یادداشت
صحنه را باز کنید(آخرین بخش)
* سید مسعود رضوی
آنچه درباب شفافیت و امکان بهبود امور در پرتو نقد و آزادی رسانه ای گفتیم، در شرایط کنونی یک پیشنهاد تزیینی و تفنّنی نیست، بلکه مقدمه­ ای ضروری برای باز کردن فضای جامعه و گشودن درها به روی تمام شهروندانی است که از حق و حقوق متعادل و متعارف برخوردارند.

راهبرد ملی در برخورد با مردم و شهروندان و مدیران و سرمایه داران و تجّار و گردشگران و سیاستمداران و… می طلبد که چنین دیدگاهی به پایه و مایه تفکر و اعتقاد و قانون بدل شود. در واقع بر اساس آموزه های دینی و انسانی و عقلی ای که ما می شناسیم و قوانین اساسی و موضوعه، برابری و استفاده مشاع از امکانات مملکت و فرصت های موجود، یک مطالبه محدود در مجادله و مقابله با مخالفان نیست، بلکه در زمره حق و حقوق تمام آحاد ملت ایران است.

برخی به استناد تفاسیر شاذ و نادر از قوانین موجود و احکام شریعت، در تنگ کردن حلقه آزادی و اشاعه حقوق عمومی، به شکل عجیب و حیرت انگیزی قناعت و حتی خساست به خرج می دهند و گاهی هم با چشم دوختن به انذار و تحذیر دوستانی که فقط در چارچوب های نظامی یا امنیتی خاصی زیسته و اندیشیده اند، و همیشه از همین روزن به هر موضوع و شخصی می نگرند، تبلیغ می کنند که لازم است شرایط دوران­های ویژه و اوقات حادّ و خاصّ بازهم اِعمال شود!

گویی فقط در این وضعیت و اینگونه به ادامه حکومت و تداوم نظام و سیستم مدیریت کشور مساعدت می­شود! اما آیا این تنگ کردن حلقه­ های دوستان و شهروندان و خصومت با هرگونه آشتی و آزادی ­های مصرّح قانونی و انسانی، تشریک مساعی به مملکت و نظام است یا کوچک کردن و ناتوان ساختن آن هم محسوب می شود؟

آنچه در این لحظه ­های دشوار از تاریخ، که آمریکای ترامپ و دولتِ راست گرا و نژادپرست صهیونیستی و رژیم­ های قبایلی و پتروپولی در منطقه ایجاد کرده اند و در اتحادی شوم علیه ایران بسیج شده و اقتصاد و نیروی نظامی و وحدت ملی و اجتماعی ما را هدف گرفته اند، کشور و حکومت و ملت ایران را یاری خواهد داد تنها همگرایی و بهره گیری از تمام سرمایه ­های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی، و تمام نیروهای خلاق مادی و معنوی است.

آرایش نیروها باید در نگرشی تازه و بر اساس دربرگیرندگی حداکثری و مبتنی بر وحدت و آشتی ملی تعریف و بلکه تفسیر شود، زیرا قوانین ما ظرفیتی عظیم و نهفته برای چنین بازنگری و تفاسیری را داراست. زمزمه های اندرزگونه­ ای که اشخاص دلسوز و شخصیت های صاحب نفوذ برای گشایش امور و رأفت و آشتی و همدلی مطرح می کنند باید بلندتر و عیان تر گفته شود و از سوی اولیای برجسته و مدیران شایسته شنیده و به کار بسته شود.

همدلی سیاسی همانند همدلی اقتصادی است و نتایج مهم و منافع عظیم دربر دارد. امروزه در سراسر دنیا، ایرانیان کارآفرین و صاحب سرمایه و دارای شمّ اقتصادی و وجاهت مدیریتی پراکنده اما فراوان­ اند. در تمام قاره­ های جهان و در تمام کشورهای ذی‌نفوذ و ثروتمند، این هموطنان صاحب تخصص و مشاغل عالی و

سرمایه ­های مادّی، دل در گرو میهن و چشم به گشایش و مودّتی دارند که می تواند همچون فراخوانی تاریخی، حصار تحریم و مشکلات تحمیلی و یک جانبه ترامپ و حلقه جنگ طلب و غارت پیشه اطرافش را درهم بریزد.

ما بارها از زبان مدیران و مسئولان، یا مورّخان و تحلیل گران شنیده ­ایم، یا در خاطرات بزرگان و صاحب منصبان عالی رتبه و کتب و رسایل دیگران خوانده­ ایم که چه فرصت­هایی در چه لحظات مهمی از تاریخ معاصر و سالهای دور و نزدیک از دست رفته یا قدرش را ندانسته ­ایم. در حقیقت در زمان مناسب شجاعت ابراز تصمیمات و بیان برنامه ­های بهره ورانه را نداشته‌ایم.

اصلا انگار این قدر نادانستن فرصت­های ویژه، صفت بارز ما شده و چندین نوبت تغییر و تحولات عظیم تاریخی، که زیرسازه ­های سیاسی و اقتصادی در شمال و شرق و غرب و جنوب میهن ما را زیر و زبر ساخته است، نتوانسته ما را به قطب بزرگ و مهم اقتصاد و ثروت و ترانزیت و توریسم و اقتدارات ناشی از آن بدل کند. حال آنکه برخی کشور و بیابان­ها در اطراف ما از یکی دو فرصت خود و غفلت ما، بهره و منافعی افسانه ­ای به جیب زده ­اند و می زنند.

اما شاید اگر فرصت­های مزبور نتوانست چنان اثر و تأثیری برجای نهد در عوض مشکلات و تنگناها بتواند چنین کند و تردید نکنید که کشور عزیز ما شایسته چنین فرصت شناسی و مدیریت تاریخی بوده و هست و همواره مستعد انسجام و وحدتی پایدارتر خواهد بود. الآن یکی از همان لحظه ها و فرصت های تاریخی است. وقت خوبی است که برای مقابله با مخاطرات دشمنان خارجی و ارتقای سطح زندگی و همزیستی مردمسالارانه و مسالمت جویانه اهتمام نماییم.

این امر و این نوع مدارا و سلم و گشادگی، نشان قدرت پایدار و همبستگی ملی است. آنان که مدام از بگیر و ببند و حذف و اتهام و ترهیب و تعقیب سخن می­ گویند نمی دانند که ایران سرای محبت است. خانه مودّت است. بوستان همبستگی است. گلستان پیوستگی است. خصومت و ظن و سخت گیری از خامی است و بر تعصب و گسست خواهد افزود.

امروزه صدای انفجارهای معابد و مساجد و عبادتگاه­ها یا مدارس و مراکز گوناگون در چهارگوشه جهان قلب انسان های آزاده و مردمان چهارگوشه جهان را به درد آورده است. اینها همه نتیجه دژخویی و ترش رویی و تعصب و تحجر است؛ از نیوزیلند تا قلب اروپا، از کابل تا سریلانکا و حلب، تا روهینگیا و طرابلس و خارطوم و… اما هرکجا مدارا و آشتی و همدلی است، صدای تفنگ و نعره بمب هم خاموش است. والسلام.

Email this page

نسخه مناسب چاپ