شقایق جای تو دشت خدا بود
رها و خانواده‌اش یک روز جمعه به دامن طبیعت رفتند تا از زیبایی‌ها و هوای تازه‌اش استفاده کنند. آنجا دشتی پر از شقایق دیدند. رها تا آن روز آن همه گل را یک جا ندیده بود. برای همین بلافاصله از آن منظره زیبا هم عکس گرفت، هم از آن دشت قشنگ فیلمبرداری کرد. اما ناگهان یاد گلدان خالی کنار پنجره اتاقش افتاد و سعی کرد چند شاخه گل شقایق را آرام آرام با ریشه از خاک در بیاورد و با خودش به خانه ببرد.
پدرش گفت: شقایق فقط در این دشت و در این هوای آزاد و پاک، شاداب و سرزنده است و یک گل آپارتمانی و خانگی نیست و نمی‌تواند در گلدان دوام بیاورد و پژمرده می‌شود.
مادرش هم ادامه داد: دقیقا! هر چیزی را برای جایی ساخته‌اند. درست است که از قدیم گفته‌اند «گل همیشه باید تو گلدون باشه»، ولی هر گلی برای گلدان نیست و بعضی ازگل‌ها جایشان فقط دشت و بیابان است و آنجا زنده می‌مانند.
مونا خضرایی ـ آمل

code

Email this page

نسخه مناسب چاپ