جایگاه وطن در اشعار نظام وفا
علی خوشه چرخ آرانی
 

مقدمه:
نظام وفا در میان شاعران غزلسرای معاصر به دلایل متعددی همچون ذوق ادبی، شاعرانگی پدر و مادر، استعداد ذاتی، طبع نازک و سرشتی هنرین، تجربیات معلمی، حشر و نشر با ادیبان و شاعران نامور و نامدار معاصر و سفر به اروپا و کسب تجربه در این زمینه و آشنایی با مبادی و مبانی اصول مکتب رمانتیسم، جایگاهی ویژه و بنیادین داشته است تا جایی که تحسین بزرگانی همچون استاد سعید نفیسی را برانگیخته است.
و اگرچه از لحاظ سبکی و فکری ویژگی هایی همچون سهولت و روانی کلام و سلاست و سلامت و سهولت معانی، صدق گفتار، احساسات و عواطف نازک و اندیشه های والا و کلامی آرامبخش، او را شاعری توانا و برجسته نشان داده است، اما غور و تعمق ریزبینانه در آثار این شاعر نشان می دهد که وطن و ایران و ایرانی در شعر او جایگاهی والا و بالا دارد. در این مقاله، پس از بیان شرح مختصری از زندگی استاد نظام وفا، جایگاه وطن، ایران و ایرانی با ذکر شواهد و مصادیق از ابیات دیوان وی، مورد بررسی قرار گرفته است.
معرفی نظام وفا
زنده یاد نظام وفا در بیست و یکم فروردین ماه۱۲۶۷شمسی (سوم رمضان المبارک۱۳۰۶ه. ق) در خانواده ای متدین و شاعر مسلک در محله دربند شهرستان آران و بیدگل به دنیا آمد. نیای نظام وفا، ملا احمد امام و پدرش محمود وفا فرزند مجتهد نامی و از اجلّه علمای دوره فتحعلیشاه بود که علاوه بر درجات معرفت و حکمت، صاحب کرامات بسیاری نیز بود و هنوز مُعمّران شهرستان آران و بیدگل از پدران خویش، از کرامات نیای نظام وفا حکایت ها نقل می کنند.
از ملا احمد(نیای نظام وفا) تألیفاتی همچون«دبستان واعظین و گلستان فاخرین» که تفسیر عرفانی سوره مبارکه یوسف است و نیز «سحاب الامطار» در تاریخ زندگانی اهل بیت (علیهم السلام) و کرامات آنها به یادگار مانده است.
پدر نظام وفا- میرزا محمد محمود امام جمعه آرانی- شاعر، فقیه و مفسری بلندمرتبه و مادرش هم شاعری خوش ذوق، به نام «منور» بود که «حیا» تخلص می کرده است و طبیعی است که شاعر خوش ذوق، نظام وفا، لطافت و ظرافت کلام و شعر و طبع روان خویش را از ایشان به ارث برده است.
نظام وفا از دوران کودکی، تحت تعلیم معلمی خانوادگی، تحصیلات خویش را شروع نمود و سپس به کاشان رفت و در حلقه درس مجتهد مرحوم سید رضا پشت مشهدی، فقه و کلام و در نزد میرزا محمد علی آقا جمال طبیب، طب قدیم را آموخت.
به دنبال آن در سال ۱۳۲۴ سال اول مشروطه، در مدرسه علمیه مرحوم علی نراقی تحصیلات خود را آغاز کرد و تحت تعلیمات «غلامرضا معارفی» که از روشنفکران به نام دوران خود بود، با سیاست آشنا شد و با هم قسمی با دوستان خود بنای مبارزه علیه حاکمان ستمگر روزگار خویش و با هدف حفظ استقلال و امنیت کشور را نهادند و از آنجا که تحت پیگرد مأموران حکومتی قرار گرفتند، به همراه دوستان خویش به تهران رهسپار شدند، اما نظام در تهران دستگیر شد و در زندان باغ شاه زندانی گردید. او سرانجام با وساطت یکی از شاگردان قدیمی پدرش که در آن زمان پیشکار ولیعهد بود، آزاد شد.
نظام وفا به درخواست پدرش با دختر مجتهدی به نام «ملا علی دربندی» ازدواج کرد که حاصل ازدواج آن ها، فرزندی به نام «رضا»است که در دوران حبس نظام وفا با ابتلا به بیماری آبله از دنیا رفته است.
همسر نظام پس از آزادی او از زندان، از همراهی او در سفر به تهران سرباز زد و ناچار نظام وفا پس از جدایی از همسرش، به تنهایی، برای همیشه به تهران رهسپار شد و برای همیشه شغل شریف معلمی پیشه کرد و در مدارس آلیانس، سن لویی، فلاحت و دانشکده کرج تدریس می کرد.
نظام وفا در عین پرداختن به معلمی، بعد از ظهرها خود در مدرسه عالی آلیانس زبان فرانسه آموخت تا جایی که مهارت یافت متون فرانسوی را به زبان فارسی ترجمه کند. به دنبال آن نظام، بارها به کشور های متعدد اروپایی سفر کرد و توانست با فرهنگ و تمدن غرب از نزدیک آشنا شود، ولی هرگز اصالت و ایرانی بودن خویش را فراموش نکرد.
نظام تا پایان عمر خویش به تدریس و شاعری مشغول بود. از آثار چاپ شده وی می توان به: مجله وفا در یک دوره دو ساله، مثنوی حبیب و رباب، مثنوی معراج دل، آماج دل، پیوند های دل، پیروزی دل، یادگار سفر اروپا(سفرنامه)،حدیث دل(آخرین اثر شاعر)، مقالات ادبی، نامه های وی و نمایشنامه های ستاره و فروغ، فروز و فرزانه و برتر از همه غزلیات وی اشاره کرد. (مجموعه آثار استاد نظام وفا، عبدالهو مسعودی آرانی، ص ۱۷-۶۵)
واژه «دل» یکی از پر بسامدترین واژه ها در اشعار نظام است. استاد سعید نفیسی در توصیف شعر و دلیل کاربرد فراوان این واژه نوشته است: «نظام هرچه می گوید، زاده ایمان او و عقیده راسخ او و ترجمان جان و دل اوست. نظام وفا از این گونه شاعران است.» (مجموعه آثار استاد نظام وفا، عبدالهت مسعودی آرانی، ج۱، ص۱۲۷)
نظام وفا به دو شهر اصفهان و شیراز بسیار علاقه مند بود و هرساله چند ماه از سال را در این دو شهر با دوستان بسیار نزدیک خویش می گذراند و خاطرات بسیار آموزنده ای از این دو شهر بزرگ در آثارش انعکاس دارد.
در بیان جایگاه نظام وفا و والایی شعر ایشان، همین اندازه بس که «یحیی آرین پور» می نویسد: «شعر نظام وفا، گیرایی مخصوصی دارد و پاکیزه و بی عیب، آرام ده و ستایش بخش است، وفا قواعد شعر کلاسیک را دقیقاً رعایت می کند و در قالب های معمول شعر فارسی، احساسی ترین مضامین را که در آغاز قرن ۱۹ میلادی، دل های مردم دنیای غرب را مسحور ساخته بود، بیان می کند… بزرگترین امتیاز شعر نظام وفا، شاید همان زبان ساده و بی تکلّف اوست که هیچ گونه آب و رنگی ندارد…» (از صبا تا نیما، یحیی آرین پور، ص۴۲۱)
سرانجام نظام وفا در اول بهمن ماه ۱۳۴۳ و مطابق با ۱۸ رمضان ۱۳۴۸قمری بر اثر بیماری سکته مغزی از دنیا رفت. مدفن وی در صحن زیارت حضرت عبدالعظیم است. وزرای آموزش و پرورش، کشاورزی، فرهنگ و هنر، مدرسه عالی دختران، دانشکده کشاورزی کرج، موسسه عالی هنرستان و بسیاری از نهادها و سازمان های دولتی، فرهنگی وقت کشور مرگ وی را ضایعه ای عظیم برای جامعه علمی و ادبی کشور و محافل ادبی و شعر ایران دانسته اند و یا برگزاری مجالس سوگواری و تجلیل از وی، قدرشناسی خود را نسبت به وی ابراز نمودند. علامه فقید، جلال الدین همایی قطعه زیر را در ماده تاریخ فوت وی سروده است:
پیــر دیـر ادب نـظام وفــا
که چنـو شاعـر بنـام نبــود
در هنرمندی اش خلاف نرفت
در سخن دانی اش کلام نبود
سال ها در معلمی بگذاشت
که جز اینش هوا و کام نبود
مرغ روحش شد از جهان آزاد
گرچـه اینجـا اسیـر دام نبـود
در صـف دوستـان صاحـب دل
بــود امــت اگـر امــام نبــود
هوس جاه و مال و رتبه نداشت
طالــب منصـب و مقـام نبـود
کس چو او پیش دانش آموزان
مـورد عــزّ و احتـــرام نبــود
بهر تاریــخ او همـایی گفــت
که یکی در وفـا نــظام نبــود
(دیوان سنا، جلال الدین همایی، ص۱۲۰)
لازم به ذکر است که بالغ بر دوازده دفتر از دستنوشته های چاپ شده و چاپ نشده استاد نظام وفا در حال حاضر در اختیار دوست فرزانه و استاد فرهیخته اینجانب، استاد عبدالله مسعودی آرانی است. بزرگترین امتیاز، افتخار و خدمات نظام وفا در عرصه شعر و شاعری، افتخار استادی شاگرد نامور و نامدارش«نیما یوشیج»است.
نیما در اغاز شعر«افسانه» برای حفظ او در خاطره ها به نیکی و نیکنامی یاد می کند. «افسانه» قبل از چاپ از صافی ذوق و سلیقه نظام وفا استاد و مربی نیما گذشته و حذف و اصلاحات چندی در آن صورت گرفته بود. بنابراین، شاعر به پاس این خدمت که یقیناً در توفیق کم نظیرش بی تأثیر نبوده است، در سرلوحه منظومه افسانه این عبارت را جای داد:«به پیشگاه استادم نظام وفا تقدیم می کنم؛ هرچند که می دانم این منظومه هدیه ناچیزی است، اما او اهالی کوهستان را به سادگی و صداقت شان خواهد بخشید.» (چون سبوی تشنه- محمد جعفر یاحقی،۷۴)
وطن در شعر نظام وفا
نظام وفا از کودکی شعر می سرود؛ به گونه ای که در سن بیست و شش سالگی و به تصریح خودش، بیش از ده هزار بیت سروده بوده است
مرا سال کمتر ز سی بود چـار
که بودم فزون شعر از ده هزار
ایشان در موضوعات مختلف، از جمله آزادی، عفاف، دین، زن، انتقادهای سیاسی و اجتماعی و اندیشه های تعلیمی از قبیل توصیه به علم اندوزی، بی آزاری، پرهیز از ستم، دوری از کبر، آبروداری، نوگرایی و تجدد، دعوت به سادگی و … شعر سرایی نموده است؛ ولی موضوع وطن از مفاهیم پرکاربرد و رایج در اشعار نظام است.
آنچه قابل تأمل و تذکر است، این که نگرش قدما و گذشتگان به وطن در دوره مشروطیت، برجسته و نمایان است و نظام وفا به عنوان شاعر در این دوره از این اندیشه و طرز تلقی و احساسات ملی گرایانه تأثیر پذیرفته است.
وطـن ای تو کانــون امیـد ها
به هر ذره خاک تو خورشید ها
***
به پای باش و برومند ای درخت وطن
که زیر سایه تو جاه و افتخار من است
به کار ملک خیانت کسی که می ورزد
اگرچه دوست بود خصم نا به کار من است
خدا و میهن و ملت، جوانی و کوشش
نظام در سفر و در حضر، شعار من است
باید توجه داشت که در بیت پایانی، به جای خدا، میهن و ملت می توانست مانند برخی شاعران هم عصرش، خدا و خسرو و میهن که از نظر موسیقایی هم شاید بی تناسب نبود و اگر هم می گفت، در آن روزگار کسی زبان به اعتراض نمی گشود و ایراد نمی گرفت را بیان کند، اما ورق زدن دیوان و اشعار نظام ثابت خواهد کرد که نظام اهل مدح و مدیحه و ثناگویی بزرگان کشور نیست. آن گونه که خودش می گوید:
همـه گوهـر معرفـت سفتـه ام
نه مدح و نه هجو کسی گفته ام
و یا:
نگفتم مدیح و هجای کسی
اگرچه ز من گفته ماند بسی
چو آز و نیازی نباشد به جای
نماند دگر جای مدح و هجای
نظام در عنفوان جوانی به تلاش های سیاسی کشیده شد و از فرزانگانی بود که از اوضاع بد مردمان وطن رنج می برد:
ز هجده نبودی فزون سال من
که شد منقلب یکسر احوال من
در آن روز ایران نمودی نداشت
نمودی اگرداشت، بودی نداشت
یکی دولـت جاهـل خود پرست
گرفته زمام سیاست به دست
من و جمعی از نوجوانان راد
وطن خواه و بینا دل و پاکزاد
ببستیـم پیمانی از ســوز دل
که یا گردد از خون ما خاگ گل
و یا خاک ایران به فرزانـگی
بشوییم از دشمـن خانــگی
ابیات یاد شده نشان می دهد که نظام وفا از شرایط نامساعد مملکت آن روزگار بسیار خسته و دلزده و دل کوفته بوده است. به گونه ای که در جای جای اشعارش از اوضاع و شرایط نا بسامان وطن آن روزگار می نالد و جوانان را به جنگ و مبارزه با جهل و جهود و رکود فرا می خواند و می گوید:
همتی کامروز دشمن چیره است
کوکـب اقبـال ایران تیـره است
اما در هرشرایط دوستی و حب وطن و توجه به فرّ و فروغ و فرزانگی ایران و وطن در اشعارش جدا نمی شود.
وطـن ای تو کانـون امیـد هـا
به هر ذره خاک تو خورشید ها
کنار تو چون گل دل ما شکفت
در آغوش تو نیز خواهیم خفت
به چشـمان ما خاک تو توتیاسـت
که این خاک، خاک نیاکان ماست
«دکتر شفیعی کدکنی» در باب وطن در شعر و مشروطه می نویسد: «شعر و مشروطیت، بهترین جلوه گاه وطن در مفهوم قومی و اقلیمی آن است و بررسی شعر مشروطه به لحاظ عواطف میهنی، خود می تواند موضوع کتاب وسیعی باشد؛ زیرا هر شاعری به گونه و با لحنی ویژه از چشم اندازهای جغرافیایی و تاریخی وطن سخن رانده است.
با این که همه شاعران این دوره برداشت روشن و محسوسی از مسأله وطن داشته اند، باز می توان دو شاخه اصلی وطن پرستی در شعر مشروطه مشاهده کرد: شاخه نخست، شاخه ای است که وطن ایرانی را در شکل موجود و اسلامی و حتی شیعی آن، مورد نظر قرار می دهد؛ مثل شعر وطنی ادیب الممالک و بعضی که بیشتر از طرز نگرش اروپاییان به وطن مایه گرفته، وطن را مجرّد از رنگ اسلامی آن مورد نظر دارند.»(تلقی قدما از وطن- محمدرضا شفیعی کدکنی ص۴۰)
اما نگاهی همراه با ژرف اندیشی و امعان نظر یه اشعار وطنی نظام وفا نشان می دهد که نگاه او به وطن، ترکیبی از هر دو است؛ یعنی در کنار طرز تفکر اروپایی به وطن مواردی از مذهب و ایمان و اعتقاد دینی را نیز در کنار آن ها گنجانده است.
بهر ایران هنر از این سفر آور سوغات
گرچه گویند که خود مهد هنر ایران است
هان مبادا رودت میهن و مذهب از یاد
کاولین درس شرافت وطن و ایمان است
ضمن این که عشق و ارادت نظام وفا به حضرت حسین بن علی(ع) و شهامت و ایثار و فداکاری آن امام همام، نمونه دیگری از گرایش مذهبی وی به حساب می آید. نظام اعتقاد داشت که نهضت امام حسین(ع)قیامی به حق بود و در دیانت تأثیر شگرفی داشته است و خون مبارک آن حضرت هرگز خشک نخواهد شد. او چنان به امام حسین عشق می ورزید که به یکی از شاگردان خویش توصیه کرده است که هروقت با قلب سوزان و اشک ریزان مقابل آن حضرت تعظیم کنی و سر به خاک بگذاری از سوی من سلام برسان و بگوی:
دور افتاده است از کوی شما گرچه نظام
من چو اشک او به دامان شما افتـاده ام
غزل های وطنی نظام وفا
با بررسی دیوان نظام وفا و مجموعه اشعارش درمی یابیم که عمده شهرت نظام وفا سرایش در قالب غزل و رمانتیسم است و شاه بیت های معروفی از وی به جا مانده است که زبانزد عام و خاص گشته و جزء امثال و حکم زبان فارسی شده است؛ مثلاً:
تا دلی آتش نگیرد حرف جان سوزی نگوید
ال ما خواهی اگر، از گفته ما جست و جو کن
اما وطن و اشعار وطنی در شهر نظام وفا طنین و پژواک خاصی دارد:
تیره از گرد سمنـد افلاک کـن
خاک میهن را ز دشمن پاک کن
خویشتن را خواهم از بهر تو من
لیک می خواهم ترا بهر وطــن
و نکته جالب و قابل تذکر و تأمل این که نظام وفا در بیشتر تغزلات خود، به یاد وطن است و با وجود این که غزلیات خود را با موضوع و مضمون متعارف آغاز می کند، ولی یک باره در میان غزل معلوم می شود که معشوق او ایران است:
از دل نرفتـه ای تو اگر رفـتی از نظـر
ای گنج عشق جای تو ویرانه من است
خواهـم نـظام در ره میهـن کنم نثـار
خونی که در دل من و جانی که در تن است
ایرانی در نگاه نظام وفا
نظام وفا از شاعران ناموری است که به ایران و ایرانی با نگاه احترام آمیز می نگرد و به ایرانی بودن خویش مباهات می ورزد:
نیاکــان ما تاجـداران بُدنـد
فروزنده خورشید کیهان بُدند
جهان را بدیشان بُدی افتخار
جهان دار بودند و گیتی مدار
چُنینند مردان ایران نژاد
نژاد و بزرگان با مهر و داد
که هرگز نجویند جز سادگی
نگردنـد جز گــرد آزادگــی
جوان مردی و مردمی پیشه اند
فروزنده دل، پاک اندیشــه اند.
ولی نظام هیچگاه چشم را به روی حقایق کشور نمی بندد و کم و کاستی های آن را هم با نگاه عمیق و ظریف خویش گوشزد می نماید:
در این دوره، مردانگی گم شده
جمـادی به ترکیب مردم شـده
نظام، اگرچه عاشق صلح و دوستی است و خشونت و تندروی در ذات و در شعر وی جایگاهی ندارد، ولی گاهی هم راه صلح را در میان جنگ می جوید:
ز صلح آن کسی بهره آرد به چنگ
که نندیشد از آتش و خون و جنگ
و نهایتاً این که جدای از اشعار وطنی که نظام غالباً در بحر متقارب سروده است، یاد ایران هم در تعزلات او فراوان است؛ مثلاً در قطعه ای می سراید:
ترس و نومیدی نباشد در سر سرباز ایران
در میان آتش و خون دل پر از نقش و نگارست
کی تواند پا در آن کشور نهد خصم سبک سر
کاندران هر سوی از تن های جانبازان حصار است
خاک دشمن را به باد نیستی دادیم آری
آتش جان خیانت پیشه، تیغ آبدارست
و یا در قطعه ای دیگر می سراید:
خوشم که بین یکی قوم پاکزاد و اصیل
نژاد و زندگی و مسکن و قرار من است
به پای باش و برومند ای درخت وطن
که زیر سایه تو جاه و افتخار من است
نتیجه:
- اگر چه کمی دور به نظر می رسد، اما عقاید و سخنان نظام وفا درباره مفهوم وطن و وطن پرستی می تواند در جرگه آموزه های تعلیمی و در حوزه قلمرو فکری سبک شناسی نظام وفا قرار گیرد. زیرا در نگاه او وطن به جز وجه اقلیمی- قومی و نژادی- وجه اخلاقی و مذهبی هم دارد و این وجه سوم از آموزه های نادر و بدیعی است که در شعر شاعران معاصر او کم تر یافت می گردد.
- در کنار مضامین و مؤلفه هایی همچون: جوانی، آزادی و پاکدامنی، صبر و بردباری، راستی و راست منشی، امیدواری و… که در منظومه نظام جایگاه دارند، اما او را می توان معلّمی فرزانه دانست که در کسوت فرزانگی و شاعری همواره قلبش برای ایران و وطن خویش می تپد. به گونه ای که در اشعار وطنی او آموزه هایی از دلدادگی و با هدف خوشبختی افراد جامعه ایرانی هویداست.
- یکی از واژگان کلیدی و اساسی در تعلیمات نظام وفا، برانگیختن احساسات ملی و غرور و غیرت و حمیّت وطن پرستی است که پاسداشت آن را نشانه رشد و تربیت صحیح می داند.

code

Email this page

نسخه مناسب چاپ