن‌ و عمل‌ صالحاً ثم‌ اهتدی»۳ من‌ بسیار آمرزنده‌ هستم. ولی‌ چه‌ کسی‌ را می‌آمرزم؟ آن‌ کسی‌ که‌ ایمان‌ بیاورد و عمل‌ صالح‌ انجام‌ بدهد. «ثم‌ اهتدی»: سپس‌ در راه‌ راست‌ باقی‌ بماند؛ در راهی‌ که‌ وظیفه‌ دارد برود. خلاصه‌ اینکه‌ تا انسان‌ توبه‌ نکند، خدا گناهانش‌ را نمی‌آمرزد. شما در حالی‌ که‌ دارید معصیت‌ می‌کنید؛ باک‌ از گناه‌ هم‌ ندارید؛ اگر فردا هم‌ زمینه اش‌ پیش‌ آمد، برای‌ تکرار این‌ معصیت‌ آماده اید؛ مسلم‌ است‌ که‌ اگر بگویید «استغفرالله‌ واتوب‌ الیه» این‌ استغفار نیست.

استغفار وقتی‌ است‌ که‌ شما توبه‌ بکنی. توبه‌ یعنی‌ چه؟ یعنی، اگر معصیت‌ کردی، پشیمان‌ باشی‌ از معصیت‌ و تصمیم‌ بگیری‌ که‌ بعد از این‌ معصیت‌ نکنی. آنوقت‌ بیایی‌ در پیشگاه‌ خدا و بگویی‌ که: خدایا! من‌ پشیمانم؛ بد کردم: دیگر این‌ معصیت‌ را مرتکب‌ نمی‌شوم. اگر این‌ را از صدق‌ دل‌ و باطن‌ گفتی‌ و تصمیم‌ گرفتی‌ که‌ دیگر این‌ معصیت‌ راتکرار نکنی، این‌ استغفار، بجاست. البته‌ «استغفرالله‌ ربی‌ و اتوب‌ الیه» بگو، ولی‌ باید توجه‌ داشته‌ باشی‌ که‌ اگر تو هنوز هم‌ در راه‌ معصیت‌ هستی‌ و هنوز هم‌ ممکن‌ است‌ معصیت‌ بکنی؛ این‌ استغفرالله‌ برایت‌ ثمری‌ ندارد. وقتی‌ انسان‌ آمادگی‌ غفران‌ و رحمت‌ الهی‌ را پیدا می‌کند که‌ توبه‌ کرده‌ باشد؛ توبه‌ حقیقی‌ نه‌ فقط‌ لفظی.

عبد صالح‌ یا قانت‌

«صالح» یعنی‌ شایسته، تمام. بندهِ‌ صالح؛ یعنی‌ بنده‌ای که‌ شایسته‌ بندگی‌ است؛ بنده‌ای که‌ به‌ حقیقت‌ خدا را بندگی‌ می‌کند. و اما «قانت» از قنوت‌ و به‌ معنای‌ «تذلل‌ و خشوع‌ کردن‌ در مقام‌ عبادت‌ است».

مرا از بندگان‌ قانت‌ قرار بده؛ یعنی‌ در زمره‌ آن‌ بندگانی که‌ در مقام‌ عبودیت، نهایت‌ تذلل‌ و خشوع‌ را به‌ خرج‌ می‌دهند. عبادت‌ باید قنوت‌ داشته‌ باشد. یک‌ وقت‌ است‌ که‌ من‌ نماز می‌خوانم‌ ولی‌ به‌ فکر چیزهای‌ دیگر هستم؛ دلم‌ یک‌ جای‌ دیگر است؛ چشمم‌ یک‌ جای‌ دیگر است؛ گوشم‌ یک‌ جای‌ دیگر است، گرچه‌ حمد و سوره‌ می‌خوانم‌ و رکوع‌ و سجود هم‌ می‌کنم، اما این‌ عبادتی‌ است‌ که‌ قنوت‌ ندارد. قنوت‌ این‌ است‌ که‌ انسان‌ با کمال‌ تذلل‌ و فروتنی، تذلل‌ قلبی‌ و باطنی‌، عبادت‌ کند، یعنی‌ خودش‌ را در مقابل‌ خداوند حقیر و ناچیز و کوچک‌ و پست‌ بشمارد و آن‌ آدابی‌ را که‌ در نماز هست، رعایت‌ کند. این‌ قنوت‌ است؛ قنوت، صفت‌ بزرگی‌ است‌ که‌ خدا بندگان‌ خاصش‌ را به‌ آن‌ می‌ستاید، همانگونه‌ که‌ درباره‌ مریم‌عذراء- مادر حضرت‌ عیسی‌ مسیح(س)- چنین‌ می‌فرماید:

«و مریم‌ ابنت‌ عمران‌ التی‌ احصنت‌ فرجها فنفخنافیه‌ من‌ روحنا و صدقت‌ بکلمات‌ ربها و کتبه‌ و کانت‌ من‌ القانتین.»۴

دراین‌ آیه‌ بعد از اینکه‌ مریم‌ را به‌ پاکی‌ و طهارت‌ توصیف‌ می‌کند می‌فرماید: او کسی‌ بود که‌ کلمات‌ پروردگارش‌ را تصدیق‌ کرد و به‌ آن‌ ایمان‌ آورد و از قانتین‌ بود. یعنی‌ کسی‌ بود که‌ در عبادتش‌ کمال‌ خضوع‌ را داشت. این‌ است‌ که‌ قنوت، یک‌ مقام‌ بالاتر از مقام‌ صالح‌ است. گرچه‌ صالح‌ اعم‌ است. صالح‌ و شایسته‌ اعم‌ از این‌ است‌ که‌ قنوت‌ هم‌ به‌ حد اعلی‌ داشته‌ باشد یا نداشته‌ باشد، ولی‌ قانت‌ که‌ می‌گوییم‌ مقام‌ تواضع‌ و بندگی‌ را به‌ حد اعلی‌ دارد. «و جعلنی‌ فیه‌ من‌ اولیائک‌ المقربین» و قرار بده‌ مرا در این‌ روز از اولیاء مقرب‌ درگاه‌ خودت.

ولایت‌ حق‌تعالی‌

«اولیاء» جمع‌ ولی‌ است‌ و یک‌ وقتی‌ درباره‌ خدا می‌گوییم: «الله‌ ولی الذین‌ آمنوا»، «والله‌ ولی المومنین» خدا ولی‌ کسانی‌ است‌ که‌ ایمان‌ آوردند؛ خدا ولی‌ ایمان‌ آورندگان‌ است.

ولایت‌ خدا و ولی‌ بودن‌ حق تعالی‌ به‌ این‌ معنا است‌ که‌ خداوند صاحب‌ اختیار ماست‌ و تمام‌ امور ما به‌ دست‌ اوست. مثلاً ولی‌ صغیر که‌ می‌گویند، یعنی‌ قیم، و کسی‌ که‌ اصلاح‌ امور یتیم‌ به‌ عهده‌ اوست، یا اینکه‌ گفته‌ می‌شود فلانی‌ ولی‌ امر مردم‌ است؛ یعنی‌ صاحب‌ اختیار و زمامدار امور یک‌ مملکتی‌ و یک‌ جامعه‌ای است. پیغمبر، ولی‌ مومنین‌ است، یا ائمه‌ اطهار ولی‌ هستند، یعنی‌ صاحب‌ اختیار و تنظیم‌‌کننده کارها هستند. سررشته دار کارها هستند و رشته‌ کار به‌ دست‌ آنهاست، اصلاح‌ امور به‌ دست‌ آنهاست، این‌ درباب‌ ولایت‌ خدا. اما در باب‌ ولایت‌ بنده‌ به‌ خدا که‌ مثلاً امامان‌ را توصیف‌ می‌کنیم‌ به‌ ولی الله‌ می‌گوییم‌ آنها ولی‌ خدا هستند؛ یعنی، دوست‌ خدا، مطیع‌ خدا و فرمانبردار خدا هستند، یعنی‌ کسانی‌ که‌ خودشان‌ را به‌ ولایت‌ خدا تسلیم‌ کردند.

این‌ است‌ که‌ ولی‌ خدا بودن؛ یعنی‌ دوست‌ خدا بودن، اطاعت‌ خدا کردن. جمعش‌ می‌شود «اولیاء» به‌ معنای‌ دوستداران، و البته‌ کسی‌ که‌ ولی‌ خدا باشد، به‌ مقدار ولایتش‌ هم‌ به‌ درگاه‌ خدا تقرب‌ دارد. این‌ است‌ که‌ این‌ صفت‌ «مقربین» برای‌ اولیاء صفت‌ توضیحی‌ می‌شود. یعنی‌ اولیاء تو که‌ مقرب‌ درگاه‌ تو هستند. بعد می‌گوید: «برا‌فتک‌ یا ارحم الراحمین».

همانگونه‌ که‌ قبلاً عرض‌ شد در پایان‌ هرکدام‌ از این دعاها به‌ یکی‌ از صفات‌ جلال‌ و جمال‌ خدا تمسک‌ می‌جوید. اینجا نیز می‌گوید: «برا‌فتک» و در دعای‌ قبل‌ گفت: «برحمتک» یعنی‌ به‌ مقام‌ رحمت‌ خداوند چنگ‌ می‌زنیم. در قرآن‌ کریم‌ می‌خوانیم‌ «بالمومنین‌ رئوف‌ رحیم»۵ خدا به‌ مؤ‌منین‌ هم‌ رئوف‌ است، هم‌ مهربان. اینجا تمسک‌ می‌جوید به‌ خدا، که‌ خدایا! به‌ رافتی‌ که‌ داری‌ بر من‌ بیچاره‌ ترحم‌ کن‌ و دعایم‌ را مستجاب‌ بفرما. پروردگارا «مرا در این‌ روز از استغفار کنندگان‌ قرار بده‌ و مرا در این‌ روز از بندگان‌ شایسته‌ و قابل‌ خود قرار بده‌ و مرا در این‌ روز از اولیاء مقربین‌ خود بدار؛ «برا‌فتک» به‌ را‌فت‌ و مهربانی‌ و دلسوزی‌ تو «یا ارحم الراحمین»ای‌ کسی‌ که‌ رحیمترین‌ رحمت‌ کنندگان‌ هستی».

————–

پی‌‌نویس‌ها:

۱- سوره‌ مبارکه‌ زمر آیه‌ ۵۳٫

۲- همان.

۳- سوره‌ مبارکه‌ طه‌ آیه‌ ۸۲٫

۴- سوره‌ مبارکه‌ تحریم‌ آیه‌ ۱۲٫

۵- سورهِ‌ مبارکهِ‌ توبه، آیه‌ ۱۲۸٫

Email this page

نسخه مناسب چاپ