یادداشت
طلای سیاه و بلای سیاه
سیدمسعود رضوی
تردید نیست که وزیر نفت را به سختی تحت فشار و آماج اتهام قرار داده‌اند و جماعتی در سایه، به شیوه‌های عجیب و غریبی می‌کوشند او را وادارند تا کار نفت و بازآورد اندک و محدود ارزی در این صنعت را همچون هدیه‌ای از جانب ملّت به یک اقلیّت بسپارد. دولت تا این زمان موفق شده و هنوز شیخ‌الوزرای کابینه که در کاردانی و امانتداری و صحت عمل و صدق گفتار، امین و احسن الوزرا هم بوده، باجی به این جماعت خوش‌اشتها نداده است. زنگنه را باید وزیری با تدبیر و شجاع و صاحب استقلال و پاک‌دست دانست. در تدبیرش همین بس که طی یک‌سال، تولید و فروش نفت ایران را به دورة قبل از تحریم‌ها بازگرداند و اگر بدعهدی روزگار نبود و کارشکنی حضرات مانع نمی‌شد، پای بزرگترین شرکت‌های نفتی جهان را به ایران باز می‌کرد و به سرمایة آنان، آخرین تکنولوژی‌ها را در امر پیدایش و استخراج و پالایش و عرضه و بازاریابی برقرار می‌ساخت.
در باب شجاعتش همین مقاومت یک سالة اخیر کافی است و نیازی نیست یاد‌‌آوری کنیم که دست چه کسانی، از رضا ضراب تا بابک زنجانی و امثال ایشان به طلای سیاه رسیده و همچون گنج باد‌آورده سرمایة ملّی را خرج و در هر کجا میل مبارکشان اظهار تمایل می‌فرمود، هزینه می‌کردند. کرشمه‌های دولت نهم از این نظر در تاریخ ماندگار خواهد شد.
اما از آنجا که وزیر نفت، هم صاحب تجربه است و هم واجد عزت‌نفس و تقوا و بی‌نیاز از دهش مالی و خواهش نفسانی، نمایش‌های متفاوتی دربارة او اجرا می‌شود تا شاید دست از این وزارتخانه بکشد و به بازنشستگی یا کراهت و بیم، کلید مدیریت این طلا یا بلای سیاه را به خواستاران مذکور بسپارد. یک روز به نام آبدارچی وزیر، کارتخوانی با تراکنش چندین میلیونی پیدا می‌کنند و یک روز مسیر کشتی نفت‌کش‌ها را از قول منابع استکباری در سیمای جمهوری اسلامی به نمایش عمومی می‌گذارند تا آمریکا و اتحادیه اروپا و شرکای برجامی خبردار شوند که ما چگونه تحریم‌ها را دور می‌زنیم و در کدام بزنگاه و ایستگاه نفت‌کش‌های ایران در حال تردد و حمل نفت‌خام هستند!!
به قول شاعر: با دوست چنین کنی، با دشمن چه کنی؟
در اینجا نمی‌خواهم وارد جزئیات شوم. خوشبختانه، وزارت نفت و برخی مخبران و روابط عمومی آن، نسبتاً خوب عمل کرده و پاسخ مقتضی را به منتقدان و بلکه معاندان و رقبای سایه‌نشین می‌دهد. اما باید توجه داشت که این شرایط، در تاریخ میهن عزیز ما بی‌سابقه است. در زمانی که ملّت ایران با انواع حرمان و تحریم‌، با انواع فقر و فاقه، کمبود و دشواری و نیز انواع تحریکات و اتهامات و هجمه‌های ناجوانمردانه در منطقه و جهان روبرو است و در حقیقت همچون سیاوش از آتش گذر، و به امید خداوند به سلامت عبور خواهد کرد، روا نیست این آب‌ باریکه که باید به تدبیر و دقّت و عدالت تقسیم شود و هزینه‌های پایه را برای حل مشکلات هشتاد میلیون جمعیت ایرانی فراهم سازد، در دست کسانی قرار گیرد که پیش از این، امتحان خود را پس داده و چنان رسوایی‌های بزرگی را در تاریخ ایران ثبت کرده‌اند که هیچ نمونه‌ای برایش نمی‌توان سراغ کرد.
افزون بر این، در حال حاضر دولت باید در چندین جبهه سیاسی و تبلیغاتی و مدیریتی به صورت مضاعف کار کند تا مشکل حاد و شکاف بزرگی جامعه را نیازارد و پایه‌های امنیت ملی و اعتماد عمومی چنان خدشه‌دار نشود که دیگر نتوان آن را بازگرداند. نفت را نمی‌توان هزینه جاه‌طلبی یا خواهش و تمایلات اقلیت کرد، خاصه در این زمان که نمی‌توان شفافیت و نظارت رسانه‌ای و نقد حسابگران و صاحبان قلم را در این حوزه به کار گرفت و قراردادهای پشت پرده و حتی شفاهی و خفاهی برای دور زدن تحریم‌ها به کار افتاده و شاید نتیجه بدهد یا خیر؟! زمان برای دولت رو به زوال است. اما همین فرصت باقی مانده تا پایان دوران دولت دوازدهم، مهم‌ترین عصر در تاریخ سیاسی و اقتصادی ایران معاصر خواهد بود. این را نه از سر تعارف یا به عنوان شعار، بلکه براساس صدها دلیل می‌گویم؛ اگر بتوان در برابر تمامت خواهی و فشار گروه‌های رقیب و طالب منابع دولت، مقاومت کرد و موضوع تحریم‌ها و برجام و مذاکرات و مجادلات کنونی را به ثباتی مجدّد در راهبرد آینده ایران، به سرانجام مطلوبی رساند، کشور و مردم ایران بر مشکلات فائق خواهند آمد، وگرنه به چه انگیزه‌ای و برای چه کسانی و به چه دلیل باید مقاومت کرد و کوشید و برگزید و مسیرهای سخت را امتحان کرد؟ مردم در شرایطی که حداقل امکانات خود را نیز در معرض تزلزل می‌بینند و ارزش پول ملی در مقابل کالاهای اولیه و ضروری به سرعت در حال تغییر و کاهش است، انتظار دارند در نقطه‌های مهم، چراغ صدق و انصاف و درستکاری و شجاعت را روشن ببینند. امید به آینده و پیدا کردن راهی به سوی افق‌های زندگی، در پرتو نور همین چراغ‌ها میسر است.
اگر قدرت و امکان بیان مصادیق می‌بود، فهرستی عظیم و پرتعداد از گزندهای دولت موازی و اجزای فشار به دولت روحانی، خاصه به وزیران کلیدی کابینه را در اینجا می‌نوشتم، اما نه امکانش هست و نه با شرایط کنونی صلاح است که بیش از این، از این مسائل سخن بگوییم. اما این هشدار را جدی بگیرید که سکان نفت اگر از دست بهترین مدیر و تیم متخصص و کار آموزده کنونی به در رود، دیگر دولت دوازدهم را نمی‌توان یک دولت مستقل و برآمده از آرای اکثریت دانست. وزارت نفت، امانتدار مردم و نقطه قوت دولت کنونی است، رئیس جمهور، شخصاً باید اضطراب و اتهامات را از آن دور کند تا با خیال آسوده، بتوان در این اوضاع نتیجه‌ای گرفت.

Email this page

نسخه مناسب چاپ