مکتوب هفته
شیرین‌تر از فرهاد
دکتر محمدعلی فیاض‌بخش
بانوی فرهیخته، مرحومه توران میرهادی(خمارلو) را مادر آموزش و‌پرورش مدرن ایران لقب داده‌اند. به عنوان یک معلم با تجربه‌ی چهل‌ساله، این لقب را بر او می‌پسندم و روا می‌دانم. زمانی که نوجوان دبیرستانی بودم و مسیر خانه تا مدرسه‌علوی را هرصبح پیاده می‌سپردم، از جلوی مدرسه‌ «فرهاد» در خیابان ژاله رد‌ می‌شدم؛ مدرسه‌ای که او با دستیاری فرزندش بنیان نهاده‌بود و در آن زمان در زمره‌ی مدارس بسیار خوب تهران بود. خانم میرهادی از تک‌ستاره‌های کاربلد در آموزش و‌پروش مردم‌نهاد بود و گرچه درخشش بعدی او بیشتر در مقام سرپرستی شورای کتاب کودک نمایان شد، اما نمایه‌ی مدرسه‌داری و دغدغه‌ی مستندسازی فعالیت‌هایش، با کمک و همیاری همسر دانشمندش، او را همچنان در پیشانی آموزش و‌ پرورش ایران نشانده‌است.
…اما ایران ما مادران دیگری نیز در صحنه‌ی آموزش و پرورش و مدرسه‌داری داشته‌ و دارد، که متاسفانه بر اساس یک رسم و قاعده‌ی نانوشته، نمی‌توان در زمان حیاتشان آن‌ها را نامبر کرد؛ گرچه همه نامورند.
یکی از این‌ مادران، بزرگ‌بانویی است که کمتر از یک هفته از درگذشت وی می‌گذرد. او هم «فرهاد»‌هایی را به پیش‌پای «شیرین»‌هایی از دختران این مرز و بوم نمایان کرد، تا بخت بلند خویش را در «بیستون»های علم و‌ دین بیازمایند و سقف دانش را بر ستون دین و اخلاق برافرازند و زن‌های امروز این دیار شوند: مرحومه خانم نیکومنش، خواهر علامه‌ی بزرگ، مرحوم علی‌اصغر کرباسچیان، که پس از نزدیک به یک‌سده عمر بابرکت، رخت برکشید.
تربیت‌شدگان قدیمی مدارس این بانوی نامور اما گمنام، امروز در دهه‌های پنجم و ششم زندگی خود هستند و برخی‌شان میراث‌دار مدارسی، که یا او بنیان نهاد و یا در رشد و تعالی آنها کوشید.
چه مایه، مایه‌ی خسران و غبن‌است، که‌می‌دانم، حتی بسیاری از پیشکسوتان معلمی و‌ مدرسه‌داری، برای اولین بار است که نام او را از طریق این ‌مکتوب می‌شنوند؛ و البته عجب نمی‌دارم؛ زیرا که امروز صحنه‌گردانان جنجالی و جوفروشان مدارسِ خیابانی، عرصه را بر برزگران ساقه‌های طلایی گندم آموزش و پرورش تنگ‌کرده‌اند و طبله‌های خودبو و خوش‌رایحه‌ی عطارانِ خاموش، در فخرآوری طبل‌های بلندآواز و‌ میان‌تهیِ تبلیغ‌گرانِ کنکوری و اینستاگرامی، مجال عطرافشانی ندارند.
مدرسه‌فرهاد و تجربه‌های گرانقدرش، راهی را به نظرکردهای جدید در امر مدرسه‌داری در زمان خودش گشود و مادر پرمهر و‌ پردانش آن مدارس، توران میرهادی، جرأتی را در میان زنان فرهیخته برانگیخت، تا هم مدرسه را مدرن و‌ جدی بنگرند و‌ هم انحصار مردسالاری در مدرسه‌‌داری را بشکنند. نیز امثال خانم نیکومنش، با پیوست تعلیمات مذهبی و اخلاق مبتنی بر اعتقادات دینی، پای‌بست‌های مذهبیان را در دانشوری دخترانشان برگشودند و نشان دادند که می‌توان زنانی را در اوج تقید و‌اعتقاد به باورهای دینی، در کسوت دانش‌آموختگان نوین، راهی جامعه کرد.
امید آن دارم، که با لغو دستورالعمل نانوشته، اما به‌رسمْ نشسته‌ای، که تجلیل از بزرگان زنده و فرهیخته، به ویژه بانوان را در تنگنا گذارده، بتوانم به زودی از دیگرانِ این وادی سخن ستایشی به میان آورم؛ پیش از آن‌که از میانمان رخت بربندند.

نسخه مناسب چاپ